کد خبر: 1381125
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰
نیره ساری

 جوان آنلاین: ساعت هنوز ۷ صبح نشده، اما خانه از همیشه شلوغ‌تر است. مادر از شب قبل چند بار ساک را باز کرده و دوباره بسته «نکند چیزی جا مانده باشد؟» پدر، برخلاف همیشه، زودتر از همه بیدار شده و آرام و بی‌صدا گوشه‌ای نشسته است. پسر هم تلاش می‌کند خودش را بی‌خیال نشان بدهد. شوخی می‌کند، به گوشی‌اش سرمی‌زند و می‌گوید: «بابا، اینقدر جدی نباشید، سربازیه دیگه!».

اما همه می‌دانند امروز با روز‌های دیگر فرق دارد. مادر سینی قرآن و‌آب را می‌آورد. پدر دستی روی شانه‌اش می‌گذارد و احتمالاً همان جمله‌ای را می‌گوید که پدر‌ها در چنین لحظه‌هایی بلدند «چشم به هم بذاری تموم میشه» مادر آب را پشت سر پسرش می‌ریزد و در بسته می‌شود. 
پسر رفته است، اما خانه هنوز پر از حضور اوست؛ کفشی که گوشه اتاق مانده، لیوانی که صبح استفاده کرده، تختی که حالا مرتب و خالی است و گوشی مادری که از همین حالا منتظر اولین تماس است. سربازی از همینجا شروع می‌شود؛ اما نه فقط برای سرباز بلکه برای خانواده هم شروع می‌شود. ما معمولاً وقتی از سربازی حرف می‌زنیم، از خود سرباز می‌گوییم از مدت خدمت، محل خدمت، آموزش، مرخصی، سختی‌ها و خاطراتش. کمتر کسی از «سربازی خانواده» حرف می‌زند از پدر و مادری که باید یاد بگیرند چطور با دوری فرزندشان کنار بیایند، چطور نگرانی‌شان را مدیریت کنند و مهم‌تر از همه، چطور اجازه بدهند فرزندشان در این دوره کمی مستقل‌تر شود. 
شاید این همان بخش کمتر دیده‌شده ماجرا باشد. پسر ما تا دیروز ممکن است برای خیلی از کارهایش به خانه وابسته بوده باشد. غذایش آماده بوده، لباس‌هایش مرتب شده، اگر مشکلی پیش آمده پدرومادر کمک کرده‌اند و اگر جایی کارش گیر کرده، خانواده راهی برای باز‌کردن گره پیدا کرده است. 
حالا ناگهان وارد محیطی می‌شود که باید خودش خیلی از کار‌ها را مدیریت کند. باید صبح سر ساعت بیدار شود. باید با آدم‌هایی با فرهنگ‌ها و شخصیت‌های متفاوت کنار بیاید. باید مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. باید صبر کند. باید بعضی خواسته‌هایش را عقب بیندازد و گاهی باید برای یک مسئله، خودش راه حل پیدا کند. اینها شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما بخش مهمی از همان چیزی هستند که بعد‌ها در زندگی اجتماعی و کاری به آن نیاز دارد. 
پس شاید خانواده هم باید در این دوره یک مهارت تازه یاد بگیرد و آن اعتماد کردن است. اعتماد به اینکه فرزندمان می‌تواند بخشی از مشکلاتش را خودش حل کند. البته اعتماد به معنی بی‌خیالی نیست. اگر مشکلی جدی وجود دارد، خانواده باید کنار فرزندش باشد و از مسیر درست موضوع را پیگیری کند، اما بین «کنار فرزند بودن» و «به جای فرزند زندگی کردن» تفاوت بزرگی وجود دارد. 
گاهی پدر‌ومادر آن‌قدر نگران می‌شوند که کوچک‌ترین مشکل سرباز را به مسئله‌ای خانوادگی تبدیل می‌کنند. یک گلایه ساده از غذای پادگان، یک خستگی، یک اختلاف نظر یا یک روز سخت، ممکن است باعث شود مادر چند ساعت اضطراب داشته باشد و پدر دنبال راهی برای حل مشکل بگردد، در حالی که شاید فرزند فقط می‌خواسته ۵ دقیقه حرف بزند و سبک شود. 
یکی از مهم‌ترین کار‌های خانواده در دوران سربازی، نحوه حرف زدن با فرزند است. تصور کنید بعد از یک روز سخت، سرباز بالاخره فرصت پیدا کرده با خانه تماس بگیرد. اگر اولین سؤال مادر این باشد که «چرا صدات خسته است؟ چیزی شده؟»، بعد «غذا خوردی؟»، بعد «فرمانده‌تون چطوره؟»، بعد «کسی اذیتت نکرد؟» و در نهایت «کی به مرخصی میای؟»، ممکن است تمام گفت‌و‌گو به بازجویی ناخواسته تبدیل شود!
گاهی بهتر است سؤال‌هایمان را تغییر بدهیم. به جای اینکه بپرسیم «امروز چقدر اذیت شدی؟» بپرسیم «امروز چه چیزی یاد گرفتی؟». به جای «فرمانده‌تون سختگیره؟» بپرسیم «با چه کسی دوست شدی؟» به جای اینکه مدام درباره سختی‌ها سؤال کنیم، بپرسیم «امروز اتفاق بامزه‌ای هم افتاد؟» و نهایتاً طوری برخورد کنیم که او احساس شهامت و بزرگی کند، احساس شجاعت و حتی قهرمان بودن. 
این تغییر کوچک در نوع سؤال، نگاه سرباز به تجربه‌ای را که دارد پشت سر می‌گذارد تغییر می‌دهد. البته اگر خودش خواست از سختی‌ها حرف بزند، باید گوش کنیم. لازم نیست همان لحظه نسخه بپیچیم یا بگوییم «ولش کن، چیزی نیست». برای کسی که یک روز سخت را پشت سر گذاشته، شنیده شدن خودش نوعی حمایت است. گاهی بهترین جمله مادر این است «می‌فهمم سخت بوده. خسته نباشی. من بهت اعتماد دارم؛ از پسش برمیای.» مادر‌ها هم باید یاد بگیرند دلتنگی را مدیریت کنند. سربازی برای بسیاری از مادرها، نخستین تجربه جدی دوری از فرزند است. خانه ناگهان ساکت‌تر می‌شود. ساعت غذا خوردن تغییر می‌کند. کسی نیست که مادر از او بپرسد «چای می‌خوری؟» یا «امروز کجا بودی؟»
این دلتنگی طبیعی است. اما یک نکته مهم وجود دارد که نباید تمام بار دلتنگی‌مان را روی دوش سرباز بگذاریم. اگر هر بار تماس تلفنی با خانه با گریه، نگرانی و جمله‌هایی مثل «اینجا خیلی سخته، کی برمی‌گردی؟» همراه باشد، ممکن است سرباز احساس کند علاوه بر مشکلات خودش، مسئول آرام کردن خانواده هم هست. خانه باید برای او محل آرامش باشد، نه جایی که احساس کند باید نگران مادر و پدرش هم باشد. این به معنای پنهان کردن احساسات نیست. مادر حق دارد بگوید «دلم برایت تنگ شده». اتفاقاً همین جمله می‌تواند بسیار شیرین باشد. اما بین «دلم برایت تنگ شده» و «بدون تو نمی‌توانم» فاصله زیادی وجود دارد. اولی عشق است؛ دومی ممکن است بار مسئولیت عاطفی ایجاد کند. 
یکی از زیباترین اتفاقات دوران سربازی می‌تواند این باشد که جوان بفهمد «من از پس بعضی چیز‌های خودم برمی‌آیم.» برای همین، اگر هر بار مشکلی پیش آمد، اولین راه‌حل خانواده این باشد که با مسئولان تماس بگیرند، واسطه پیدا کنند یا بخواهند فرزندشان را از هر موقعیت دشواری بیرون بکشند، ناخواسته یک پیام به او می‌دهند «تو به تنهایی نمی‌توانی.» در حالی که شاید بهتر باشد ابتدا از خودش بپرسیم «به نظرت خودت چطور می‌توانی این مسئله را حل کنی؟» و اگر واقعاً نیاز داشت، کمکش کنیم. این روش، هم استقلال را بیشتر می‌کند و هم به او یاد می‌دهد چگونه محترمانه و قانونی مطالبه‌گری کند. البته باز هم تأکید کنیم استقلال یعنی مسئولیت‌پذیری، نه تحمل آسیب یا سکوت در برابر رفتار نادرست. اگر مسئله‌ای جدی، غیرقانونی یا آسیب‌زا وجود دارد، خانواده باید حمایت و پیگیری لازم را انجام دهد. 
گاهی در فرهنگ ما به یک جوان سرباز گفته می‌شود «مرد باش، سختی بکش.»، اما شاید لازم باشد تعریف‌مان را کمی تغییر بدهیم. مرد شدن یعنی بتوانی سختی را مدیریت کنی، نه اینکه درباره رنجت حرف نزنی. یعنی وقتی عصبانی هستی، خودت را کنترل کنی. وقتی با آدم متفاوتی روبه‌رو می‌شوی، بتوانی با او کنار بیایی. وقتی کاری سخت است، مسئولیتت را رها نکنی. وقتی حقی داری، بتوانی محترمانه آن را مطالبه کنی و وقتی اشتباه کردی، مسئولیتش را بپذیری. 
اگر سربازی بتواند بخشی از این مهارت‌ها را به جوان یاد بدهد، دیگر فقط یک «دوره زمانی برای تمام شدن» نیست؛ می‌تواند بخشی از مسیر رشد او باشد. خانواده قرار نیست در دوران سربازی ناپدید شود. اتفاقاً حضور خانواده بسیار مهم است؛ اما شکل این حضور باید تغییر کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار