کد خبر: 1366542
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۰
خاموشی‌هایی که روشنی می‌بخشند
شهروندان صرفه‌جو قهرمانانی هستند که یک شهر را زنده نگه می‌دارند ظهر یک روز داغ تابستان است. خورشید بی‌رحمانه بر بام خانه‌ها می‌تابد و دماسنج‌ها عدد‌های بالایی را نشان می‌دهند
نیره محمودی

ظهر یک روز داغ تابستان است. خورشید بی‌رحمانه بر بام خانه‌ها می‌تابد و دماسنج‌ها عدد‌های بالایی را نشان می‌دهند. در یک آپارتمان معمولی در تهران، مادر خانواده پیش از آنکه از آشپزخانه خارج شود، چراغ را خاموش می‌کند. پدر هنگام ترک اتاق کار، لپ‌تاپ را از حالت آماده‌به‌کار خارج و کاملاً خاموش می‌کند. دختر هشت‌ساله خانواده با صدایی کودکانه به برادرش یادآوری می‌کند که تلویزیون را بی‌دلیل روشن نگذارد. هیچ اتفاق خارق‌العاده‌ای رخ نداده است. هیچ‌کس مدالی دریافت نمی‌کند و هیچ دوربینی این صحنه را ثبت نمی‌کند، اما همین چند رفتار ساده، بخشی از داستانی بزرگ‌تر را رقم می‌زند؛ داستان قهرمانان گمنام تابستان ایران. ما سال‌هاست که هنگام صحبت از برق، ناخودآگاه به نیروگاه‌های عظیم، دکل‌های بلند انتقال انرژی و تجهیزات پیچیده صنعتی فکر می‌کنیم. انگار سرنوشت برق کشور فقط در اتاق‌های کنترل و پشت دیوار‌های بلند تأسیسات صنعتی تعیین می‌شود، در حالی که بخش مهمی از این سرنوشت، هر روز در خانه‌های معمولی رقم می‌خورد. در همان خانه‌هایی که صبح با صدای کتری برقی بیدار می‌شوند، ظهر با کولر روز‌های گرم را تحمل می‌کنند و شب چراغ‌هایشان تا دیر وقت روشن می‌ماند. 
 
۱) صرفه‌جویی محرومیت نیست: شاید بزرگ‌ترین اشتباهی که سال‌ها مرتکب شده‌ایم، این بوده که صرفه‌جویی را معادل سختی و محرومیت دانسته‌ایم. شاید روشن ماندن یک لامپ چندان مهم به نظر نرسد، اما وقتی میلیون‌ها لامپ در میلیون‌ها خانه بدون استفاده روشن می‌مانند، داستان کاملاً متفاوت می‌شود. جالب اینجاست که برای حل این مسئله، لزوماً به فناوری‌های پیچیده و تجهیزات گران‌قیمت نیاز نداریم. گاهی ساده‌ترین رفتار‌ها بیشترین تأثیر را دارند. کافی است خانواده‌ها تصمیم بگیرند از امروز چند عادت کوچک را تغییر دهند. نه با اجبار، نه با ترس و نه با احساس محرومیت، بلکه با این باور که هر تصمیم کوچک آنها می‌تواند بخشی از یک راه‌حل بزرگ باشد. برای مثال، کافی است به کولر خانه نگاه کنیم. در بسیاری از خانه‌ها، اولین واکنش در برابر گرمای هوا، کاهش شدید دمای کولر است. گاهی تنها یک یا دو درجه افزایش دما می‌تواند به کاهش چشمگیر مصرف برق منجر شود. 
۲) دزد‌های خاموشی: ماجرا فقط به کولر ختم نمی‌شود. در بسیاری از خانه‌های ایرانی، نور خورشید میهمان فراموش‌شده‌ای است. پرده‌ها از صبح تا شب بسته می‌مانند و چراغ‌ها حتی در روشن‌ترین ساعات روز روشن هستند، در حالی که استفاده از نور طبیعی، نه‌تنها مصرف برق را کاهش می‌دهد، بلکه تأثیر مثبتی بر روحیه افراد نیز دارد. خانه‌ای که نور طبیعی در آن جریان دارد، شاداب‌تر و زنده‌تر به نظر می‌رسد. از سوی دیگر، تلویزیون‌هایی که در پس‌زمینه روشن می‌مانند، شارژر‌هایی که ساعت‌ها به پریز متصل هستند، رایانه‌هایی که بی‌دلیل در حالت آماده‌به‌کار باقی می‌مانند و حتی یخچال‌هایی که مدام در آنها باز و بسته می‌شود، همگی سهم کوچکی در اتلاف انرژی دارند؛ سهمی که وقتی در مقیاس میلیون‌ها خانه تکرار شود، دیگر کوچک نیست. 
۳) یک درجه کمتر، یک شهر آرام‌تر: شاید یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین راهکارها، بازنگری در شیوه استفاده از وسایل سرمایشی باشد. ما عادت کرده‌ایم به محض احساس گرما، به سراغ پایین آوردن درجه کولر برویم، در حالی که این تصمیم ساده، هزینه بزرگی به شبکه برق تحمیل می‌کند. کارشناسان معتقدند بسیاری از خانواده‌ها می‌توانند تنها با اصلاح چند رفتار، بدون کوچک‌ترین کاهش در رفاه، مصرف برق خود را کاهش دهند. استفاده از پرده‌های ضخیم در ساعات اوج تابش آفتاب، بستن در‌های اضافی خانه، سرویس به موقع تجهیزات سرمایشی و تنظیم دمای مناسب، مجموعه‌ای از راهکار‌های ساده، اما مؤثر هستند. تابستان قرار نیست به میدان نبرد میان آسایش و صرفه‌جویی تبدیل شود. اتفاقاً مدیریت هوشمندانه مصرف، راهی برای حفظ هر دو است. 
۴) یک بازی تازه: شاید یکی از مهم‌ترین تغییراتی که باید در فرهنگ خانواده‌ها ایجاد شود، سپردن بخشی از مسئولیت به کودکان باشد. سال‌هاست که تصور می‌کنیم صرفه‌جویی موضوعی مخصوص بزرگ‌ترهاست، اما واقعیت چیز دیگری است. کودکان بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌کنیم، رفتار‌های جدید را یاد می‌گیرند و حتی می‌توانند به مؤثرترین ناظران خانه تبدیل شوند. تصور کنید روی یخچال خانه یک جدول ساده نصب شده است. هر بار که یکی از اعضای خانواده چراغ اضافه‌ای را خاموش می‌کند، یک امتیاز دریافت می‌کند. اگر کسی تلویزیون را بی‌دلیل روشن بگذارد، امتیازی از دست می‌دهد. در پایان هفته، کسی که بیشترین امتیاز را کسب کرده باشد، جایزه کوچکی دریافت می‌کند؛ شاید انتخاب غذای آخر هفته یا انتخاب فیلم خانوادگی شب جمعه. 
این بازی ساده، بدون هیچ هزینه‌ای، می‌تواند رفتار‌های جدیدی را در خانواده نهادینه کند. نکته مهم دیگر اینکه فرهنگ‌سازی با نصیحت‌های مداوم اتفاق نمی‌افتد. کمتر کسی با شنیدن چند جمله تکراری درباره صرفه‌جویی، رفتار خود را تغییر می‌دهد. انسان‌ها زمانی تغییر می‌کنند که بتوانند تأثیر رفتار خود را به صورت ملموس ببینند. فرض کنید به فرزند خود نگوییم «چراغ را خاموش کن، چون برق هدر می‌رود.» به جای آن بگوییم: «اگر امروز همه ما حواسمان به مصرف برق باشد، کمک می‌کنیم یک شهر آرام‌تر نفس بکشد.» این تفاوت در بیان، تفاوتی بزرگ در نتیجه ایجاد می‌کند. ما به جای ایجاد احساس گناه، باید احساس مشارکت ایجاد کنیم. 
۵) هر خانه، یک اتاق فرمان: واقعیت این است که بسیاری از بحران‌های امروز دنیا، تنها با تصمیم‌های بزرگ حل نمی‌شوند. میلیون‌ها تصمیم کوچک، جهان را تغییر می‌دهند. درست مانند رأی دادن در یک انتخابات، رفتار هر فرد شاید به تنهایی ناچیز به نظر برسد، اما کنار هم قرار گرفتن این رفتارها، نتیجه‌ای بزرگ می‌آفریند. مصرف برق نیز از همین جنس است. هیچ خانواده‌ای به تنهایی نمی‌تواند سرنوشت انرژی کشور را تغییر دهد، اما میلیون‌ها خانواده در کنار هم، می‌توانند معادله را دگرگون کنند. هر خانه می‌تواند به یک اتاق فرمان کوچک تبدیل شود؛ جایی که اعضای خانواده برای مدیریت مصرف تصمیم می‌گیرند و سهم خود را در آرامش یک شهر ایفا می‌کنند. 
۶) نجات تابستان: شاید وقت آن رسیده باشد که تعریف جدیدی از قهرمانی ارائه کنیم. ما سال‌ها قهرمانان خود را در میدان‌های ورزشی، پشت تریبون‌ها و روی پرده‌های سینما جست‌و‌جو کرده‌ایم، اما اکنون جامعه به قهرمانان تازه‌ای نیاز دارد؛ قهرمانانی که بی‌صدا زندگی می‌کنند و بی‌آنکه کسی آنها را تشویق کند، مسئولیت اجتماعی خود را انجام می‌دهند. این قهرمانان همان خانواده‌هایی هستند که تصمیم گرفته‌اند آسایش را با اسراف اشتباه نگیرند. آنها یاد گرفته‌اند که خاموش کردن یک چراغ، نشانه محرومیت نیست؛ نشانه آگاهی است. آنها فهمیده‌اند که مدیریت مصرف، دشمن رفاه نیست؛ محافظ رفاه است. آنها به فرزندانشان آموخته‌اند که منابع کشور، دارایی مشترک همه مردم است و حفاظت از آن، وظیفه‌ای همگانی محسوب می‌شود. 
۷) شهری که جمعی نفس می‌کشد: در نهایت، باید پذیرفت که آینده ایران، فقط در اتاق‌های تصمیم‌گیری ساخته نمی‌شود. بخشی از آینده، هر روز در آشپزخانه‌ها، اتاق‌های‌نشیمن، راهرو‌های خانه‌ها و پشت همان کلید‌های ساده برق شکل می‌گیرد. آینده از همین تصمیم‌های کوچک ساخته می‌شود. از همان لحظه‌ای که مادری چراغ اضافی را خاموش می‌کند. از همان زمانی که پدری تلویزیون بدون استفاده را از برق می‌کشد. از همان لحظه‌ای که کودکی با لبخند به اعضای خانواده یادآوری می‌کند اتاق خالی به چراغ روشن نیاز ندارد. شاید هیچ‌کس نام این آدم‌ها را نداند، اما تأثیر آنها بسیار بزرگ‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم، زیرا گاهی یک شهر، نه با ساختن نیروگاه‌های جدید، بلکه با خاموش شدن چند چراغ اضافه زنده می‌ماند و شاید زیباترین تناقض این روز‌های تابستان همین باشد؛ اینکه بعضی خاموشی‌ها، روشن‌ترین تصمیم‌هایی هستند که یک ملت می‌تواند بگیرد و شاید سال‌ها بعد، وقتی از تابستان‌های سخت امروز یاد شود، کسی از نام یک خانواده خاص سخن نگوید، اما همه خواهند دانست که میلیون‌ها خانواده ایرانی، بی‌آنکه دیده شوند، سهم خود را برای روشن ماندن چراغ ایران ادا کرده‌اند.

برچسب ها: الگوی مصرف ، برق ، انرژی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار