یک رسانه عربی با اشاره به حصول تفاهم اسلامآباد نوشت که تابستان ۲۰۲۶ تنها یک رویداد سیاسی گذرا در خاورمیانه نیست بلکه نقطه عطف اساسی در یکی از حساسترین رویاروییهای نظامی منطقه در دهههای اخیر است. جوان آنلاین: پایگاه عربی المطلع در تحلیلی از موفقیت ایران در دستیابی به پیروزی در جنگ تحمیلی و حصول تفاهم اسلامآباد نوشت که این موفقیت ایران باعث شد به عنوان یک بازیگر بزرگ بینالمللی و یک قدرت محوری شناخته شود.
به گزارش ایرنا، این رسانه با اشاره به امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا توسط روسای جمهوری دو کشور پس از گذشت ۱۱۰ روز جنگ تحمیلی علیه ایران نوشت: تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد، از الگوهای درگیری کلاسیک که مشخصه روابط پرتنش دو طرف در سالهای گذشته بود، فراتر رفت و آمریکا و اسرائیل در مدت ۱۱۰ روز از دستیابی به اهداف استراتژیک خود در آنچه «عملیات خشم حماسی» خوانده بودند، اعم از براندازی نظام ایران و نابودی برنامههای و موشکی آن ناکام ماندند.
در این تحلیل آمده است: پس از بنبست در میدان، با میانجیگری پاکستان و مشارکت قطر، یادداشت تفاهم در ۱۸ ژوئن(۲۸ خرداد) امضا و اعلام شد که سنگ بنای یک نظام امنیتی جدید در منطقه قرار می گیرد. تهران در میز مذاکرات توانست شرایط سختگیرانهای که متحدانش را نیز شامل میشد، دیکته کند و دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و فناوری قابل توجهی را به دست آورد.
به نوشته المطلع، در مورد پرونده هستهای نیز موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI) نیز اعلام کرد که مذاکرهکننده ایرانی پیشنهادهای قبلی آمریکا برای انتقال مواد غنی شده به خارج از کشور را به طور کامل رد کرد و طبق توافق صورت گرفته همه زرادخانه هستهای و مواد غنی شده در تأسیسات ایران و تحت حاکمیت ملی آن باقی خواهند ماند و مواد با غنای بالا تقلیل داده شده و به سوخت هستهای برای تحقیقات و اهداف غیرنظامی در داخل کشور تبدیل میشود؛ این دستاوردها تنها یک حساب و کتاب مالی یا مجموعهای از معافیتهای موقت نبوده بلکه در اصل نشاندهنده یک تحول سیاسی جامع هستند که ایران را از نظر ساختاری از یک قدرت منطقهای به یک نیروی اصلی تأثیرگذار بر تصمیمگیریهای بینالمللی ارتقا داد، امضای یادداشت تفاهم از طریق امضای الکترونیک مستقیم بین روسای جمهوری دو کشور نیز به منزله به رسمیت شناختن علنی جایگاه بینالمللی تهران و از بین بردن استراتژی انزوای سیاسی بود.
در تحلیل مذکور همچنین آمده است: این پایداری نظامی و سیاسی، به نوبه خود، منجر به نهادینه شدن یک قطببندی ژئوپلیتیکی جدید در خاورمیانه شد و پایتختهای غربی به وضوح پایان چتر امنیتی آمریکا و دوران سلطه تکقطبی در منطقه را اعلام کردند و ایران به عنوان یک شریک استراتژیک کلیدی در کنار پکن و مسکو در شکلدهی به ویژگیها و موازنههای نظم جهانی چندقطبی جدید قرار گرفته و زمام امنیت و ثبات نظامی را از سواحل مدیترانه در لبنان تا آبهای اقیانوس هند به دست گرفت.
این رسانه افزود: از سوی دیگر حملات مقاومت اسلامی عراق به پایگاههای آمریکا و تهدید انصارالله به تعطیلی بابالمندب و دریای سرخ توانست هزینه اقتصادی و حق بیمه دریایی جامعه غربی را تا سطحی بالا ببرد که از توان مالیاتدهندگان آمریکایی فراتر رفت و منجر به شکست طرح تغییر نظام ایران و افشای کامل توطئه شد. پروفسور «راس هریسون» از موسسه خاورمیانه در واشنگتن گفت که «تنها برنده واقعی استراتژیک و ژئوپلیتیکی در این جنگ، ایران است، زیرا از این جنگ با توانایی بازدارندگی دو چندان و به رسمیت شناختن رسمی حوزه نفوذ تعیین کننده خود، خارج شد.
المطلع همچنین نوشت: «امیر هنجانی» تحلیلگر سیاسی از موسسه کوئینسی در واشنگتن نیز گفت: «ایران به پیروزی چشمگیری و معافیتهای حاکمیتی، ضمانتهای مالی و بودجهای را که نمیتوانست از طریق دههها دیپلماسی سنتی به دست آورد، دست یافت. با دستاوردهای جامع ثبت شده در تفاهمنامه ۲۰۲۶ اسلام آباد، ایران به طور کامل از دایره طبقهبندی قدیمی غربی به عنوان یک قدرت منطقهای سرکش، خارج و رسماً به عنوان یک بازیگر بزرگ بینالمللی و یک قدرت محوری شناخته شده است که کلیدهای امنیت و ثبات را در قلب جهان در دست دارد.