اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که بر عنوان خویش آورده، بازخوانی «تاریخ معاصر از نگاه مقام معظم رهبری» را مطمح نظر قرار داده است جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که بر عنوان خویش آورده، بازخوانی «تاریخ معاصر از نگاه مقام معظم رهبری» را مطمح نظر قرار داده است. ویژگی این اثر، مستند بودن آن و ارائه نظاممند منابع است. این تحقیق ازسوی احسان بابایی انجام شده و دفتر نشر معارف انقلاب آن را روانه بازار کتاب ساخته است. تارنمای ناشر در بازنمایی مضمون و محتوای این روایت تاریخی، به نکات پی آمده اشارت برده است: «این کتاب گزیدههایی از روایتها و تحلیلهای رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای است که بر محور معرفی تاریخ معاصر ایران گرد آمده است. نگاه به تاریخ معاصر از منظر ایشان، از این جهت پر اهمیت است که مقام معظم رهبری، هم از یک سو به واسطه مطالعات گسترده، آشنای کامل تاریخ معاصر قلمداد میشود و هم به علت نقشآفرینی گسترده در متن انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن، حاضر و ناظر صحنههای تاریخ انقلاب بوده و بسیاری از حقایق را از نزدیک لمس کرده است. در ضمن فصول ۱۳ گانه این اثر، نخست با شرایط نامطلوب رسوب کرده در جامعه ایرانی آشنا میشوید، سپس مقاطع مهم گذشته را مرور میکنید و پیشگامان و دشواریهای مسیر رهایی را خواهید شناخت. این کتاب نقش محوری و بیبدیل حضرت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی را یادآوری و مهمترین رخدادهای پس از پیروزی انقلاب را، به اشکال خاطره و تحلیل بیان میکند. فصول این اثر عناوینی دارد، چون: در غیاب مردم، وابستگی، عقب ماندگی، نابسامانی فرهنگی، نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، فصل مبارزه، جایگاه تاریخی امام خمینی و... این تحقیق میتواند خواننده محقق و موشکاف را با جنبههایی از تاریخ معاصر ایران و از زبان یکی از راویان آگاه و موشکاف آن آشنا سازد....»
در بخشی از «تاریخ معاصر از نگاه مقام معظم رهبری»، چنین میخوانیم: «این شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی - که در دوران انقلاب رایج بود- حرف دل مردم بود و مردم این را میخواستند. مردم میدیدند که این کشور با این عظمت، حکامش و زمامدارانش استقلال رأی ندارند تابع بیگانه و تابع قدرتهای مستکبرند و طوق اطاعت آنها را به گردن انداختهاند؛ در مقابل آنها ضعیف و غیر مستقل، اما نسبت به مردم خودشان سختگیر، متفرعن و با آنها با فشار و سختگیری و زور رفتار میکردند؛ شلاق را بر گرده این مردم میکوبیدند و به آنها اجازهانتخاب نمیدادند. در طول سالهای مشروطیت و تا قبل از انقلاب اسلامی، هرگز اتفاق نیفتاد که این مردم با شوق، با رغبت و با معرفت به پای صندوق رأی بروند و کسی را انتخاب کنند. انتخاب معنی نداشت: حکومت، حکومت موروثی؛ مسئولان و زمامداران، سفارششده قدرتهای بیگانه؛ مجلسی که به نام مجلس شورا از مشروطیت بهوجود آمده بود، مجلس دست نشانده و غیر منتخب مردم! مردم هم اسیر و دستخوش تصمیمهایی بودند که این مجموعهغیرمسئول و غیر متعهد برای آنها میگرفتند. مردم خواستند استقلال بهدست بیاورند، آزادی داشته باشند، عزت ملیشان را تأمین کنند، سعادت و رفاه دنیوی و سربلندی معنوی و اخروی را بدست بیاورند؛ این آرزوی مردم بود و وارد این میدان شدند و به این ترتیب بود که رویداد پرشکوه انقلاب اسلامی رقم خورد....»