اثـــری که هماینـک در معرفـــی آن سخن میرود، همانگونه که بر عنوان خویش نیز آورده است، خاطرات زندهیاد آیتالله العظمی علامه شیخ محمدحسین کاشفالغطاء را در خویش دارد جوان آنلاین: اثـــری که هماینـک در معرفـــی آن سخن میرود، همانگونه که بر عنوان خویش نیز آورده است، خاطرات زندهیاد آیتالله العظمی علامه شیخ محمدحسین کاشفالغطاء را در خویش دارد. این یادمانها از سوی استاد علی شمس به فارسی ترجمه شده و مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی آن را به زیور طبع آراسته است. تارنمای ناشر در اشارت به مضمون و محتوای این کتاب نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است:
«خاطرات مرحوم علامه آیتالله محمدحسین کاشفالغطاء تحت عنوان «بند بند سرگذشتم»، با ترجمه و بازپژوهی استاد علی شمس از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی در اختیار همه علاقهمندان به تحقیق درباره تاریخ معاصر ایران قرار گرفت. ترجمه فارسی کتاب علامه کاشفالغطاء همزمان با برگزاری بیست و هشتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب در تهران، برای نخستین بار مخاطبان خود را با نقش و جایگاه آن بزرگ در وحدت جهان اسلام آشنا ساخت. استاد علی شمس درباره دلایل ترجمه این اثر به زبان فارسی مینویسد: دفتر خاطرات علامه شیخ محمدحسین کاشفالغطاء را بدین منظور ترجمه کردیم که شمهای از حالوهوای پیشین را در آن بجوییم. میخواستیم گوشههایی از اوضاع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران عراق و اطرافشان را در مقطع میان مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد این بار از نگاه یک مجتهد مصلح آگاه از سیاست و غمخوار امت بنگریم که در خیلی از رویدادها، شاهد عینی یا دخیل و بلکه میداندار بوده است. مرحوم آیتالله علامه شیخ محمدحسین کاشفالغطاء نویسنده این خاطرات و برادر فقیه وی آیتالله حاجشیخاحمد (مرجع تقلید صاحب نام)، هر دو اهل نجف، شاگرد، حامی و دستیار خاص آیتالله العظمی سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی و همچنین وصی شرعی و قانونی و لاجَرم محرم اسرار آن زعیم عظیم بودهاند. متن عربی و دستنویس این دفتر، پنجاهوچند سال پس از رحلت نویسندهاش، یعنی سال ۱۳۹۱ در نجف به تحقیق و چاپ مزین شد. قصه روزگارش، اگرچه پرغصه و سرگذشتش اگرچه پرمصیبت و حزن است، اما لابهلای خاطرات تلخش حالوهوای دلچسبی دیده میشود. در این دفتر میخوانیم که طلبهعرب نجفی، ناگهان در شهر خود نجف که کانون دانش و میعادگاه دانشوران است به فراست میفهمد باید فارسی بیاموزد تا بتواند عالم و مجتهد شود، چراکه بیشتر طلبههای فاضل، اساتید، علما، فقها و حکمای بزرگ نجف، ایرانی بودهاند و تقریباً تمام درسها را به فارسی میگفتهاند و در مباحثههای جاندار و نکتهآموزشان، فارسی حرف میزدهاند و کوتاه سخن آنکه زبان علم آن روزگار فارسی بوده است. همچنین میخوانیم که ۸۵ سال پیش، چند صد نفر از علمای برجسته دنیای اسلام، شب میلاد پیامبر اعظم (ص) در مراسم افتتاح کنفرانس قدس با ۳۰ هزار نفر از اهالی بیتالمقدس، نمازشان را به همان طلبه نجفی اقتدا کردند که حالا دیگر یک مجتهد علامه بود و بعد پای منبرش نشستند که او سخن از یکدلی و اتحاد مسلمین بگوید و از فردا تمام اعضای کنفرانس، نمازهای پنجوقتشان را به همین آقا اقتدا کردند و یکی، دو روز بعد نیز علمای گردآمده در همایش از علامه کاشفالغطاء خواهش کردند که نماز جمعه آن هفته قدس را نیز اقامه کند....»