دکتر محمد جعفر فرد حسینی، مدیرعامل شرکت صنعت چوب و کاغذ مازندران در یادداشتی نوشت:
یکی از پایههای اصلی اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات است. در این چارچوب، صنعت چوب و کاغذ در ایران فقط یک بخش صنعتی محدود و سنتی نیست، بلکه میتواند به یکی از پیشرانهای مهم تولید ملی تبدیل شود. اهمیت این صنعت از آنجاست که هم با آموزش، نشر، بستهبندی، بهداشت، صنایع غذایی و لوازم مصرفی در ارتباط است و هم در زنجیرهای گسترده، برای دهها بخش دیگر ارزشافزوده و اشتغال ایجاد میکند. به بیان روشنتر، هرگاه از «حمایت از تولید» سخن میگوییم، صنعت چوب و کاغذ نیز باید در متن این سیاست دیده شود، نه در حاشیه آن.
نخستین کارکرد این صنعت، کاهش ارزبری و جایگزینی واردات است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، تولید کاغذ چاپ و تحریر در ایران در سال ۱۴۰۲ به حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار تن رسید، اما این رقم در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۳ هزار تن کاهش یافت. در مقابل، واردات کاغذ چاپ و تحریر همچنان بسیار بالاست و برخی منابع معتبر، ارزش سالانه واردات این بخش را تا حدود ۳۰۰ میلیون دلار نیز اعلام کردهاند. این ارقام نشان میدهد که هر میزان افزایش ظرفیت داخلی در صنعت کاغذ، مستقیماً به معنای کاهش خروج ارز و تقویت تولید ملی است.
دومین نقش این صنعت، پشتیبانی از سایر بخشهای تولیدی است. کاغذ و مقوا فقط برای کتاب و دفتر نیستند؛ بخش بزرگی از صنعت بستهبندی کشور به این حوزه وابسته است. بستهبندی، خود یکی از عناصر کلیدی در زنجیره تولید و عرضه کالاهای داخلی است. از مواد غذایی و دارویی گرفته تا لوازم خانگی، قطعات صنعتی و محصولات کشاورزی، همگی به بستهبندی مناسب نیاز دارند. بنابراین اگر صنعت چوب و کاغذ تقویت شود، هزینههای تولید در بسیاری از بخشها کاهش مییابد و امکان رقابتپذیری کالاهای ایرانی در بازار داخلی و صادراتی بیشتر میشود.
سومین بُعد، امنیت تولید در حوزههای راهبردی است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که اتکای کامل به واردات در کالاهای پایه، میتواند کشور را در شرایط تحریم، نوسان نرخ ارز یا اختلال زنجیره تأمین جهانی آسیبپذیر کند. در همین زمینه، یکی از نمونههای مهم، تأمین کاغذ کتابهای درسی است.تولید کتب درسی دانش آموزان با کاغذ ایرانی، از خروج دهها میلیون دلار ارز جلوگیری خواهد کرد. این فقط یک موفقیت صنعتی نیست؛ بلکه نشانهای از پیوند مستقیم این صنعت با استقلال اقتصادی و تابآوری ملی است.
چهارمین مسئله، ظرفیت اشتغالزایی و فعالسازی زنجیرههای وابسته است. صنعت چوب و کاغذ از مرحله تأمین مواد اولیه، حملونقل، بازیافت، تولید خمیر، تبدیل، چاپ، بستهبندی و توزیع، مشاغل فراوانی ایجاد میکند. علاوه بر آن، توسعه این بخش میتواند به رونق صنایع پاییندستی و شرکتهای کوچک و متوسط کمک کند. در اقتصادی که بهدنبال تولید پایدار است، این مزیت بسیار مهم است؛ زیرا حمایت از تولید فقط به معنای ساخت کارخانههای بزرگ نیست، بلکه به معنای به حرکت درآوردن یک شبکه کامل اقتصادی است.
البته این صنعت با موانعی نیز مواجه است. ظرفیت برخی واحدهای بزرگ قابل توجه است؛ برای نمونه، شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران ظرفیت اسمی حدود ۱۷۵ هزار تن در سال دارد. با این حال، محدودیتهایی مانند کمبود مواد اولیه، وابستگی به واردات خمیر کاغذ، فرسودگی بخشی از تجهیزات، مشکلات نقدینگی و حتی محدودیت برق، مانع استفاده کامل از این ظرفیت میشود. گزارشها نشان میدهد که تنها محدودیت برق در یک دوره، باعث توقف یک خط تولید به مدت سه ماه و کاهش حدود ۲۰ هزار تن از ظرفیت تولید شده است. این یعنی حمایت از صنعت چوب و کاغذ فقط با شعار محقق نمیشود، بلکه به سیاستگذاری دقیق در حوزه انرژی، سرمایهگذاری، فناوری و تأمین مواد اولیه نیاز دارد.
در مجموع، صنعت چوب و کاغذ در ایران میتواند یکی از مصادیق روشن حمایت از تولید در اقتصاد مقاومتی باشد؛ زیرا هم جایگزین واردات میشود، هم به دهها صنعت دیگر خدمات میدهد، هم ارزآوری و صرفهجویی ارزی ایجاد میکند و هم تابآوری کشور را افزایش میدهد. اگر این صنعت بهدرستی مدیریت و پشتیبانی شود، از یک بخش مصرفی و وابسته، به یک تکیهگاه مهم برای تولید ملی تبدیل خواهد شد.