کد خبر: 1375644
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
نظری به تاریخ عراق، کشوری که مظهر توحید است 
1 تاریخ سرزمین بین النهرین (عراق کنونی) که مهد تمدن‌های توحیدی و مرکز حضور انبیای الهی بوده، به مرکز تمدن بابل و قانون حمورابی و آثار مربوط به نمرود و پادشاهان ظالم و مشرک تبدیل شده است! یعنی تاریخی برای آنها نگاشته شده که در آن به وجود برج نمرود اشاره می‌شود، اما از حضرت ابراهیم (ع) و رویارویی وی و پیروانش با نمرود حرفی به میان نمی‌آید!
 انوشه میرمرعشی 

جوان آنلاین: خداوند در قرآن، بیان تاریخ را برای عبرت آموزی آدمیان، همچنین دستاویزی برای شناخت حق از باطل و الگوگیری از اولیای الله معرفی می‌کند. دلیلی که در کلام حضرات معصومین (ع) نیز به شکلی مشابه بیان شده است. اما متأسفانه امروز به دلیل فعالیت مستمر و پرحجم مورخان استعماری و دهری، تاریخ نگاری در کشور‌هایی که مدتی مستعمره و متأثر از فرهنگ غرب بوده‌اند، به مجموعه قضایایی که تبلور دهنده قدرت و قلمرو سلطه و حکومت پادشاهان عمدتاً مشرک و ظالم است، تقلیل یافته است. تاریخی که در آن لشکرکشی‌ها، قدرت طلبی‌ها، ظلم‌ها و انحرافات عقیدتی پادشاهان، توجیه می‌شود و به زیر سؤال نمی‌رود! در مقابل خبری نیز از جریان مقابل آنان، لشکر موحدان و رویارویی ایشان با جریان ظلم و باطل دیده نمی‌شود. از آنجا که سال‌هاست این مسئله دغدغه ذهنی نویسنده این سطور است، در سفر اربعین امسال از این منظر به کشور عراق و هویت تاریخی مردمانش نگاه کرده و آن را مورد کنکاش قرار داده است. بخشی از حاصل این دغدغه و نگاه جست‌و‌جوگر را در مقال پی‌آمده می‌خوانید. امید آنکه تاریخ پژوهان و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول افتد. 

عراق؛ سرزمین انبیا یا سرزمین بت‌پرستان؟

کشور عراق مانند بسیاری از کشور‌هایی که سالیان طولانی را در زیر سلطه استعمار گذرانده، با ایجاد کژتابی و انحرافات در بخش هویت تاریخی ازسوی استعمارگران انگلیسی مواجه شده است. مسیر انحرافی‌ای که در آن تاریخ نگاران استعمارگر با حذف مبدأ تاریخ نگاری از هبوط حضرت آدم (ع) بر زمین و تاریخ انبیا، تاریخی موهوم و بی‌ریشه از پادشاهان مشرک و ظالم، یا جمعیت‌های انسانی مشرک و کافر را جایگزین آن کرده‌اند. در این نوع از تاریخ نگاری، حضور و مسیر حرکت و عملکرد انبیای الهی (ع) به بهانه داستانگونه و دینی بودن حذف شده و به جای آن با تکیه بر آثار باستانی که نماد شرک و کفر است، برای مردمان سرزمین‌های مختلف و به ویژه مردمان سرزمین‌های اسلامی، تاریخ‌سازی کرده‌اند!

چنانچه تاریخ سرزمین بین النهرین (عراق کنونی) که مهد تمدن‌های توحیدی و مرکز حضور انبیای الهی بوده، به ناگاه به مرکز تمدن بابل و قانون حمورابی و آثار مربوط به نمرود و پادشاهان ظالم و مشرک تبدیل شده است. یعنی تاریخی برای آنها نگاشته شده که در آن به وجود کاخ و برج نمرود اشاره می‌شود، اما از وجود حضرت ابراهیم (ع) و رویارویی وی و پیروانش با شرک و ظلم نمرود حرفی به میان نمی‌آید! یا مثلاً تزئینات کاخ بخت‌النصر اول و دوم در موزه‌ها به نمایش گذاشته می‌شود، اما از ارتباط انبیای الهی، چون حزقیل و دانیال نبی (ع) با بخت‌النصر‌ها و حتی هدایت بخت‌النصر دوم در آن، چیزی بیان نمی‌شود. موزه‌های بغداد و بصره با انبوهی از بت‌ها، نماد‌های شرک، آثار مربوط به زیگورات‌ها (معابد بت‌پرستی) شکل گرفته (گرچه بسیاری از همان آثار را هم امریکایی‌ها در جریان حمله و اشغال عراق به غارت برده‌اند)، اما در آن موزه‌ها، کمترین نشانه‌ای از وجود حداقل ۷ هزارسال تاریخ توحید و حضور انبیای الهی و تمدن‌سازی ایشان در آن منطقه دیده نمی‌شود! جالب است که آثار شهر‌های باستانی آشور (نزدیک موصل)، «شهر کالح یا خرائب نمرود»، «شهر حضر»، «شهر باستانی بابل» و... در موزه‌های عراق سرشار از نماد‌های بت پرستی و شرک است، اما برپاکنندگان این موزه‌ها هیچ لزومی ندیده‌اند که از آثار باستانی توحیدی که به وفور در کشور عراق یافت می‌شود، نمادی در بخش‌های مختلف موزه قرار دهند و آنها را نیز به مخاطبین خویش بنمایانند. 

از مقام خیاط خانه حضرت ادریس تا خانه حضرت ابراهیم 

گرچه استعمار و فکر‌های استعمارزده در عموم کشور‌های اسلامی و از جمله کشور عراق، سعی کرده‌اند آثار مربوط به جریان تاریخی توحید را کمرنگ یا حذف نمایند، اما واقعیت این است که حضور جریان توحید در کشوری مانند عراق آنقدر پررنگ است که به این راحتی نمی‌توان محو و نابودش کرد. مسجد سهله که در بخش شمال غربی مسجد کوفه و در شهر کوفه قرار دارد؛ یکی از مکان‌هایی است که بسیاری از زائران عتبات عالیات در آن حضور پیدا می‌کنند و اعمال مخصوصش را هم انجام می‌دهند. این مسجد اما، در واقع یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی عراق و مرکز تاریخ توحیدی بشر در کل جهان محسوب می‌شود. مسجدی که در آن، مقام خیاط خانه حضرت ادریس نبی (ع) قرار دارد. این پیامبر خدا با پنج نسل فاصله (ادریس (اخنوخ) بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم)، فرزند حضرت آدم است که طبق احادیث شیعه اولین کسی است که خط نوشت، علم طب و ریاضی را برای بشریت به ارمغان آورد و اولین کسی بود که خیاطی کرد. همچنین خانه حضرت ابراهیم (ع) در دوره ۲۰ ساله حکومت‌شان بر منطقه غرب آسیا و شرق قاره آفریقا، در این مسجد قرار داشته است و اینکه بسیاری دیگر از انبیای الهی در آن نماز گذارده‌اند. مسلما همین داستان نیز برای مسجد کوفه صدق می‌کند. مسجدی که ازسوی حضرت آدم (ع) بنا شده، خانه حضرت نوح در آن قرار داشته، مقام کشتی حضرت نوح در آن واقع شده و بسیاری از انبیای الهی در آن نماز خوانده و حتی در آن سکونت داشته‌اند. 

شهر نجف و تاریخ تمدن بشری 

شهر نجف به عنوان شهری که مدفن حضرت ابوتراب (ع) و شهر ولایت است، تاریخی بس طولانی دارد. منطقه‌ای که منشأ و مبدأ توحید است و نمی‌توان از تاریخ بشر سخن به میان آورد، اما از نقش و تأثیر آن بر مسیر زندگی انسان‌ها صحبت نکرد. نجف شهری است که مدفن حضرت آدم ابوالبشر (ع) و شیخ الانبیا حضرت نوح (ع) در آن قرار دارد؛ آن هم در کنار مزار مطهر حضرت امیر (ع). چنانچه در زیارتنامه حضرت می‌خوانیم «السلام علیک و علی ضجیعک آدم و نوح.» اگر قرار باشد تاریخ تمدن بشر از منظر توحید روایت شود، به هیچ وجه نمی‌توان از تعریف زندگانی این دو پیامبر خدا یعنی حضرت آدم و حضرت نوح (ع) گذشت، زیرا برخلاف تاریخ تمدن‌هایی که تاریخ نگاران غربی و استعمارگر روایت می‌کنند و در آنها بدون اشاره به جایگاه انبیای الهی در ایجاد مدنیت بشری، تاریخی موهوم را از پادشاهان مشرک و ظالم به عنوان پدید آورندگان پیشینه روایت می‌کنند؛ در تواریخ توحیدی، مرکز ثقل تاریخ تمدن بشر، انبیا هستند و صدالبته که در رأس این انبیا حضرت آدم و حضرت نوح قرار دارند. 

در روایات اسلامی ما آمده که حضرت نوح (ع) در جریان طوفان، جسد حضرت آدم را از مکه به نجف منتقل کرد و اینکه موقع دفن حضرت علی (ع)، هنگامی که فرزندانش خواستند در محلی که جلوی تابوت بر زمین فرود آمده بود، قبری بکنند آرامگاهی ساخته و آماده را مشاهده کردند که روی سنگی در درون آن نوشته شده بود: «این مزاری است که بنده خدا نوح برای بنده برگزیده و شایسته خدا علی آماده کرده است.» (الارشاد شیخ مفید، جلد دوم، صفحه ۱۰) دقیقاً برهمین اساس شهری که مزار این دو پیامبر بزرگ الهی را در خود جای داده است را می‌توان به مردمان جهان به عنوان شهری تاریخی و باستانی معرفی کرد. گرچه در وادی السلام پیامبران دیگری نیز دفن هستند، اما از آنجا که پیروان همه ادیان توحیدی و حتی پیروان برخی از ادیان غیرالهی هم حضرت آدم و حضرت نوح را به عنوان نبی و انسان‌های بزرگ تاریخی قبول و باور دارند؛ پس می‌توان به شکل ویژه روی وجود مزار این دو نبی خدا برای مخاطبان جهان کار رسانه‌ای انجام داد. به این معنا که با معرفی این قبور مطهر، دریچه‌ای برای زدودن تحریفات تاریخی استعماری (تحریفات توراتی)، از زندگانی پیامبران ایجاد کرد و روایت تاریخی از جریان توحید را از زاویه نگاه قرآن و احادیث اهل بیت (ع) به مخاطبان غیرشیعه عرضه کرد. براساس آنچه در این سفر اربعین و در سفر‌های قبل مشاهده کرده‌ام، متأسفانه بخشی از زائران ایرانی حضرت علی (ع) هم اطلاعات بسیار ناچیزی از زندگانی پیامبران خدا و تاریخ شهر نجف دارند. شاید بهتر آن باشد که نخست همان کار فرهنگی و رسانه‌ای در داخل کشور و برای ایرانیان انجام شود و در کنار آن، به معرفی نجف اشرف به مخاطبان بین‌المللی به عنوان شهری تاریخی و باستانی پرداخته شود. 

مسجد بُراثا و خانه حضرت مریم (س)

در کشور عراق، کلیسا‌های قدیمی و بسیار مهمی وجود دارد. از کلیسای العقیصر (اقصیر) در شهر کربلا و کلیسای مریم مقدس در شهر بغداد گرفته، تا کلیسای طاهره الکبری در شهر قرقوش در ۲۳ کیلومتری موصل. این کلیسا‌ها که قدمت برخی از آنها به هزار سال می‌رسد، مورد توجه مسیحیان جهان و به ویژه مسیحیان ارتودکس است، اما قطعاً از این کلیسا‌ها مهم‌تر، مکانی است که به واقع نقطه اتصال مسیحیت با تاریخ تشیع است و آن محل خانه حضرت مریم و حضرت عیسی و محل نمازگزاردن حضرت ابراهیم و حضرت مریم و مسیح (ع) می‌باشد. طبق روایات شیعی، زمانی که حضرت علی (ع) بعد از جنگ نهران (جنگ با خوارج) به همراه لشکرش از بغداد می‌گذشت، در کنار صومعه‌ای در روستای یمنه‌السواد توقف کرد. پس وقتی راهب مسیحی از ایشان خواست که محل را ترک کند، چون فقط جانشین پیامبر خدا اینجا توقف می‌کند و در آن نماز می‌خواند؛ حضرت علی (ع) به او فرمود که من وصی پیامبر آخرین هستم. پس به یارانش فرمود که اینجا خانه حضرت مریم و عیسی بن مریم (ع) است؛ زمانی که از شر دشمنان به مکانی دور از بیت‌المقدس رفتند. در اینجا، حضرت ابراهیم و مریم و فرزندش نماز خوانده‌اند. پس دستور داد چاهی حفر کردند که از آن آبی زلال و شیرین بیرون آمد. پس حضرت امیر (ع) مدتی را در آن مکان توقف کرد و در آنجا نماز گزارد. آن راهب مسیحی به دست ایشان مسلمان شد و بعد‌ها در همان مکان مسجدی ساختند که مسجد براثا نام گرفت. سند مروبط به این ماجرا، در امالی شیخ طوسی، جلد اول، صفحه ۱۹۹ و در مناقب آل ابی طالب (ع) ابن شهرآشوب مازندرانی، جلد دوم، صفحه ۱۰۱ آمده است. 

این مسجد در طول تاریخ، بار‌ها مورد تعرض قرار گرفته و حتی تخریب شده است، اما باز با همت شیعیان بازسازی شده است، امروزه این مسجد در محله عطیفیه بغداد قرار دارد و شیعیان زیادی بعد از زیارت حرم امامین کاظمین (ع)، به زیارت آن می‌روند. آنان در آنجا نماز می‌خوانند؛ در محل مقام امام علی (ع) با حضرتش تجدید پیمان می‌کنند و به اولیایی که در آن مکان مقدس در طول تاریخ نماز خوانده‌اند، توسل می‌جویند. علاوه بر این، زائران حتی شده با ایستادن در صفی طولانی، حتماً از آب گوارای چاه تاریخی مسجد، بطری‌های خود پر می‌کنند و به تبرک برای دوستان و آشنایان می‌برند. البته موکب‌های این مسجد در ایام اربعین، به زائران خدمت رسانی هم می‌کنند. واقعیت این است که می‌توان با کار رسانه‌ای، این مسجد را به مکانی مشترک برای اجتماع و پیوند مسیحیان و شیعیان تبدیل کرد. اتفاقی که جای خالی‌اش در سطح بین‌الملل، به شدت احساس می‌شود و در صورت تحقق، آثار فرهنگی و دینی ارزنده‌ای خواهد داشت.

مزار خواجه نصیرالدین طوسی در کاظمین و داستان خودکار‌ها 

جدای از اینکه حرمین مطهر امام موسی کاظم و امام جواد (ع) در کاظمین، خود از آثار بسیار مهم توحیدی است و می‌توان با استفاده از تاریخ قرن هشتم میلادی در منطقه غرب آسیا توجه مردمان غیر مسلمان را به تاریخ توحیدی و ولایی آن مقطع جلب کرد، اما یکی از بخش‌های مهم آثار تاریخی در همان مکان، وجود مزار دانشمند بزرگ شیعه یعنی خواجه نصیرالدین طوسی است. از آنجا که حکومت مغولان در طول چند قرن بر بخش‌های وسیعی از چین، هند، روسیه و جهان اسلام سایه داشته است؛ حواشی مربوط به آن مقاطع تاریخی برای بسیاری از مردمان جهان مهم و جالب توجه می‌نماید. محمد بن محمد بن حسن طوسی، دانشمند بزرگی است که در علوم مختلف از فقه و حدیث و فلسفه گرفته تا طب و ریاضی و نجوم، در ایران معروف ذهن بسیاری از افراد است؛ به ویژه اینکه روز ۵ اسفند را به عنوان روز بزرگداشت مقام خواجه و به عنوان روز مهندس، در تقویم‌های ایرانی ثبت کرده‌اند، اما متأسفانه برعکس نام ابوعلی سینا که در جهان به عنوان دانشمند، فیلسوف و طبیب مسلمان شناخته می‌شود، نام خواجه در آن اندازه و در سطح بین‌الملل شناخته شده نیست. گرچه باید گفت به همان نسبت در داخل کشور خودمان نیز وجوه متنوع شخصیت دینی و ولایی خواجه کمتر شناخته شده است. بسیاری از افراد، از ارادت عمیق خواجه به حضرات معصومین (ع) و عشق پرحرارتش به آنها، کمتر اطلاع دارند. موضوع مهمی که می‌توان عمق آن را در ماجرای وفات خواجه به وضوح مشاهده نمود: در سال ۶۷۲ هجری قمری، خواجه در خدمت آباقاخان (پسر و جانشین هلاکوخان مغول) و همراه با عده‌ای از شاگردانش به بغداد رفت. آباقاخان بعد از توقفی کوتاه و رسیدگی به امور حکومتی آن شهر، قصد ترک آن سرزمین را کرد؛ اما خواجه نصیرالدین برای رسیدگی به حساب اوقاف، قرار شد تا به همراه شاگردانش در بغداد بماند. یک ماهی از توقف‌شان در بغداد نگذشته بود که بیمار شد و حالش رو به وخامت رفت. برای همین در مورد محل دفن خویش، شروع به وصیت به شاگردانش کرد. شاگردان اتفاق نظر داشتند که استاد خود را پس از ارتحال، به نجف اشرف برای دفن در جوار مولا امیرالمؤمنین علی (ع) ببرند، اما خواجه با صراحت گفت که «مرا شرم آید که در جوار امام موسی کاظم رحلت کنم و جسدم را به جای دیگر برند!.» پس وصیت کرد که او را بعد از وفات در کاظمین، در جوار مزار امام موسی کاظم و امام محمد تقی (ع) دفن کنند و بر سنگ مزارش آیه ۱۸ سوره کهف را بنویسند: «وَ کلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیهِ بِالْوَصیدِ؛ و سگ آنها دست‌هاى خود را بر دهانه غار گشوده بود.»

در سفر اخیر اربعین که به عنایت پروردگار زیارت قبور مطهر پدر و پسر امام علی بن موسی الرضا (ع) نصیب شد، برای فاتحه خوانی کنار ضریح خواجه نصیر‌الدین طوسی رفتم (مزار خواجه در قسمت زنانه حرم مطهر واقع شده)، مشاهده کردم که دختران نوجوان و جوان عراقی به گاه حضور در کنار آن مقبره با حالت تضرع خودکار و قلم‌های خود را داخل ضریح و به طرف قبر می‌اندازند! یکی از بانوان خادم برایم توضیح داد که این دختران برای قبولی در امتحانات درسی یا برای پذیرفته شدن در آزمون دانشگاه‌ها، این نذر را می‌کنند و اعتقاد عجیبی هم برای حاجت‌گرفتن از خواجه در این موضوع دارند. حتی می‌گفت که خیلی از دختر‌ها به نیابت از برادران دانش‌آموز خود، این خودکار‌ها را به داخل ضریح خواجه می‌اندازند!... خلاصه آنکه وجود همین قبر و داستان زندگی و اعتقادات ریشه‌دار شیعی صاحب آن می‌تواند یکی از بهترین نشانه‌ها برای بیان تاریخ قرن هفتم هجری و تأثیرگذاری اندیشه تشیع بر پیشرفت دانش بشری در کل جهان، برای فرهنگ دوستان عالم باشد. 

سخن آخر 

کشور عراق به جهت تاریخی، چه در دوران باستان و از زمان هبوط حضرت آدم تا زمان نبوت حضرت عیسی (ع) و چه در دوران اسلامی، نقش بسیار مهمی در رویارویی جریان حق و مقابله اولیای الله با جریان باطل و جبهه کفر و شرک داشته است. صدالبته که در این میان، ارتباطی تنگاتنگ و مستقیم میان تاریخ این کشور و تاریخ سرزمین ایران وجود دارد. برای فهم این موضوع، تنها کافی است که مورخان رویکرد جدیدی را در وقایع نگاری در پیش گیرند و با پژوهش‌های جدی و عمیق، هم نشانه‌های حضور توحید را در عراق و ایران ردیابی کنند و هم با بیان مکرر و نقد داده‌های انحرافی و تحریف آمیز تاریخ‌های توراتی و استعماری، منظر جدیدی از تاریخ نگاری را در پیش چشم جهانیان یگشایند؛ منظری که تبلور دهنده جریان توحید و مقابله‌اش با جریان باطل، ظلم و شرک و کفر باشد و بتوان برای امروز جریان توحیدی نیز از آن بهره فرهنگی و تاریخی گرفت.

برچسب ها: عراق ، قرآن ، ادیانی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار