کد خبر: 1373044
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۰
نظری به یک زندگینامه نوانتشار برای استاد سید غلامرضا سعیدی
از تبار بیدارگران و مصلحان جهان اسلام اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، همانگونه که در عنوان خویش نیز آورده است، به خوانش «زندگینامه و خدمات فرهنگی مرحوم استاد سید غلامرضا سعیدی، اسلام پژوه معاصر، مترجم و نویسنده» پرداخته است
سمانه صادقی

جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، همانگونه که در عنوان خویش نیز آورده است، به خوانش «زندگینامه و خدمات فرهنگی مرحوم استاد سید غلامرضا سعیدی، اسلام پژوه معاصر، مترجم و نویسنده» پرداخته است. این پژوهش ازسوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی انجام شده و ازسوی این نهاد نیز به زیور طبع آراسته شده است. تارنمای ناشر در باب شخصیت زنده یاد سعیدی، به نکات پی آمده اشارت برده است:
«وی در روستای نوزاد مؤمن‌آباد، از توابع شهرستان بیرجند، در جنوب خراسان متولد شد. مادرش سیده‏اى با تقوى و فضیلت از سادات نوزاد بود و پدرش سیدمحمد میرآفتاب از سادات کاشان و مردی تاجر که به مشهد آمد و همواره بین هرات و بیرجند تردد داشت. او از جمله افراد باسواد منطقه به شمار می‌رفت که خطی خوش هم داشت. سیدغلامرضا پنج یا شش‌ساله بود که هنر قالیبافى را آموخت. پس از آن، پدرش او را براى تحصیل به مکتب‌خانه فرستاد. چون خانواده‌اش به بیرجند نقل مکان کردند، او تحصیلات خود را در مدرسه شوکتیه بیرجند ادامه داد و در ۱۲۹۵ ش به پایان رسانید. در آنجا علاوه بر زبان عربی و فارسی، دروس ریاضیات و هندسه، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی و حفظ‌الصحه، ژئولوژی، هیئت و نجوم جدید و قانون جاذبه و اطلاعات جدید ریاضی را فرا گرفت. زبان فرانسه را در همانجا نزد میرزا احمد مدیر نراقی آموخت، مردی که در رشد فکر و اجتماعی دانش‌آموزان مدرسه شوکتیه از جمله خود او، نقش مهمی داشت تا آنجا که تحت‌تأثیر افکارش با شخصیت‌هایی چون: شیخ محمد عبده، طه حسین و دیگر نویسندگان آزاداندیش در کشورهاى عربی و نیز سیدجمال‌الدین اسدآبادی آشنا و شیفته او شد، به‌طوری که بعد‌ها چند مقاله درباره وی تألیف و ترجمه کرد که در کتاب مفخر شرق سیدجمال‌الدین اسدآبادی آمده است. سیدغلامرضا زبان انگلیسی را نیز خارج از مدرسه نزد مستر هیل رئیس وقت بانک شاهنشاهی بیرجند آموخت. در حدود ۲۱ سالگی، در بانک شاهنشاهی بیرجند مشغول به کار شد و از آنجا که بر زبان انگلیسی تسلط کافی داشت، در مدرسه شوکتیه نیز به تدریس آن زبان و برخی دروس دیگر پرداخت. در همان سال ازدواج کرد. در ۱۳۰۲ ش و به‌دعوت یکى از دوستانش، به هند رفت و از شهرهاى کراچى، بمبئى و دهلى دیدن نمود. در ۱۳۰۴ ش، برای دومین بار راهی هند شد و مدت چهارماه در آنجا اقامت گزید و در دانشگاه علیگر به مطالعه و تحقیق پرداخت. در این ایام از کتابخانه‌ها و مجامع فرهنگى هند بهره برد و با اندیشه‌های اقبال لاهورى آشنا شد و به دنبال آن، برخی از آثار او را ترجمه کرد و خود در زمره یکی از اقبال‌شناسان ایرانی درآمد. ارادت او به اقبال، تا آنجا بود که می‌گفت: همان‌طور که او به ملای رومی می‏گوید: مرشد من اوست؛ بنده هم با افتخار تمام باید عرض کنم که اقبال حقی بزرگ بیش از هر کس دیگر به گردن من دارد... در ۱۳۰۶ ش به استخدام بانک ملی درآمد و در ۱۳۱۲ ش به‏عنوان معاون بانک ملى، به سبزوار رفت، اما یک‌سال و نیم بعد به تهران منتقل شد و حدود سه سال در آنجا اقامت گزید. در ۱۳۱۵ ش، به بانک ملى زابل انتقال یافت. تقریباً از این دوره بود که دغدغه‌های او در باب سرنوشت ایران و جهان اسلام، خودنمایی کرد....»

برچسب ها: ناشر ، انتشارات ، کتاب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار