سندی که شورای حکام آژانس روز پنجشنبه علیه ایران تصویب کرد، بیشک قطعنامهای ضد یرانی بود، ولی بحثهای حول و حوش آن، برای رویکرد هستهای ایران حاوی نکاتی کلیدی و البته راهگشا است: 1- اینکه آمریکاییها و 1+5 قطعنامه را به جای شورای امنیت، به شورای حکام بردند، نشان میدهد که توافق لازم برای صدور چنین قطعنامهای در شورای امنیت وجود نداشته است. صدور قطعنامه در آژانس به این معناست که 1+5 نمیتواند برای صادر کردن قطعنامه بعدی تحریم ایران به توافق برسد.
2- هندیها دیروز به فاصله 48ساعت بعد از صدور قطعنامه، طی بیانیهای اعلام کردند که این قطعنامه نباید مبنای تحریم علیه ایران تلقی شود. روسها و چینیها به قطعنامه آژانس رأی مثبت دادند ولی بعضی شواهد و قرائن نشان میدهد که رأی آنها مصلحتی و با برخی تحفظها بوده است. مسکو هم مثل بعضی گروههای داخل و شورای حکام مانند «نم» در حاشیه صدور قطعنامه بیانیه صادر کرد. به لحاظ حقوقی، وقتی کشوری در کنار یک قطعنامه بیانیه صادر میکند، معنایش این است که آن کشور درباره آن تحفظاتی دارد، حتی اگر به صراحت به نکات تحفظی خود اشاره نکند. به علاوه روسها سعی دارند با ارسال سیگنالهای غیررسمی (مثل تأکید بر تحویل اس – 300 و تکمیل بوشهر) بگویند که هنوز هم در پرونده هستهای حامی ایران هستند. موضعگیری چین از روسها هم قابل تأملتر بود آنها نه بیانیهای دادند و نه مثل روسها قطعنامه آژانس را تفسیر کردند ولی وقتی هندیها میگویند قطعنامه آژانس به معنی حمایت از تحریم ایران نیست، آیا میتوان گفت که نظر چینیها در مورد تحریم ایران مثبت است؟
3- قطعنامه آژانس شورای حکام نشان داد حتی خود کاخ سفید هم برای تحریم ایران خیلی جدی نیست. جمهوریخواهان موج انتقادهایشان را طی چند هفته گذشته علیه باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا بیشتر کردهاند و هیچ بعید نیست که لحن تند کاخ سفید علیه ایران طی چند هفته گذشته برای فرار از موج انتقادهای تند و گزنده جمهوریخواهان بوده باشد.
4- حتی اگر قبول کنیم که اوباما و کاخ سفید زیر فشار جمهوریخواهان اسب خود را برای فشار بیشتر بر ایران زین کردهاند، نمیتوان گفت که شرایط حول و حوش پرونده هستهای ایران به سمت رویارویی بیشتر حرکت نخواهد کرد. «ری تکیه» کارشناس مسائل ایران در شورای روابط خارجی آمریکا میگوید: درجهای از ناشکیبایی در دیپلماسی آمریکا دیده میشود. ما ایران را به سطح یک خطر شدید رساندهایم، در حالی که این طور نیست. ما نوعی فضای بحران به وجود آوردهایم که عقلایی نیست. وقتی پرزیدنت نیکسون برای اولینبار دستش را به سمت چین دراز کرد، یک سال و نیم طول کشید که چینیها جواب مثبت بدهند. ایرانیها هم ممکن است (نه الان) بلکه در ماه مارس با یک طرح جایگزین برگردند. توافق با تهران از بین نرفته است چون ایرانیها هرگز«بله» یا «نه» صرف نگفتهاند.»