ظهور و نزول دین سبز توسط رهبران فکری این جریان در حالی صورت میگیرد که واژه «دین» جزو مفاهیمی است که همواره در میدان آرا و نظرات گوناگون صاحبنظران قرار داشته است.
براساس همین تعاریف، دین مجموعه حقایقی هماهنگ و متناسب از نظامهای فکری، نظام ارزشی و نظام پرورشی است که در قلمرو ابعاد فردی، اجتماعی و تاریخی از جانب پروردگار متعال برای سرپرستی و هدایت انسانها در مسیر رشد و کمال الهی ابلاغ میشود و یا براساس تعریف دانشمند بزرگ اسلامی علامه طباطبایی، دین عبارت است از عقاید و یک سلسله دستورهای عملی و اخلاقی که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آوردهاند.
بنابراین با نگاهی گذرا به این تعاریف، درخواهیم یافت آنچه که امروز از سوی رهبران فکری جریان فتنه به عنوان دین به خورد پیروان معدود این حرکت غیرقانونی داده میشود، نه تنها هیچ شاخصهای از یک دین ساختگی ندارد بلکه با در برگیری ملحدان، شیطانپرستان و همجنسبازان یک حرکت ضد دینی است که اسلحه براندازی خود را به سمت قلب اعتقادات تمامی پیروان خود گرفته است. آن چیز که مشخص است، فرقه سبز اموی که تئوریپردازان وابسته به آن، نام دین را بر این عمل گذاشتهاند از ابتداییترین شاخص یک «دین» یا بهتر بگوییم، «فرهنگ» چیزی به یادگار نبردهاند.
این شاخصه ابتدایی «مجموعه» نام دارد. فرقه سبز اموی چه هنگام تولد و چه هنگام حیات و اضمحلالش هرگز نتوانست نام یک مجموعه را با خود یدک بکشد، چرا که خود و عوامل اجرایی این حرکت به خوبی می دانستند که تحرکات آنها غیر قانونی است و ملت قطعاً در مقابل این حرکات خواهد ایستاد. از این رو تمامی تحرکات آنها در طول حیاتشان شتابزده و جزیرهای بود که هرگز نمیتوان پایینترین نمرههای یک مجموعه را به این تحرکات داد. علاوه بر این، بخشی دیگر از تعریف دین بر وجود «حقایقی هماهنگ» تأکید میکند. موضوعی که پیدا کردنآن در حرکت سبز همانند یافتن سوزنی در انبار کاه است. نگاهی به سرمنشأ تولد فرقه سبز اموی مؤید این مطلب است که نطفه تولد این جریان از دروغ بزرگ تقلب در انتخابات شکل گرفت و سپس با ارائه دروغهای دیگر در خصوص کشته شدگان و مسائل دیگر رشد و نمو پیدا کرد. پس قرارگیری این جریان در رده ادیان و اعتقادات به دلیل نبود حقیقت در آن غیر ممکن است.
وجود نظامهای فکری نیز یکی از شرایط عمومی برای یک آیین و مذهب است که میتوان این نظام های فکری را به عقاید و معارف ترجمه کرد. موضوعی که از اساس جایی در حرکت سبز نداشت و تئوریپردازان این حرکت با درک این قضیه از ابتدا به دنبال ساخت یکسری عقاید و معارف برای جذب مخاطبان خود بودند.
یادآوری نماز جمعه 26 تیرماه به امامت هاشمی رفسنجانی که در آن تعداد زیادی نماز اولی به همراه حیوانات خانگی خود حضور داشتند، میتواند کمک زیادی در شناخت عقاید و معارف معرفی شده از سوی جریان سبز اموی باشد.
نظام ارزشی هم یکی دیگر از شرایط عمومی یک آیین و مذهب به شمار میرود که این نظام ارزشی را میتوان به قوانین و احکام ترجمه کرد. عنوانی که پیروان این حرکت در آن تجدید شده و پایینترین نمره ممکن را کسب کردهاند. چرا که قانونشکنیهای پیدرپی آنان در طول تاریخ ایران بینظیر بوده و زبانزد خاص و عام است.پس سبزهای اموی برای تبدیل شدن به یک دین و آیین این شاخصه مهم را نیز در اختیار ندارد.یکی دیگر از شاخصههای مهم یک دین و آیین، نظام پرورشی است که این نظام به دستورات اخلاقی و اجتماعی ترجمه میشود.نگاهی به اخلاقمداری و حرکات اجتماعی حرکت سبز نشان میدهد که وابستگاه این فرقه، حریم این شاخصه را نیز دریدهاند و هیچ جای دفاعی برای خود باقی نگذاشتهاند. تهمتهای مکرر پیش از انتخابات، استفاده از الفاظ رکیک در تجمعات غیرقانونی خود از بعد اخلاقی و همچنین وارد آوردن آسیبهای بیشمار به مردم و اموال آنها از بعد اجتماعی تنها گوشه کوچکی از نقض حریم نظام پرورشی توسط سبزهای اموی است.بنابراین با مرور این شاخصهها درخواهیم یافت که این حرکت غیرقانونی هیچ علامت و شاخصهای برای تبدیل شدن به یک فرهنگ و آیین یا به اصطلاح خودشان دین را ندارد.
دین سبز از کجا میآید؟
در ابتدای این نوشتار در تعریف دین عنوان کردیم که دین از جانب پروردگار متعال برای سرپرستی و هدایت انسانها در مسیر رشد و کمال الهی ارسال میشود. حال با در نظرگیری این تعریف و نگاه به دین سبز که در کمتر از چند ماه در پستوی خانههای تئوریپردازان آن پدید آمده است، درخواهیم یافت که این شریعت غیرالهی نهتنها از جانب خدا فرستاده نشده است بلکه پدیدآورندگان آن کسانی هستند که حاضرند برای جذب مخاطب، ملحدان و شیطانپرستان را در دین خود جای دهند. از سوی دیگر دین پدید آمده از سوی این جماعت هم قرار نیست انسانی را هدایت و در مسیر رشد و کمال الهی قرار دهد بلکه دین فقط به دنبال تحقق اهداف قدرتطلبانه صاحبان آن است.
دین، محور صفبندیها
پیوند دین و انسان، پیوندی دیرین و پایدار بوده، اما این رابطه، در گذر زمان چه در وجه فردی دین و چه در بعد اجتماعی آن، همواره دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. هرچند دین همواره نقش و عملکردی یکسان نداشته، اما از نخستین جوامع انسانی تا امروز، عنصری اساسی و بنیادین از هر اجتماع انسانی را تشکیل داده و یکی از اصلیترین محورهای صفبندیها و دستهبندیها در درون جوامع یا تمایز ملل از یکدیگر بوده است. در جهان امروز نیز، بهرغم همه اختلافنظرها، مجادلات و مبارزات، مباحث و تفسیرهای متفاوتی که از ماهیت و وظایف دین به دست داده شده، به نظر نمیرسد که از اهمیت و میزان گسترش و حضور آن در حوزههای خصوصی و عمومی زندگی بشری کاسته شده باشد.
بنابراین ذکر این موضوع میتواند این نکته را به اثبات برساند که رهبران فرقه سبز اموی به خوبی اهمیت دین در بین مردم به خصوص جامعه دینمدار ایران را تشخیص دادهاند و با ارائه دین سبز سعی در کمرنگ و جایگزین کردن ارزشهای مردم برای جذب سرمایه اجتماعی و رسیدن به اهداف و مطامع براندازانه و قدرتطلبانه خود تحت نام دین دارند.