اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، همانگونه که در عنوان خود نیز آورده است، مقوله «فرح پهلوی وجشن هنرهای شیراز» را به مدد اسناد و مدارک کمتر دیده شده، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. اهمیت این رویداد در آن است که به اذعان اغلب تاریخپژوهان معاصر به چشم اسفندیار حکومت پهلوی تبدیل شد و در تسریع روند انقلاب اسلامی نیز بیتأثیر نبود. این پژوهش ازسوی مصطفی جوان، انجام شده و پژوهشکده تاریخ معاصر ایران، آن را روانه بازار کتاب ساخته است. تارنمای ناشر در اشارتی کوتاه، عناوین و سرفصلهای این تحقیق را به ترتیب پیآمده معرفی کرده است: «۱- زندگینامه فرح دیبا: بررسی ریشههای فکری و جایگاه او در دربار؛ ۲- ماهیت و تشکیلات: تحلیل اساسنامه و اهداف اعلامی رویداد جشن هنر شیراز؛ ۳- تحلیل برنامهها: بررسی دقیق محتوای فیلمها و نمایشها و موسیقیهای اجراشده/ ۴- واکنشهای اجتماعی: واکاوی مواضع علما و جریانهای مذهبی نسبت به جشن هنر شیراز.»
مصطفی جوان، نویسنده این کتاب، طی گفتوشنودی در باب مضمون و محتوای آن، نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است: «فرح پهلوی، تحتتأثیر فضای فکریوفرهنگی فرانسه قرار داشت و در دوران تحصیل خود با جریانهایی آشنا شده بود که گرایشهای چپ و سوسیالیسم فرهنگی داشتند. این نگاه بعدها با حضور تیم فرح در مدیریت نهادهایی مانند کانون پرورشفکری کودکان و نوجوانان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، موزه هنرهای معاصر و جشن هنر شیراز و سایر مؤسسات و نهادهای وابسته به فرح، بازتاب بیشتری پیدا کرد. هرچند محمدرضا پهلوی در عرصه سیاسی مخالف جریانهای چپ بود، اما در حوزه فرهنگی میان او و همسرش، فرح پهلوی نوعی همسویی وجود داشت و هردو در مسیر ترویج الگوهای فرهنگی غربی حرکت میکردند. اسناد موجود نشان میدهد، نهادهایی، چون وزارت دارایی، شرکت نفت، سازمان برنامه و بودجه و حتی اداره برق شیراز، موظف به حمایت مالی از این جشنهای سالانه بودند و مبالغ قابل توجهی صرف دعوت از گروههای خارجی، اسکان و برگزاری برنامهها میشد. در نخستین دوره از جشن هنر، اداره حسابداری دانشگاه پهلوی، هزینههای مسافرت و دیدوبازدید فرح پهلوی را تأمین کرد و در واقع موظف بدان بود. این هزینهها نه تنها دستاورد متناسبی برای فرهنگ عمومی ایران نداشت، بلکه بسیاری از آنها، نه با فرهنگ دینی و ملی جامعه سازگار بودند و نه مورد استقبال عمومی قرار گرفتند و به صورت پدیدههایی انتزاعی درآمده بودند. نمایش «خوک، بچه، آتش» که در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۶، بهصورت زنده در خیابان برگزار و در آن به صورت علنی آمیزش جنسی اجرا شد، واکنش شدید علما و مردم را به دنبال داشت. علمای مذهبی مانند آیتالله شیخ بهاءالدین محلاتی، آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، آیتالله محمد صدوقی، حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی فلسفی و... با صدور بیانیهها و سخنرانیهایی، محتوای این جشنها را مغایر با ارزشهای دینی و اخلاقی جامعه دانستند و آن را تقبیح و محکوم کردند. بسیاری از اجراها از نظر فرم و محتوا، با جهانبینی ایرانیان و فرهنگ و ارزشهای دینی و اخلاقیشان سازگار نبود و حتی بعضاً در تضاد کامل با آنها قرار داشت. آوردن هنرپیشهها، خوانندگان و رقاصههای خارجی با پوششها و آرایشهای غربی نامتعارف، پخش و اجرای فیلمها، تئاترها و موسیقیهایی که مغایر با فرهنگ و ارزشهای ملی و مذهبی مردم بود، برای مردم جذابیتی نداشت و مردم از لحاظ زبان، فرهنگ و اخلاق، نمیتوانستند با آن رابطه برقرار کنند. کتاب فرح پهلوی و جشن هنرهای شیراز با رویکردی مبتنی بر اسناد، خاطرات و منابع تاریخی دست اول تدوین شده و میتواند برای علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران بهویژه نسل جوان، منبعی برای شناخت بهتر تحولات فرهنگی آن دوره باشد. به ویژه که رویداد جشن هنر شیراز، در جامعه دینی، فرهنگی و سیاسی آن روز، بازتاب نمایانی داشت و در تحولات پس از خویش مؤثر بود....»