از منظر رفتارشناسی، هر گروه و هر تیپ رفتاری دارای ویژگیهای خاص خود است؛ ویژگیهایی که معمولاً به سایر ابعاد زندگی و رفتار افراد آن گروه نیز نفوذ میکند. هر صنف و هر حرفهای زبان، اصطلاحات و گویش ویژه خود را دارد و اعضای آن در میان خود با همان زبان و ادبیات خاص گفتوگو میکنند.
برای مثال، در میان قصابان اصطلاحات ویژهای رایج است؛ گوشت مرغوب را «آجری»، گوشت بیاستخوان را «بیحس» و برخی قسمتهای لاشه را با نامهایی متفاوت از عرف عمومی میشناسند. این زبان تخصصی در بسیاری از مشاغل وجود دارد.
در میان این اصناف، قماربازان نیز ویژگیهای رفتاری خاص خود را دارند. دروغگویی، اغراق و بزرگنمایی از بارزترین مؤلفههای گفتوگو میان آنان است. به همین دلیل، «بلوف زدن» و «گندهگویی» از شناختهشدهترین رفتارهای این گروه به شمار میرود.
در عصر حاضر، بسیاری دونالد ترامپ را نماد برجسته این شیوه رفتاری میدانند؛ فردی که به باور منتقدانش، با اظهارات متناقض، اغراقآمیز و گاه غیرواقعی، نمونهای آشکار از فرهنگ بلوفزنی در عرصه سیاست است. صبح کشوری را به نابودی تهدید میکند و عصر همان روز از مذاکره و آشتی سخن میگوید.
در چنین فضایی است که سخن شهید حاج قاسم سلیمانی در ذهن بسیاری تداعی میشود؛ آنجا که ترامپ را «قمارباز» خواند. از نگاه گوینده این تعبیر، ترامپ نماد قمارباز دروغگویی است که با بهرهگیری از ابزار تبلیغات و هیاهو، بر بخش مهمی از افکار عمومی تأثیر میگذارد.
اصطلاح «بلوفزنی» یکی از تعابیر رایج در میان قماربازان است و زمانی به کار میرود که فرد میان واقعیت و دروغ، ادعایی را مطرح میکند تا طرف مقابل را تحتتأثیر قرار دهد. در واقع، بلوف نوعی دروغ حرفهای است که در فرهنگ قمار جایگاهی شناختهشده دارد.
از منظر رفتارشناسی، بسیاری از رفتارها در اثر تکرار و استمرار، بهتدریج به صفات پایدار شخصیتی تبدیل میشوند و در وجود فرد رسوب میکنند. هنگامی که یک قمارباز به جایگاه ریاستجمهوری میرسد، این ویژگیها نیز میتوانند به ابزار کار او تبدیل شوند؛ به گونهای که دروغ گفتن آسان میشود، انکار کردن عادی جلوه میکند و این رفتارها در نهایت بر عرصه سیاست و مناسبات جهانی تأثیر میگذارند.