هر ملتی در تاریخ خود، با حوادث و آزمونهایی شناخته میشود که هویت واقعی او را آشکار میکند. ملت ایران نیز در دهههای اخیر، بارها در معرض سختترین فشارها، تهدیدها، تحریمها، جنگها و توطئهها قرار گرفتهاست، اما نهتنها از میدان خارج نشده، بلکه هر بار با ارادهای قویتر و عزمی راسختر به مسیر خود ادامه دادهاست. این همان ویژگیای است که از ملت ایران، یک «ملت مبعوث» ساخته است؛ ملتی که تنها زندگی نمیکند، بلکه برای یک آرمان، یک هویت و یک رسالت تاریخی نیز ایستادگی میکند.
ملت مبعوث، ملتی است که در برابر تهدید تسلیم نمیشود، در برابر فشار مأیوس نمیشود و در برابر دشمن احساس بنبست نمیکند. ملتی است که در سختترین شرایط، به جای فرار از میدان، در میدان میماند. به قدرت خود ایمان دارد، به آینده خود امیدوار است و مهمتر از همه، به وعده الهی اعتماد دارد. چنین ملتی را نمیتوان صرفاً با شاخصهای جمعیتی یا سیاسی تعریف کرد؛ این ملت یک ظرفیت راهبردی و یک سرمایه تمدنی است. اگر این واقعیت را بپذیریم، آنگاه یک پرسش اساسی مطرح میشود؛ آیا همه نهادهای کشور خود را در تراز این ملت تعریف کردهاند؟ آیا مجلس شورای اسلامی نیز به اندازه عظمت، بصیرت، صبر، مقاومت و امید این ملت بزرگ شدهاست؟
واقعیت آن است که مجلس در گفتمان ملت مبعوث، صرفاً محل تصویب قوانین نیست. مجلس باید مظهر اراده، شجاعت، امید و آیندهنگری یک ملت مقاوم باشد. مردمی که در میدان دفاع از کشور، امنیت، استقلال و عزت ملی ایستادهاند، از مجلس نیز انتظار دارند که در میدان قانونگذاری، نظارت و حل مشکلات کشور همان روحیه را به نمایش بگذارد.
ملت ایران در برابر تحریم ایستاد، مجلس نیز باید در برابر موانع پیشرفت بایستد. ملت ایران از فشار دشمن نترسید، مجلس نیز نباید در برابر مافیاهای اقتصادی، فساد، ناکارآمدی و ویژهخواری عقبنشینی کند. ملت ایران امید خود را از دست نداد، مجلس نیز نباید به تریبون یأس و ناامیدی تبدیل شود. ملت ایران برای آینده کشور هزینه داده است؛ مجلس نیز باید برای ساختن آینده، تصمیمهای بزرگ و شجاعانه بگیرد.
بازتعریف هویت مجلس در چارچوب ملت مبعوث، یعنی عبور از روزمرگی و حرکت به سمت حکمرانی راهبردی. یعنی مجلس به جای گرفتار شدن در حاشیهها، تمام توان خود را بر حل مسائل اصلی کشور متمرکز کند. مسئله مسکن، اشتغال، تولید، معیشت، جمعیت، فناوری، عدالت و مبارزه با فساد، موضوعاتی هستند که مستقیماً با قدرت ملی و امید اجتماعی پیوند دارند.
در این چارچوب، مجلس باید چند ویژگی اساسی داشته باشد؛ نخست، شناخت دقیق میدان. همانگونه که ملت ایران دشمن، تهدید و فرصت را بهخوبی تشخیص دادهاست، مجلس نیز باید اولویتهای واقعی کشور را از مسائل فرعی تفکیک کند. دوم، روحیه جهادی و مسئلهمحور. مردمی که در میدان مقاومت اهل بهانهجویی نیستند، از مجلس نیز انتظار عمل دارند، نه صرفاً سخن. سوم، شجاعت در تصمیمگیری. ملت ایران بارها نشان دادهاست که از هزینه دادن برای آرمانهای خود نمیترسد؛ مجلس نیز باید در دفاع از منافع ملی، عدالت و حقوق مردم شجاع باشد.
از سوی دیگر، مجلس در تراز ملت مبعوث باید امیدآفرین باشد. امید، یک شعار نیست؛ یک سرمایه ملی است. هر قانونی که به بهبود زندگی مردم کمک کند، هر اقدامی که گرهی از مشکلات جامعه باز کند و هر تصمیمی که افق روشنی پیش روی نسل جوان قرار دهد، در حقیقت به تقویت امید ملی کمک کردهاست. تأثیر چنین مجلسی نیز بسیار فراتر از تصویب چند قانون خواهد بود. این مجلس میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند، سرمایه اجتماعی را افزایش دهد، فاصله میان مردم و ساختار حکمرانی را کاهش دهد و کشور را در مسیر پیشرفت شتاب بیشتری ببخشد. مهمتر از همه، چنین مجلسی میتواند نشان دهد که اراده ملت در ساختار حکمرانی حضور واقعی و مؤثر دارد.
در این نگاه، مجلس صرفاً یک نهاد اداری برای قانونگذاری نیست، بلکه نقطه تلاقی اراده ملت با ساختار قدرت است. یعنی جایی که خواست عمومی، از سطح مطالبه اجتماعی عبور میکند و به شکل قانون الزامآور و سیاست ملی تبدیل میشود. اگر این پیوند درست فهم شود، مجلس دیگر یک ساختمان یا یک نهاد صرف نیست، بلکه بخشی از سازوکار تحقق اراده ملی در سطح حکمرانی است. بنابراین، گفتمان ملت مبعوث یک مسئولیت بزرگ را متوجه مجلس میکند. مردمی که در میدانهای سخت از کشور، انقلاب، استقلال و عزت ملی دفاع کردهاند، انتظار دارند مجلس نیز در تراز همین ملت باشد؛ مجلسی شجاع، کارآمد، امیدوار، آیندهنگر و مسئلهحلکن. زیرا ملت ایران بارها ثابت کردهاست که در میدان ایستاده است؛ اکنون نوبت نهادهای کشور است که نشان دهند در تراز این ملت بزرگ و تاریخساز قرار دارند.