مهرداد ابوالقاسمی - با وجود اینکه در چند سال گذشته نمایشنامهنویسان ایرانی، رشد خوبی داشتهاند و آثار موفق زیادی را رقم زدهاند اما متأسفانه همچنان شاهد نوعی تکرار و غفلت از سوی نویسندگان در پرداختن به مضامین و رویکردهای اجتماعی هستیم که البته دلیل اصلی این رویداد را باید در نوع نگاه کارگردانان و حتی به نوعی مسؤولان هم بررسی کرد. در همین جشنواره امسال و به خصوص سال گذشته شاهد اجرای نمایشهای زیادی با رویکردهای اجتماعی که منبعث از شرایط حاکم بر اجتماع امروز است بودیم و اتفاقاً مخاطبان هم استقبال پرشوری از این دست آثار نشان دادند و اغلب این نمایشها در اجرای عمومی هم با فروش قابل قبول روبهرو شدند.یکی از ویژگیهای بارز هنر تئاتر بهروز بودن و میزان بالای تأثیرگذاری آن است که باعث شده تا هنر ششم به هنری خاص تبدیل شود و همواره علاقهمندان خاص خودش را جذب کند.در دهههای گذشته همواره رویکرد تئاترها، رویکردی اجتماعی بود که به وضوح و شفافیت، مشکلات و معضلات اجتماعی را با دیدی هنرمندانه به تصویر میکشید و میتوان از آن ایام به عنوان دوران درخشان تئاتر یاد کرد اما متأسفانه در سالهای گذشته، کارگردانان تئاتر کمتر تمایل و علاقهای به اجرای نمایشهایی با مضامین و موضوعات اجتماعی روز نشان میدهند و همین مسأله سبب شده تا مخاطبان هم علاقه کمتری نسبت به تئاترها پیدا کنند.در حال حاضر آنچه بر فضای تئاتر حاکم شده فضای متأثر از تئاتر غرب و تئاتر مدرن اروپایی است که متأسفانه با نگاه و رویکردی ایرانی در حال اجراست که نه مصداق و معیار کاملی از تئاتر غربی و مدرن را پدیدار میسازد و نه میتواند مبین نمایشهای اصیل ایرانی باشد. سختگیریهای صورت گرفته در زمینه اعطای مجوز تمرین درمورد نمایشهایی که رویکردهای اجتماعی- انتقادی داشتند هم از دیگر دلایلی است که سبب شده نویسندگان و کارگردانان ایرانی به سوی آثار خارجی گرایش پیدا کنند و عطای نمایشهایی با مضامین و موضوعات اجتماعی را به لقایش ببخشند.تأثیر تئاتر اجتماعی غیرقابل انکار استعزتالله مهرآوران از نمایشنامهنویسان پیشکسوت تئاتر معتقد است: نمایشهای انتقادی- اجتماعی، بازتاب فراوانی در جامعه خواهند داشت و مردم را به طور غیرمستقیم مجذوب و شیفته خود میکنند. البته مسؤولان در سالهای گذشته چندان استقبالی از این رویه نکردهاند و به نوعی با ترس و واهمه با آن برخورد کردهاند اما هنرمندان همچنان مشتاق تحلیل و ارزیابی مضامین اجتماعی هستند. وی میگوید: نه تنها در سالهای گذشته بلکه در دهههای دورتر هم تماشاگران علاقه زیادی به نمایشهای اجتماعی نشان میدادند و قطعاً به همین خاطر بود که لالهزار با رونق و استقبال مواجه شد و مردم همیشه در مقابل تالارهای سنگلج و لالهزار صف میکشیدند. در واقع در آن ایام مردم بیشتر به خاطر همین موضوعات که اغلب بار انتقادی هم داشت به تماشای تئاتر میآمدند. مهرآوران پیشنهاد میکند که به جوانان آزادی عمل و اختیار بیشتری برای نگارش داده شود و این مسأله تنها میتواند از دانشگاه شروع شود و نطفه آن باید در دانشگاهها شکل بگیرد تا تأثیر غیرقابل انکار تئاتر اجتماعی بر همگان آشکار شود.او میافزاید: اگر جوانترها به جسارت و انگیزههایشان ایمان بیاورند و بستر لازم برای فعالیت آنان فراهم شود به طور قطع شاهد گسترش تئاتر با مضامین اجتماعی خواهیم بود.بیتردید مضامین و موضوعات اجتماعی از علاقهمندیهای اصلی مخاطبان تئاتر است که باید فکری جدی در این زمینه شود.نمایشهایی چون گلهای شمعدانی، 31/6/77، یک دقیقه سکوت، والس مرده شوران، چیست، تیغ کهنه، کوکوی کبوتران حرم، شکلک، خشکسالی و دروغ و... در این سالها از جمله نمایشهایی بودهاند که با اقبال عمومی مواجه شدهاند و هر یک به نوعی نمایی از برخی مشکلات یا روابط انسانها در جامعه امروز را تصویر کردهاند. نمیتوان منکر سختگیریهای شورای نظارت و ارزشیابی نمایش بر این ژانر از تئاترها شد اما همین مسأله نباید تبدیل به بهانهای برای نویسندگان و کارگردانان شود تا از رویکردهای اجتماعی و مضامین آن غافل شوند و به سوی نمایشهای خارجی و آثار غربی گام بردارند. چرا که هر یک گامی که نویسندگان از این ورطه دور شوند، یک گام به افول و انزوای تئاتر ایرانی نزدیک شدهاند و این یعنی مرگ نمایش ایرانی که بیتردید خسارات غیرقابل جبرانی را در پی خواهد داشت.در این سالها نویسندگان زیادی چون کوروش نریمانی، محمد یعقوبی، حسین کیانی، علیرضا نادری، نادر برهانی مرند، نغمه ثمینی و... تلاشهای زیادی در عرصه نمایشهای ایرانی با رویکردهای کاملاً اجتماعی صورت دادهاند که اتفاقاً نتایج مثبتی در پی داشته است. اما اغلب این نویسندگان در زمره نمایشنامهنویسان نسل دوم تئاتر هستند و نسل سومیها کمتر علاقه و تلاش در این راستا از خود بروز دادهاند. شاید دلیل اصلی این رویداد را بتوان در کاهش جسارت و انگیزه نویسندگان و هنرمندان جوان و تازهکار بررسی کرد. این مقوله حتی به طور کاملاً آشکاری در عرصه تئاتر دانشجویی هویدا و قابل بررسی است که قطعاً در این مقال نمیگنجد اما به طور حتم در بخش جداگانه به آسیبشناسی آن هم خواهیم پرداخت. دانشجویان و هنرمندان جوانتر در حال حاضر به طرز حیرتآوری شیفته نمایشنامههای خارجی شدهاند.جوانان رویکرد اجتماعی دارند، اما...کوروش نریمانی از نمایشنامهنویسان عرصه تئاتر علت استقبال مخاطبان از نمایشهای اجتماعی را دلیل درگیری مخاطبان با این مسائل بررسی میکند و میگوید: در حقیقت تماشاگرها با تماشای این آثار که به زندگی روزمرهشان بازمیگردند و چون نمایشها به زندگی و شرایط آنان وابسته است با استقبال مواجه میشود.البته دلیل مهمتر و اصلی را باید در نوع آداپتاسیون نمایشها و متون کهن و قدیم بررسی کرد. اغلب اوقات نویسندگان فراموش میکنند که در جریان اقتباس و بهروز کردن نمایشنامههای کهن با مخاطب امروز مواجه هستند و همین مسأله سبب میشود تا تماشاگر نتواند با نمایش ارتباط برقرار کند. او درباره تأثیر این دستنمایشها بر اجتماع و مسؤولان میگوید: باید دید مسؤولان و مدیران تا چه حد به هنر و فرهنگ توجه نشان میدهند و اساساً تا چه حد این میزان تأثیرپذیری را جدی قلمداد میکنند.در همه جای دنیا هنرمندان با ظرافت با مسائل و مشکلات برخورد میکنند و طرح این مسائل در جوامع باعث اصلاح مشکلات و کاهش معضلات میشود و هر چه بیشتر در این زمینه فعالیت شود به طور قطع میزان تأثیرگذاری نمایشها هم افزایش مییابد. نریمانی همچنین معتقد است نمایشنامهنویسان جوان و دانشجویان اتفاقاً روی این موضوعات تمرکز دارند و اغلب آثارشان در این حیطه است اما آنها فرصتی برای ارائه و عرضه آثارشان پیدا نمیکنند.او میگوید: تقریباً 99 درصد نمایشنامههای دانشجویان را که در دانشگاه میخواندم در ارتباط با مسائل اجتماعی و روز بود اما متأسفانه این آثار هرگز فرصت اجرای عمومی پیدا نکردند تا بتوان آنها را بررسی و ارزیابی کرد. اغلب این عده از تازهواردان، با رویکرد نگاهی مدرن به سراغ آثار کلاسیک و یا مدرن میروند که بارها و بارها توسط کارگردانان مختلف این تجربیات، تجربه شده و نتایجش به وضوح قابل رؤیت است اما واقعاً مشخص نیست که چرا همچنان نویسندگان جوان به اجرای جدید از آثاری کهنه علاقه نشان میدهند و نسبت به محیط پیرامون و جامعهای که در آن در حال زندگی هستند، بیانگیزه و بیتفاوت شدهاند.شاید رویکرد جدید مسؤولان شورای نظارت و ارزشیابی بر نمایش در زمینه اعطای مجوز به گروههای جوان به خصوص جشنوارههایی چون جشنواره تئاتر دانشگاهی بتواند گام مؤثری در حل این مشکل باشد.همچنین در طول سال شاهد برگزاری جشنوارههای موضوعی متفاوتی چون جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، جشنواره تئاتر مقاومت، جشنواره تئاتر بانوان، جشنواره کانونهای نمایش، جشنواره نمایشهای رضوی، آیینهای عاشورایی و... هستیم که حالا با گذشت زمان، تأثیر قابل قبولی در روند اجرای نمایشهایی با بیان مضامین و موضوعات داشتهاند اما همچنان جای خالی جشنوارهای که مختص رویکردهای اجتماعی و به خصوص مشکلات و معضلات جوان باشد هستیم و این مسأله یکی از راهکارهایی است که میتواند تأثیر دو چندانی در رشد نمایشنامهنویس و تئاترهایی در ژانر اجتماعی باشد.مسؤولان، بسترساز تئاتر اجتماعی هستنددکتر قطبالدین صادقی، نویسنده و کارگردان تئاتر هم درباره نمایشهای اجتماعی و کارکرد تئاتر میگوید: تئاتر از دیرباز فقط وجهه و جنبه تفنن و سرگرمی نداشته است. بلکه تئاتر به دلیل وابستگی بیش از حدش به شخصیتها و جریانهای اجتماعی، قابلیت طرح پرسشهای اساسی درباره مشکلات ریز و درشت اجتماعی را دارد.در حقیقت تئاتر این قابلیت را دارد که به یک دستگاه فکری تبدیل شود و مردم همزمان با آن حرکت کنند و حتی جواب پرسشهایشان را از این طریق کسب کنند و حتی به نوعی بار اندکی از مسائل و بحرانهای اجتماعیشان را از طریق تئاتر حل کنند.این مدرس تئاتر میافزاید: از دوران یونان تاکنون بهترین نمایشها به دلیل پیوند با مسائل و موضوعات اجتماعی شکل گرفتهاند و در غیر این صورت تماشاگر خود را در نمایش سهیم نمیداند و به تماشای آثار نمیآید. در واقع تئاتر باید آیینه تمامنمای جامعه باشد.صادقی، مسؤولان تئاتر را بسترساز شکلگیری نمایشهای اجتماعی میداند و میگوید: ارزش تأثیرگذاری نمایشهای اجتماعی به نگاه مدیران و مسؤولان و بسترسازی آنها برای فراهم کردن شرایط انتقاد از اجتماع بستگی دارد. آنها با بسترسازی میتوانند از این مسأله بهرهبرداری کنند و البته مدیران تمامیتخواه اغلب مانع میشوند و حتی سفارش میدهند که چگونه انتقاد شود و چه مسائلی مطرح شود و به چه مسائل و موضوعاتی اصلاً پرداخته نشود. در حقیقت هر چه مدیران فضای اجتماعی- انتقادی را بازتر کنند هم مخاطبان را جذب کردهاند و هم بر تأثیرگذاری تئاتر افزودهاند و تأثیر فراوانی در شرایط جامعه ایجاد خواهند کرد.