در یک شهر زندگی میکنیم، حتی گاهی زیر یک سقف، اما فاصله بینمان گاهی زمین تا آسمان است. آنقدر زیاد که در میمانیم از کمکردنش. در یک شهر زندگی میکنیم، حتی گاهی زیر یک سقف، اما فاصله بینمان گاهی زمین تا آسمان است. آنقدر زیاد که در میمانیم از کمکردنش.
یاد زمانی میافتیم که بزرگترها به اشکال خاص با یکدیگر حرف میزدند، به مدلی که بچهها از آن سر در نیاورند، یا «زیر زبانی» یا «زرگری» یا هر ترفند دیگری که بلدش بودند. امروز با همان صحنهها مواجه هستیم با این تفاوت که اینبار ما بزرگتریم، اما همچنان گیج و سردرگم کلماتی که هیچ شناختی از معنای آن نداریم!
بارها و بارها سراغ اینترنت و گوگل رفتیم، اما سود چندانی نداشته؛ چراکه یادگرفتن این زبان نه آکادمیک که تجربی است! یعنی دقیقاً باید ببینید؛ بشنوید و مدام تکرار کنید تا بدانید از کدامشان در کدام موقعیت استفاده کنید. در غیر این صورت حتماً مورد تمسخر قرار میگیرید. آنهم از سوی کسانی که سالها از شما کوچکترند، و چه بسا مسئولیت آموزششان را به عهده دارید، اما شرایط به گونهای پیش رفته که ارتباط برقرار کردن با آنها کار سادهای نیست.
بسیاری از خانوادهها برای کمکردن این فاصله سعی در بهروز کردن خود دارند؛ از حضور در میان جمع فرزندان و دوستانشان گرفته تا گیم بازی کردن و بدو بدو کردن در پارک، اما پای درددلشان که بنشینید میفهمید به گرد پایشان هم نمیرسند. چه بسا تبدیل شوند به کلاغی که آمد راه رفتن کبک را بیاموزد، اما راهرفتن خودش را نیز فراموش کرد!
گاه ارزشهایشان درست مثل دنیایی که در آن زندگی میکنند، برای ما نه قابل دیدن است و نه لمس، و زمین تا آسمان با آنچه ارزش میدانستیم و میدانیم تفاوت دارد.
سالها پیش، برای ما ایستادن در صف خرید روزنامه جهت پیدا کردن ناممان در بین قبولیهای کنکور افتخار بود؛ حالا برای آنها صف کشیدن برای لحظهای دیدن یک اینفلوئنسر یا یوتیوبر، چیزی که اصلاً در فهم ما نمیگنجد. اما ارزشهایمان دقیقاً همین اندازه با یکدیگر متفاوتاند. شاید همین دلیل هم است که نمیتوانیم فاصلهای که بین ما و نسل به اصطلاح زد یا آلفا یا حتی بتا ایجاد شده را کاهش دهیم. شاید، چون ما نسل صبر و حوصله بودیم و آنها صرفاً نتیجهگرا. به همین دلیل ما ساعتها زمان میگذاریم برای جا افتادن قرمهسبزی، اما آنها فستفود را ترجیح میدهند؛ یعنی نتیجه در کوتاهترین زمان ممکن!
البته کاهش زمان صرفاً تنها چیزی نیست که بدان میاندیشند؛ در واقع برای آنها خاص و متفاوت بودن هم مسئله حائز اهمیت است. به همین دلیل خواهر میشود «سیسی»! و بهترین، «بٍستی»! کلماتی به متفاوتترین شکل ممکن که صرفاً خودشان میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و صدالبته اینکه نسل قبل را متعجب میکنند. همان تعجبی که رضایتی شیطنتبار را میهمان چهرههایشان میکند.