محمد مهدی ایمانی پور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی نوشت:
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای در پیامی با تشکر از ملت و تلاشهای مراجع و نخبگان، حماسهی بینظیر و تاریخی در رستاخیز بیسابقهِی بدرقهی رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران را نِصاب تازهای از جلوهی بعثت و ارادهی مستحکم "هویت اسلامی ـ ایرانی "برشمرده اند.در خصوص استناد رهبر معظم انقلاب اسلامی به این عبارت مهم، نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه در ساحتِ حکمرانی و امنیت ملی، «هویت» زیربناییترین لایه قدرت محسوب می شود. اما "هویت" دارای مراتبی است . گاهی "هویت" شکل قومی پیدا می کند نظیر آنچه در بسیاری از کشورهای منطقه قابل رویت است. گاهی مراد از هویت ، هویت ملی است و در موارد معدودی، " هویت" ماهیت "تمدنی" دارد، نظیر آنچه در کشورمان شاهد آن هستیم. مراسم تشییعِ حماسی و بینظیرِ رهبر شهیدمان، صرفا یک واقعهیِ تاریخی یا آیینِ سوگواری بی نظیر نبود؛ این حماسه نقطه آشکار ساز«هویت تمدنی ایرانی - اسلامی» محسوب می شود. این رویداد، چارچوب های تحلیلی جامعهشناسیِ سیاسی را در خصوصِ رابطه میانِ «امام » و «امت » معنا بخشید و نشان داد که چگونه "هویت ایرانی-اسلامی" میتواند در حساس ترین مقطع حیات یک کشور، به «سپریِ نفوذ ناپذیر» تبدیل شود. این هویت، ترکیبی از «عقلانیتِ ایرانی» و «باور اسلامی» است. در تشییعِ تاریخی حضرت امام خامنه ای ( ره) ، این دو مولفه در اوج همافزایی با یکدیگر ظاهر شدند. در نتیجه، شاهد تبلور این حقیقت بودیم که هویتِ ایرانی بدونِ معنویتِ اسلامی، ابتر و فاقدِ عمقِ تمدنی است. جمعیتِ دهها میلیونی، نه فقط یک «تجمعِ سیاسی»، بلکه یک «تجلیِ نظام مند از باورِهای دینی و ملی» بود. مردم در این مراسم ، با اعتقاد و فراخوانِ قلبی حضور یافتند؛ این همان «قدرتِ نرمِ» بی همتایی است که هیچ دشمن و بیگانه ای قادر به انکار یا تخریبِ آن نیست.
نکته دوم اینکه در رویکرد نظری و تحلیلی غرب ، جوامع معمولاً به دو دستهیِ «جوامع مدرن» و «تودههایِ سنتی» تقسیم میشوند. اما در جریان تشییع پیکر مطهر رهبر معظم انقلاب اسلامی، عملا هر دو مدلِ تقلیل گرایانه غربی به چالش کشیده شد. این تجمع، همزمان هم مدرن (بهلحاظِ سازماندهیِ مردم پایه و آگاهیِ سیاسیِ شرکتکنندگان) و هم سنتی (بهلحاظِ ریشهداشتن در ارزشهایِ دینی) بود.این واقعه، «ترازِ جدیدی» در تاریخِ تحولاتِ اجتماعیِ ایران و حتی جهان ایجاد کرد. پیش از این، «مشروعیت» در ادبیاتِ علومِ سیاسی، معمولاً با سازوکارهایِ انتخاباتی یا قدرتِ قهری تعریف میشد. اما تشییعِ تاریخی رهبر شهید انقلاب اسلامی ، «مشروعیتِ برآمده از پیوندِ عاطفی-عقیدتی» را به رخ نظریه پردازان غربی کشید. این ترازِ نوین، پیامی گفتمانی، تمدنی و راهبردی برایِ دشمنانِ دارد: « اکنون نظام جمهوری اسلامی ، ریشه در اعماقِ مذهبی، تمدنی و تاریخی این سرزمین دارد که با هیچ گونه ابزار و مقیاسی از سوی غرب قابل سنجش نیست.» این، یعنی «بازدارندگیِ » در عالیترین سطح.
نکته سوم معطوف به جنبه "بازآفرینی اجتماعی" مراسم تشییع قائد شهیدمان است. یکی از بزرگترین دستاوردهای حماسه تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی ، کارکردِ « انسجامبخشی» آن بود. در دورههایی که گسلهایِ اجتماعی یا فشارهایِ معیشتی ممکن است شکافهایی را ایجاد کنند، این مراسم منحصر به فرد تاریخی به مثابهیِ «آیینِ تصفیه و بازسازی» عمل کرد. تبلورِ هویت اسلامی-ایرانی در این مراسم، به مردم یادآوری کرد که با وجودِ تفاوت در سلیقهها و نگاههایِ سیاسی، یک «هستهیِ سختِ هویتی» وجود دارد که همگان را به هم پیوند میدهد.وقتی پیر و جوان، از طبقاتِ مختلفِ اقتصادی و با گرایشهایِ متنوع، در یک مسیرِ واحد گام برمیدارند، این پیام صادر میشود که هویتِ اسلامی-ایرانی، ظرفیتی برایِ «همزیستیِ همدلانه » دارد. این «وفاقِ عملی»، بزرگترین سرمایهیِ جامعه ایرانی به شمار می آید.همچنین این تشییعِ باشکوه، پلی میانِ نسل های گوناگون انقلاب اسلامی بود. تبلورِ هویت در این رویداد، به ماندگاری آن در نزد نسلهایِ جدید کمک کرد. نسل جدید ایران اسلامی در این آیین، پیوندِ «ایراندوستی» و «تعهدِ دینی» را به چشم دید و درک کرد. این نوعِ حضور، فراتر از یک سوگواری، یک «بیعتِ تمدنی» بود. این رویداد ثابت کرد که ایران، هویتِ خود را از نسلی به نسلِ دیگر از طریقِ «تجربهیِ زیستهیِ حماسی» منتقل میکند.
در نهایت، مراسم تشییعِ تاریخیِ رهبرِ شهید انقلاب، یک «نقطهیِ عطفِ تمدنی» بود. این رویداد، فرضیهیِ «زوالِ هویتِ اسلامی-ایرانی » را که اتاقهایِ فکرِ جریانِ سلطه سالها بر آن سرمایهگذاری کرده بودند، باطل کرد.این تشییع، «ترازِ تاریخی» را از سطحِ «همراهیِ عمومی» به سطحِ «تعهدِ تمدنی» ارتقا داد. این مراسم به ما آموخت که اگر هویتِ اسلامی-ایرانی بهدرستی تبیین و در لحظاتِ سرنوشتساز به میدان آورده شود، میتواند تبدیل به «قدرتِ لایزالِ بازدارندگی» شود. این ترازنوین، تضمینکنندهیِ تداومِ حیاتِ تمدنیِ ما در دهههایِ پیشِ رو و نقطه عطف بازخوانیِ اقتدارِ هویتیِ ایران در عصر جدید محسوب می شود.