حضرت آقا برای ما فقط یک رهبر نبود؛ او «پدر» بود. همان پدری که وقتی به دیدارش میرفتیم، انگار با هر کلامش، بخشی از داغ سنگین فراقمان را تسکین میداد جوان آنلاین: «حضرت آقا برای ما فقط یک رهبر نبود؛ او «پدر» بود. همان پدری که وقتی به دیدارش میرفتیم، انگار با هر کلامش، بخشی از داغ سنگین فراقمان را تسکین میداد. در چشمانش، استقامت شهیدمان را به نظاره مینشستیم. گویی او بود که جای خالی عزیز سفرکردهمان را با دعای خیر و نگاه مهربانش پر میکرد.» اینها روایتهای مکرری است که این روزها از زبان خانواده شهدا بسیار شنیدهام. حقیقت این است که برای خانوادههای شهدا، امام خامنهای فراتر از یک رهبر بود. شهادت امام شهید داغی جانکاه بر سینهشان بود، گویی دوباره همان روز تلخ وداع با شهیدشان تکرار شده باشد. آنهایی که هر دیدار با ایشان و کلامشان تسکیندهنده دلهای داغدیدهشان بود. حتی امروز که داغ شهادت امام بر سینه آنها نشسته و یادآور همان روزهای تلخ وداع است، باز هم ایستادهاند، ایستاده به قامت استوار کوه. آنهایی که روزی عزیزترینهایشان را در راه حق فدا کردهاند و امروز نیز با همان اراده زینبی، داغ فراق رهبر را به استقامتی دیگر بدل میکنند.
در ادامه این نوشتار، تنی چند از اهلبیت شهدا برایمان از امام شهید روایت میکنند؛ امامی که از حالا تا همه عمر اگر بخواهیم از او بنویسیم، مجال بیان همه زندگیاش را نداریم؛ چنان که در کلام فرزند برومندشان، رهبر عزیز سید مجتبی خامنهای آمد: «آقای شهید ایران، حسینی بود، حسینی زیست و حسینی شهید شد.»
فرزند شهید سفیر مجاهد و انقلابی
حاج حسن ایرلو
شهادت پایان راه انسانهای مؤمن نیست
من دختر شهید، یا بهتر بگویم به قول آقای شهید، سفیر مجاهد و انقلابی شهید حاج حسن ایرلو هستم. برای من، ایشان پیش از آنکه یک فرمانده، دیپلمات یا چهره شناختهشده جبهه مقاومت باشند، پدری مهربان، مؤمن و تکیهگاهی امن برای خانواده بودند. اما برای ملت ایران و جبهه مقاومت، حاج حسن ایرلو مجاهدی خستگیناپذیر بود که از روزهای دفاع مقدس تا آخرین لحظات عمرش، لحظهای از دفاع از اسلام، انقلاب و مردم دست نکشید.
پدرم از نسلی بود که ایمان را در میدان عمل معنا کرد. سالها با وجود جراحات و سختیهای فراوان، بیهیچ چشمداشتی در هر سنگری که احساس تکلیف میکرد حاضر شد و هیچگاه مسئولیت را از آسایش خود جدا ندانست. او معتقد بود ارزش انسان به میزان ایستادگیاش بر سر آرمانهاست، نه به جایگاه و عنوانی که دارد. آنچه بیش از همه در شخصیت ایشان جلوه داشت، اخلاص، شجاعت، بصیرت و ولایتمداری بود. اهل هیاهو نبود و هیچگاه برای دیده شدن قدم برنداشت. همه تلاشش این بود که وظیفهاش را به بهترین شکل انجام دهد و رضایت خداوند را به دست آورد. اگر بخواهم پدرم را در یک جمله معرفی کنم، میگویم حاج حسن ایرلو از مردانی بود که تمام عمرشان را وقف عزت اسلام و ایران کردند و سرانجام نیز مزد سالها مجاهدت صادقانه خود را با شهادت گرفتند. نام و یاد چنین انسانهایی نه فقط بخشی از تاریخ، بلکه چراغ راه نسلهایی است که میخواهند معنای ایثار، وفاداری و مقاومت را در عمل ببینند.
خبر شهادت حضرت آقا
شنیدن خبر شهادت یک شخصیت بزرگ و تأثیرگذار، برای هر انسانی سنگین و جانکاه است. برای من که خودم فرزند شهید هستم، این داغ معنای عمیقتری داشت، چرا که دوباره لحظههای سخت از دست دادن پدرم برایم تداعی شد. اولین احساسم، اندوه و بهت بود؛ لحظهای که باور کردن این خبر بسیار دشوار بود. در کنار این غم بزرگ، احساس افتخار هم وجود داشت؛ افتخار به انسانی که عمر خود را وقف خدمت و دفاع از باورهایش کرده بود.
جایگاهی در قلوب ملت
تجربه داغ شهادت پدرم به من آموخته بود که در برابر چنین مصیبتهایی، ایمان و توکل بزرگترین تکیهگاه انسان است. چیزی که به من آرامش میداد، باور به این بود که انسانهای بزرگ با رفتنشان پایان نمییابند، بلکه راه و اندیشهشان در دل مردم ادامه پیدا میکند. دعا، توسل، یاد شهدا و مسئولیت حفظ ارزشهایی که برای آنها ایستادگی شده، به ما قوت قلب میداد. همدلی مردم، خانواده شهدا و کسانی که خود را شریک این غم میدانستند، برای من بسیار ارزشمند بود. دیدن محبت و همراهی مردم یادآور این بود که شخصیتهای بزرگ فقط متعلق به خانواده خود نیستند، بلکه در قلب یک ملت جای دارند. امام شهیدمان نیز اینگونه بودند.
اندوه فقدان و نمایش وفاداری مردم
تشییع یک شخصیت ملی و دینی، صحنهای است که احساسات مختلفی را در خود دارد؛ از اندوه فقدان تا نمایش وفاداری مردم. برای خانوادههای شهدا، دیدن حضور مردم تسلیبخش است، چرا که احساس میکنند مسیر و آرمانهای عزیز از دسترفتهشان در میان مردم زنده است. از حضور مردم در مراسم تشییع بگویید. حضور مردم نشاندهنده پیوند عمیق عاطفی و اعتقادی آنان با شخصیتهایی است که سالها در مسیر خدمت قدم برداشتهاند. این حضور، پیام روشنی دارد؛ اینکه مردم قدردان مجاهدتها و فداکاریها هستند و یاد انسانهای بزرگ را زنده نگه میدارند.
وفادار به ارزشهای انسانی
به نظر من مهمترین ویژگی، استقامت و پایبندی به مسیر و باورها بود. یک انسان زمانی ماندگار میشود که در سختیها هم بر اصول اخلاقی و اعتقادی خود ثابتقدم بماند. نسل جوان باید بداند که بزرگی انسان به مسئولیتپذیری، اخلاص، خدمت و تحمل سختیها برای اهداف ارزشمند است. مهمترین درس این است که زندگی انسان زمانی معنا پیدا میکند که در مسیر خدمت و حقیقت قدم بردارد. شهادت پایان راه انسانهای مؤمن نیست، بلکه ادامه اثری است که از خود در جامعه باقی میگذارند. مردم باید از زندگی چنین شخصیتهایی، درس ایستادگی، وحدت، خدمت و وفاداری به ارزشهای انسانی را به یاد داشته باشند.
زهرا اسکندری، همسر شهید
حسن اسکندری از شهدای فراجا در جنگ تحمیلی رمضان
فرهنگ ایثار و شهادت هنوز در دل این ملت زنده است
زهرا عسگری، همسر شهید حسن اسکندری هستم. خداوند سالهایی را به ما هدیه داد که در کنار هم زندگی ساده، اما سرشار از محبت، ایمان و آرامش را تجربه کردیم. حسن برای من فقط همسر نبود؛ تکیهگاه زندگی، پدر مهربان فرزندانمان و انسانی بود که همه او را با اخلاق نیک، لبخند همیشگی و روحیه مردمداریاش میشناختند. او اهل هیاهو نبود، اما هر جا حضور داشت، آرامش و امید را با خود میآورد. عشق به اهلبیت (ع)، خدمت به مردم و دفاع از ارزشهایش، بخش جداییناپذیر شخصیت او بود و در نهایت نیز در همین راه، در جنگ تحمیلی رمضان به آرزوی دیرینهاش یعنی شهادت رسید.
پدر از دست داده بودیم
هرگز آن روز را از یاد نمیبرم. درست چند ساعت قبل از شهادت همسرم بود، گریه و بیتابیهای آن روز و داغ و زخم عمیقی که بر قلبمان نشست فراموش نمیشود. آن روز عمیقاً این احساس را داشتم که پدر از دست دادم. اما آنچه به من توان ادامه دادن داد، ایمان به وعده الهی بود که شهدا زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. هر بار که دلتنگ میشوم، به این فکر میکنم که او به آرزویی رسید که سالها برایش دعا میکرد: یاد خدا، توسل به حضرت سیدالشهدا (ع). بعد از لطف خدا، بزرگترین دلگرمی من محبت مردم بود. حضور پرشور مردم هم باعث دلگرمی میشد، اما بیش از همه، احساس میکردم خود شهید نیز با دعای خیرش مراقب ماست و همین باور، آرامش عجیبی به قلبم میداد.
روز تشییع، روز اشک و دعا و ...
روز تشییع، یکی از تلخترین و در عین حال باشکوهترین روزهای زندگی مردم ایران بود. تلخ بود، چون باید با عزیزترین انسان زندگیمان وداع میکردیم؛ باشکوه بود، چون دیدم مردم چگونه با احترام، عشق و قدردانی، رهبر شهیدمان را بدرقه کردند. حضور مردم، اشکهایشان، صلواتها و دعاهایشان، نشان میداد که فرهنگ ایثار و شهادت هنوز در دل این ملت زنده است. آن روز با وجود تمام اندوه، اما میدانستم رهبر شهیدمان به آرزویش رسید.
راه و اندیشه اخلاقی ماندگار
به باور من، مهمترین ویژگی حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر شهیدمان، ایمان، صبر و امیدآفرینی در روزهای سخت بود. ایشان همواره بر وحدت، استقلال کشور، توجه به جوانان و خدمت به مردم تأکید داشتند و تلاش میکردند با آرامش و توکل، مسیر پیشرفت و عزت ایران را دنبال کنند. به علاوه، روحیه ایشان برای مبارزه با ظلم و ستم دشمنان اسلام از شخصیت بارز ایشان است. فکر میکنم مردم بیش از همه باید ابتدا اخلاص در راه خدا، خدمت بیمنت به مردم، استقامت در دفاع از باورها و مقابله با ظلم و ستم و نابودی قطعی اسرائیل و امیددادن به جامعه را از قائد شهیدشان به یاد داشته باشند. اگر انسانی با چنین ویژگیهایی از دنیا برود، آنچه ماندگار میشود نام او نیست، بلکه راه، اندیشه و اخلاقی است که از خود به یادگار گذاشته است. چرا که خداوند فرموده است: «فَأَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ»؛ آنچه به مردم سود میرساند، ماندگار خواهد ماند.