ظواهر امر نشان میدهد تفاهمنامهی میان ایران و امریکا که تا چند روز پیش امریکا یکبهیک بندهای آن را نقض میکرد، اکنون از بالا تا پایین پاره شده است. جوان آنلاین: ظواهر امر نشان میدهد تفاهمنامهی میان ایران و امریکا که تا چند روز پیش امریکا یکبهیک بندهای آن را نقض میکرد، اکنون از بالا تا پایین پاره شده است.
چه کسی پاره کرد؟ پاسخ نباید بین سیاسیون و مردم در داخل ایران اختلاف تازهای بیندازد. مسئله آشکارتر از این حرفهاست. امریکا اصولاً در پسِ پشت ماجرا تفاهمی واقعی نکرده بود و آن را مقابل چشمان جهان بهراحتی پاره کرد و با صدای بلند به آن اعتراف میکند. پس چرا ما بر سر آن دعوای داخلی کنیم؟
ممکن است گفته شود دعوا بر سر پیشبینی این ماجراست که عدهای به تفاهمنامه دل بستند و عدهای آن را فاقد اعتبار میدانستند. این دعوا هم وجاهتی ندارد. مسیری که ایران طی کرد، مسیری اشتباه نبود، «تنها مسیر» هم نبود. مسیر ناچار و ناگزیر هم نبود. یک انتخاب بود در روشی معین برای ادامهی مقاومتی که نیمقرن است به آن پایبندیم، یعنی جنگ، مقاومت، ایستادگی و گفتوگو.
مسئلهی ما اکنون این است که اگر جناحها و افراد بر سر اینکه چه کسی زیر تفاهم زد، به اختلاف ایجاد شده دامن بزنند، آنگاه پارهشدن تفاهمنامه را هم قبل از آنکه امریکا به گردن ما بیندازد، خود گردن گرفتهایم!
آنکس که میگوید «بجنگیم»، باید اطلاعاتی کامل از ظرفیتهای مختلف کشور و فنون جنگ و توانایی جنگی داشته باشد. میدانیم که اغلب چنین اطلاعاتی ندارند؛ و آنکس که میگوید «صلح کنیم»، باید توضیح دهد که چه کسی جنگ را میخواهد؟ ما یا دشمن ما؟! اینان نیز اغلب آدمهای محاسبهگر و ترسویی هستند که نداشتن شجاعت بزرگترین مشکل آنهاست. بنابراین، بهترین کار ترک دعوا است که این وحدت ملی مانع بزرگتری بر سر راه دشمن است تا هر چیز دیگر.
اکنون کسانی که زندگی گذشته و حال آنان نسبتی با جنگ ندارد، سینه سپر میکنند و میگویند باید بجنگیم! امام به اینان پاسخی شایسته داد و گفت فنون جنگ و دلایل عقبنشینی یا پیشروی را فقط سران نظامی میدانند، نه حتی افراد عادی در نیروهای نظامی و نه مردم عادی.
در طرف مقابل کسانی هم مدام خود را عقلگرا معرفی میکنند و پیامدهای جنگیدن با ابرقدرت امریکا و فروپاشی اقتصاد را گوشزد میکنند. فضای مجازی پر شده است از کسانی که با عقلکل پنداشتن خود کسانی را از مردم عادی که فطرتاً و بدون بحثهای علم سیاست به امریکا اعتمادی ندارند، سادهلوح و احساساتی میدانند و آنانی را هم که با بحثهای دانشگاهی علیه امریکا حرف میزنند، آدم حکومت میخوانند! اینان نیز اصل اول عقلگرایی را کنار گذاشتهاند که میگوید «برای داوریهای طبیعی قلب پر از احساسات خود که نتیجهی یک عمر درک جهان پیرامونی است، احترام فراوان قائل باش». این همان عقلسلیم است که خودعاقلپنداران معمولاً از آن بیبهرهاند.
تفاهمنامه را امریکا پاره و جنگ را شروع کرد. ولی نمیتواند آن را ادامه دهد و به جایی برساند. این را پنجاه سال است با اقتصاد و آشوب و تحریم و بمباران و ترور و رسانه امتحان کرده است. این جنگ با تمامی دشواریهایش مقابل آنچه در نیم قرن گذشته بر سر ما آورد، نسیمی بیش نیست. فقط وقتی توفان میشود که ما خودخواهانه و متوهمانه به جای آنکه شانه به شانهی یکدیگر بدهیم، مقابل یکدیگر بایستیم. کاری که اکنون از بزرگان و علما تا کف خیابان بسیاری مشغول آن هستند!
سردبیر