کد خبر: 1376253
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۰
نظری بر یک کتاب تدوین شده از خاطرات رهبر شهید انقلاب اسلامی
سال «۱۳۱۸»، آغازی بر یک حیات پرماجرا اثری که هم‌اینک در معرفی آن سخن می‌رود، همانگونه که بر عنوان خویش آورده است، «خاطراتی از رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای»، در بازه زمانی سال ۱۳۱۸ تا بهار ۱۳۹۵ را دربردارد
سمانه صادقی

جوان آنلاین: اثری که هم‌اینک در معرفی آن سخن می‌رود، همانگونه که بر عنوان خویش آورده است، «خاطراتی از رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای»، در بازه زمانی سال ۱۳۱۸ تا بهار ۱۳۹۵ را دربردارد. این پژوهش از سوی علی محرابی انجام شده و مؤسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی به انتشار آن همت گماشته است. تارنمای ناشر در معرفی این کتاب (که هم اینک به چاپ ششم رسیده)، نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است: «مجموعه‌ای که پیش‌روی خواننده‌گرامی قرار دارد، خاطرات مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی) است که به اقتضای سخن، در مجال‌های مختلف برلسان مبارکشان جاری و ثبت شده است. خاطرات گردآوری شده در این اثر، نخست به قصد تدوین کتاب خاطره نقل نشده بود، بنابراین تلاش شده تا با جست‌و‌جو در فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، بخش‌هایی از سخنان معظم‌له را که به‌صورت خاطره در ضمن بیاناتشان و به مناسبت‌های گوناگون نقل شده است، گردآوری شود. نخست تبویب و تنظیم کار این کتاب، به ترتیب تاریخ ایراد بیانات صورت گرفت، ولی جمع‌بندی نهایی به اینجا رسید که خاطرات برحسب موضوع و به ترتیب زمان اصلی آن دسته‌بندی و تدوین شود و خواننده به گونه‌ای تاریخمند با آن به پیش برود؛ لذا در این شیوه، اثر شامل ادوار: کودکی، نوجوانی، اوضاع خانواده، دوران مبارزه، مقطع پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ریاست‌جمهوری، رهبری و شخصیت‌ها و به خصوص خاطراتی از حضرت امام‌خمینی (ره) و... شده است. امید است که این تلاش ناچیز - که با بضاعت اندک تدوینگر صورت گرفته است- مورد استفاده خوانندگان محترم و رضایت حق‌تعالی قرار گیرد و خواننده را بیش از پیش با تاریخچه زندگی و شخصیت سلسله جنبان انقلاب اسلامی، آشنا و مأنوس نماید....» 
فصلی از کتاب «۱۳۱۸»، به توصیف شخصیت و شیوه تربیتی والدین رهبر شهید اختصاص یافته است. ایشان در بخشی از این مجموعه، شخصیت مادرگرامی خویش را به این شرح توصیف کرده‌اند: «پدر و مادرم، پدر و مادر خیلی خوبی بودند. مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ‌شناس- البته حافظ‌شناس که می‌گویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس‌بودن با دیوان حافظ - و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت. وقتی بچه بودیم همه می‌نشستیم و مادرم قرآن می‌خواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ می‌خواند. ما بچه‌ها دورش جمع می‌شدیم و او برایمان و به مناسبت، آیه‌هایی را که در مورد زندگی پیامبران است، می‌خواند و شرح می‌داد. من خودم برای اولین بار، زندگی حضرت ابراهیم (ع)، زندگی حضرت موسی (ع) و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم و به همین شکل شنیدم. قرآن که می‌خواند، وقتی به آیاتی که نام پیامبران در آن است می‌رسید، بنا می‌کرد به شرح‌دادن و ماجرا را بازگفتن. بعضی از شعر‌هایی که هنوز - بعد از سنین نزدیک ۶۰ سالگی- به یادم است، از شعر‌هایی که در آن وقت از مادرم شنیدم، ازجمله این دو بیت یادم مانده است: 
سحر، چون خسرو خاور علَم در کوهساران زد
به دست مرحمت یارم در امیدواران زد
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار