اخیراً عضو مستعفی شورای اطلاعرسانی دولت، در اظهاراتی در خصوص خونخواهی و انتقام از قاتلان رهبر شهید انقلاب اسلامی گفته است که «حکمرانی یعنی من برای نجات این کشور، مسئله شخصیام رو میگذارم کنار!» اخیراً عضو مستعفی شورای اطلاعرسانی دولت، در اظهاراتی در خصوص خونخواهی و انتقام از قاتلان رهبر شهید انقلاب اسلامی گفته است که «حکمرانی یعنی من برای نجات این کشور، مسئله شخصیام رو میگذارم کنار!»
جنابشان که پیش از حمله جنایتکارانه امریکا به خاک کشور و شهادت رهبر انقلاب و شمار زیادی از فرماندهان و مسئولان و شهروندان، سخن از توافقی قریبالوقوع و سرمایهگذاری ۲هزار میلیاردی امریکا در ایران و گشایشهای اقتصادی میزدند، حالا با پوچ و مهمل درآمدن تحلیلها و پیشبینیهایشان، همچنان دست از اظهارنظرهای سخیف و بیاساس خود برنداشته و با اعتماد بهنفسی کاذب، به گفتوگوهای رسانهای مینشینند.
تقلیل مسئله قتل و شهادت مرجع تقلید بزرگ شیعه، ولی امر مسلمانان جهان، قائد امتی چندمیلیون نفری و رهبر کشوری بزرگ که در سوگ شهادتش میلیونها قلب داغدار خونخواه او شدهاند، به یک انتقامجویی شخصی و خانوادگی، درجهای از کوتهفکری و سادگی را میطلبد که کمتر کسی بدان نائل شده!
جریانی که خود حتی تاب کوچکترین نقدهای منطقی به عملکرد و تفکرات منحط خویش را ندارند، از هر انتقادی شکایت کیفری میکنند، پای منتقدان و روزنامهنگاران را به دادسراها باز میکنند و از یک شکایت ساده خود گذشت نمیکنند و چه بسا از نگارنده این یادداشت هم بابت انتقادش شکایت کنند، حال بیعار و منفعل نسبت به خون رهبر شهید، در ساحل آرامش نشسته و خواستار گذشت از خون عظیم آقای ملتشدهاند!
در تمام نظامهای سیاسی و مذاهب دینی جهان، از کوچکترین جزایر و قبایل تا بزرگترین و پیچیدهترین نظامها، ترور و قتل رهبر یک ملت، به منزله مقابله و اعلان جنگ با همه آن ملت تلقی و با شدیدترین واکنش اجزای آن جامعه مواجه میشود. سادهانگاری و کوچکنمایی یک ابرفاجعه تاریخی به سطح یک نزاع شخصی میان خانواده و فرزندان رهبری با قاتلان ایشان، نهتنها اظهارنظری سادهلوحانه است، بلکه نشان از عدم غیرت گوینده نسبت به خون رهبر شهید و خیانت به دغدغه خونخواهی ملت است.
تأکید و اصرار رهبر معظم انقلاب اسلامی بر انتقام از قاتلان شهیدخامنهای، نه بغض و کینهای شخصی که حکایت از نگاه بلند ایشان برای حفظ اقتدار و امنیت کشور در برابر تعرضهای احتمالی آتی است. بر خلاف فانتزیها و تصورات گوینده و جریانی وی خود را متعلق بدان میداند، خصومت و دشمنی میان امریکا و ایران، صرفاً به خاطر چند کینه و عقده شخصی میان رهبران نیست که حالا با گذشت رهبری از «مسئله شخصی خود» پایان یابد؛ بلکه ریشه و اساس بنیادین و تاریخی دارد.
گوینده، که سابقاً ایده بستن تنگه هرمز را ناشی «نفوذ اسرائیل» و «خیانت و حماقت» و توانمندی ایران را صرفاً در حد ۷۲ ساعت ایجاد اختلال در تنگه دانسته بود، حال با مشاهده توانمندی نیروهای مسلح ایران در تداوم انسداد تنگه هرمز، همچنان عاری از هرگونه احساس عزت و توانایی ملی، خواستار کوتاه آمدن رهبری است؛ گویی آنکه آغازگر این جنگ بوده و شهروندان را به قتل رسانده و به خاک دیگری تجاوز کرده ما بودهایم که حال کوتاه بیاییم و جنگ پایان یابد!
بهتر است قبل از آنکه مقابل دوربین بنشینید و یک میکروفن مقابل دهانتان بگذارید و سعی در استخفاف خون رهبر ملت کنید، کمی فکر کنید تا با بیانات خاماندیشانه و نسنجیده خود به آرمانها و خواست عمومی جامعه اینطور بیاحترامی نکنید؛ که ملت تاب چنین سخنان سطحی و وهنآلودی را ندارد و پاسخ گوینده را خواهد داد!