مهندس مصطفی متدین، مدیرعامل شرکت مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی در یادداشتی نوشت:
مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی را نمیتوان صرفاً اداره یک بخش صنعتی یا گسترش چند مجتمع تولیدی دانست؛ این حوزه در واقع یکی از مهمترین عرصههایی است که اجزا و مؤلفههای یک اقتصاد مولد، پویا و درونزا را بهصورت همزمان در خود جمع میکند. هرجا سخن از اقتصادی فعال، ارزشآفرین، اشتغالزا و رقابتپذیر به میان میآید، پتروشیمی میتواند بهعنوان یکی از ستونهای اصلی آن مطرح شود؛ زیرا این صنعت از مرحله تأمین مواد اولیه تا خلق ارزش افزوده، توسعه صادرات، انتقال فناوری و شکلدهی به زنجیرههای صنعتی گسترده، نقشی فراتر از یک بخش تولیدی ساده ایفا میکند.
نخستین ویژگی مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی، پیوند آن با «تولید ارزش افزوده» است. در اقتصادهای متکی بر منابع طبیعی، خامفروشی یکی از مهمترین موانع توسعه پایدار به شمار میرود. هنر مدیریت در صنعت پتروشیمی آن است که منابع پایهای مانند نفت و گاز را از حالت خام خارج کرده و به محصولات متنوع با ارزش اقتصادی بالاتر تبدیل کند. این گذار از خامفروشی به فرآوری، دقیقاً یکی از نشانههای اصلی یک اقتصاد مولد است؛ اقتصادی که بهجای فروش مواد اولیه، بر دانش، فرآیند، تکمیل زنجیره و خلق ثروت پایدار تکیه میکند.
دومین مؤلفه مهم، نقش این صنعت در «زنجیرهسازی اقتصادی» است. صنایع پتروشیمی فقط تولیدکننده مواد پایه نیستند، بلکه خوراک طیف گستردهای از صنایع پاییندستی مانند پلاستیک، دارو، نساجی، بستهبندی، خودروسازی، لوازم خانگی و بسیاری از صنایع شیمیایی را فراهم میکنند. بنابراین، توسعه صحیح این بخش، بهمعنای فعالسازی شبکهای از تولیدات وابسته و مکمل است. در یک اقتصاد پویا، بخشهای مختلف بهصورت جزیرهای عمل نمیکنند؛ بلکه در قالب زنجیرههای بههمپیوسته، همدیگر را تقویت میکنند. مدیریت توسعه پتروشیمی دقیقاً از همین منظر، به انسجامبخشی در ساختار تولید ملی کمک میکند.
سومین عنصر، «اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم» است. هرچند صنایع پتروشیمی در مقایسه با برخی بخشها سرمایهبر هستند، اما اثرات اشتغالزایی آنها فقط به استخدام درون کارخانهها محدود نمیشود. توسعه این صنعت موجب رونق در حملونقل، خدمات فنی، مهندسی، ساخت تجهیزات، پیمانکاری، بازرگانی، صادرات و صنایع پاییندستی میشود. به همین دلیل، مدیریت هوشمند در این حوزه میتواند اشتغال را نه صرفاً در یک نقطه، بلکه در لایههای مختلف اقتصاد گسترش دهد.
چهارمین مؤلفه، «فناوریمحوری و ارتقای توان صنعتی» است. صنعت پتروشیمی بدون دانش فنی، مهندسی پیشرفته، مدیریت بهرهوری، نوآوری در فرآیندها و توان طراحی و ساخت تجهیزات، نمیتواند رقابتپذیر باقی بماند. از این منظر، توسعه پتروشیمی با توسعه علمی و صنعتی کشور گره خورده است. هر اندازه مدیریت این بخش بتواند پیوند میان دانشگاه، شرکتهای دانشبنیان، مراکز تحقیقاتی و واحدهای تولیدی را تقویت کند، به همان میزان اقتصاد ملی نیز از حالت مصرفکننده فناوری به سمت تولیدکننده دانش و توان صنعتی حرکت خواهد کرد.
پنجمین بعد، «ظرفیت ارزآوری و تابآوری اقتصادی» است. در شرایطی که اقتصادها با فشارهای خارجی، نوسان بازارهای جهانی یا محدودیتهای تجاری روبهرو هستند، صنایع پتروشیمی میتوانند یکی از مهمترین منابع پایدار درآمد ارزی باشند. البته تفاوت اساسی در اینجاست که مدیریت توسعه باید از صادرات مواد خام یا نیمهخام عبور کند و به سمت صادرات محصولات متنوعتر، تخصصیتر و رقابتپذیرتر حرکت کند. این رویکرد، هم درآمد را افزایش میدهد و هم آسیبپذیری اقتصاد را کاهش میدهد.
در نهایت، مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی زمانی میتواند همه اجزا و مؤلفههای یک اقتصاد مولد و پویا را در بر گیرد که نگاه آن صرفاً کمی و پروژهمحور نباشد. توسعه واقعی در این بخش، یعنی تکمیل زنجیره ارزش، تقویت صنایع پاییندستی، بومیسازی فناوری، تربیت نیروی انسانی متخصص، افزایش بهرهوری و گسترش بازارهای صادراتی. به بیان روشنتر، پتروشیمی فقط یک صنعت نیست؛ یک میدان راهبردی برای ساختن اقتصادی است که هم تولید میکند، هم اشتغال میآفریند، هم فناوری میسازد و هم قدرت ملی را افزایش میدهد. از همین رو، هر کشوری که بهدنبال اقتصادی زنده، رقابتپذیر و آیندهساز باشد، ناگزیر است به مدیریت توسعه پتروشیمی نه بهعنوان یک بخش حاشیهای، بلکه بهعنوان یکی از محورهای اصلی پیشرفت خود بنگرد.