کد خبر: 1368060
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰
واکاوی رویکرد «رفق» و «صبر»، درسیره سیاسی رهبر شهید
او «قدرت مهربان» داشت که حاصل عقل و عرفان بود مدارای آیت‌الله خامنه‌ای، تبلور پیوند میان «عقل سیاسی» و «عرفان اخلاقی» بود. او به ما آموخت که می‌توان در عین صلابت، در غایت رفق با انسان‌ها رفتار کرد. این منش نه از سر کم توانی، بلکه معلول آگاهی عمیق بود؛ بصیرتی که می‌دانست حقیقت، نهایتاً با آرامش پیروز می‌شود، نه با تندی. رفق و مدارای وی، در واقع سرمایه انسانی نظام بود که اجازه نداد انقلاب در تلاطمات موجود تحلیل برود
پروین قائمی

جوان آنلاین: در دنیای سیاست، جایی که قدرت اغلب با تندی و سلطه تعریف می‌شود، ممکن است در نگاه افراد سطحی، مفهومی به نام «مدارا» به معنای سست‌عزمی یا پذیرش بی‌چون و چرای خطا‌ها به نظر برسد، اما وقتی به سیره و سیاست رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌نگریم، درمی‌یابیم که مدارای ایشان نه از سر عجز، بلکه از سر «قدرت مهارشده» بود. مدارا در اینجا یعنی توانایی پذیرش تفاوت‌ها، صبوری در برابر تندی‌ها و باز گذاشتن در‌های بازگشت برای کسانی که در مسیر حقیقت گم شده‌اند. این رویکرد، ریشه در اندیشه‌ای دارد که سیاست را نه ابزاری برای حذف مخالف، بلکه وسیله‌ای برای نجات انسان‌ها می‌بیند. در بسیاری از سخنرانی‌های ایشان، تأکیدی مکرر بر این نکته دیده می‌شود که هدف ما، جذب حداکثری و دفع حداقلی است. این تفاوت بنیادین در نگاه، باعث می‌شود؛ مدارای ایشان با جریانات مختلف، حتی در سخت‌ترین مقاطع تاریخی، نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک تکلیف اخلاقی قلمداد شود. مقال پی آمده، در خصوص این موضوع به نگارش درآمده است. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 

بازخوانی صبوری نبوی (ص) و علوی (ع)

برای درک عمیق‌تر رفق و مدارایی که از آن سخن می‌گوییم، باید آن را در زنجیره سیره معصومین (ع) جست‌و‌جو کرد. مدارای رهبری، ابداع جدیدی نبود، بلکه احیای سنت نبوی در دوران معاصر به شمار می‌رفت. پیامبر اکرم (ص) در طول زندگی خود با سخت‌ترین تندی‌ها و تندروی‌ها از دشنام گرفته تا تلاش برای قتل روبه‌رو بودند، اما پاسخ ایشان همواره مدارای بی‌انت‌ها بود. در تاریخ می‌خوانیم ایشان حتی با کسانی که هر روز به ایشان آسیب می‌زدند با لبخند و خوشرویی روبه‌رو می‌شدند. در نهج‌البلاغه شریف نیز امام علی (ع) در نامه‌های خود به والیان، مدام بر رفق با رعیت تأکید می‌کردند. ایشان در موضعی فرمودند: «با مردم چنان رفتار کن که اگر تو جای آنها بودی، دوست داشتی با تو چنین رفتار شود.» این هم‌حسی یا همدلی، در رویکرد شهید آیت‌الله خامنه‌ای به‌شدت جاری بود. وقتی ایشان به مسئولان توصیه می‌کردند «با مردم مدارا کنید و تندی نکنید»، در واقع همان دستورالعمل علوی را بازتولید می‌کردند. مثال‌های تاریخی از عدالت امام علی (ع) که حتی در حق دشمنان‌شان نیز آن را رعایت می‌کردند، در رفتار رهبری با کسانی که دچار لغزش شده بودند، تجلی می‌یافت. اینکه آن بزرگ برای بازگشت به مخالفان فرصت‌های متوالی می‌دادند، دقیقاً همان عدالت رحیمانه بود؛ عدالتی که نمی‌خواست کسی را در تنگنای ناامیدی قرار دهد. این رویکرد را می‌توان «سخاوتمندی سیاسی» نامید. در سیره امام علی (ع)، عدالت هرگز خشک و مکانیکی نبود، بلکه همواره با رحمت گره خورده بود. ایشان می‌فرمودند: در رفتار با مردم، حتی در مقام مجازات باید چنان رفق کرد که عدالت بوی انتقام ندهد. رهبری نیز در بازخوانی این سیره، مفهوم قدرت را از «سلطه» به «خدمت» تغییر دادند. در واقع، مدارای ایشان با کسانی که لغزیده بودند، تکرار همان سخاوت علوی بود؛ سخاوتی که در آن، رهبر نه تنها مال و مقام، بلکه بخشایش و فرصت را به مخالفان می‌بخشد. 

اگر به بیانات رهبری در مواجهه با منتقدان یا لغزش‌های برخی چهره‌های سیاسی بنگریم، این اصل را عیان می‌بینیم. همان صبوری‌ای که می‌خواهد به طرف مقابل بگوید: من تو را می‌بینم، نه تندی تو را! این پیوستگی سیره، نشان می‌دهد رهبری در مدیریت جامعه از «الگوی رحمت» پیروی می‌کرد؛ الگویی که در آن، بخشش، والاترین شکل عدالت است. هم در سیره پیامبر و هم در سیره امام‌علی و اکنون در رهبری، رفق هرگز به معنای «سادگی» یا «ناآگاهی» نیست، بلکه «رفق بصیرت» است. یعنی رهبر می‌داند که دشمن کیست و کجا باید قاطع باشد، اما همزمان می‌داند که باید به هر انسانی، فرصت بازگشت و نجات داد. این توازن میان «قاطعیت در اصل» و «رفق در برخورد»، همان میراثی است که از پیامبر و علی به رهبری رسید و ازسوی ایشان در مدیریت بحران‌های داخلی به کار گرفته شد. 

مدارا به‌عنوان یک «سرمایه انسانی»، فراتر از سیاست

در نهایت باید پرسید: این همه رفق و مدارا چه دستاوردی برای جامعه دارد؟ اگر مدارا را صرفاً یک موضوع سیاسی ببینیم، دچار اشتباه شده‌ایم. این مدارا در واقع نوعی سرمایه‌گذاری بر روح انسان‌هاست. وقتی رهبر با رفق با یک گروه یا فرد رفتار می‌کند، در واقع دارد بذر اعتماد را در خاک جامعه می‌کارد. این اعتماد در زمانه طوفان‌های سیاسی، تنها تکیه‌گاهی است که مانع از فروپاشی روانی جامعه می‌شود. مدارای ایشان با جریانات مختلف، باعث شد تا زبان گفت‌و‌گو در جامعه زنده و جاری بماند. اگر سختگیری محض جایگزین این رفق می‌شد، بسیاری از انسان‌ها برای همیشه به سوی استکبار می‌رفتند و هرگز باز نمی‌گشتند! این رفق، در واقع جذب فعال بود؛ جذبی که نه با وعده و وعید، بلکه با مهربانی خالصانه صورت می‌گرفت. در اینجاست که باید از دنیای تحلیل‌های خشک سیاسی فاصله گرفت و به زبان دل گوش سپرد. در ادبیات عرفانی، مدارا تنها یک ابزار نیست، بلکه یک حالت از بودن است. این همان شأنی است که عرفی شیرازی خوش سروده است:
چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

با نگاهی به سیره آیت‌الله خامنه‌ای، ردپای همین «انسانیت جامع» را می‌بینیم. مدارای ایشان با جریانات مختلف، حتی در مقاطعی که تضاد‌ها به اوج خود می‌رسیدند، تکرار همین درس عرفی بود. ایشان همواره تلاش می‌کرد اثبات کند حق را نمی‌توان با تندی ترویج کرد، بلکه راه اشاعه حق، محبت همراه با بصیرت است. این رویکرد، در واقع نوعی «سرمایه‌گذاری برای ابدیت» است؛ جایی که رهبر، نه به دنبال پیروزی در یک منازعه سیاسی، بلکه به دنبال حفظ انسان‌هاست. این نگاه، مدارا را از یک تاکتیک سیاسی به یک سلوک عرفانی تبدیل می‌کند. در این سطح، مدارا یعنی اینکه بدانیم هر انسانی، هرقدر هم گمراه یا تندرو باشد، در درونش بذری از حقیقت دارد که تنها با رفق می‌روید. این همان نقطه‌ای است که سیاست، در لباس رحمت ظاهر می‌شود تا زخم‌های جامعه را التیام بخشد. این مدارا، در واقع پاسخ نظام اسلامی به این پرسش جهانی است: آیا می‌توان در عین برخورداری از قدرت، مهربان بود؟ پاسخ مثبت است و این پاسخ، در سیره و رفتار آیت‌الله خامنه‌ای، فراوان تجلی یافت. او نشان داد قدرت واقعی، حاصل مهربانی و رفق و مدارا با بندگان خداست که دل‌های سخت را نرم می‌کند و تضاد‌ها را به سوی نقطه مشترک، یعنی انسانیت سوق می‌دهد. 

مبانی معرفتی و ریشه‌های «رفق» در سیاست رهبری

برای درک اینکه چرا ایشان در رفتار با مخالفان، موضع خصمانه نگرفتند، باید به ریشه‌های معرفتی ایشان بازگشت. در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، رحمت پیش از عدالت قرار دارد و مبانی آن، دست کم دو موضوع پی‌آمده است: 

۱- الگوی نبوی و علوی
در تألیفات و سخنرانی‌های ایشان، اشاره‌های متعددی به سیره پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه دیده می‌شود. جایی که در اوج قدرت، بخشایش را بر انتقام ترجیح دادند. رهبری این الگو را در سیاست امروز پیاده کردند و حتی با کسانی که در مقاطع مختلف به نظام آسیب زدند، اگر راه بازگشت را می‌جستند با قلبی گشوده به آنان نشان می‌دادند. 

۲-تفکیک میان «خطای انسانی» و «لجاجت استکباری»
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های رهبر شهید، توان تفکیک بود. آیت‌الله خامنه‌ای همواره میان کسی که از روی برداشت‌های غلط یا تکبر سیاسی با حقیقت در ستیز است و کسی که آگاهانه در خدمت دشمن است، تفاوتی قائل می‌شد. مدارای وی با گروه اول، از این رو بود که باور داشت، حقیقت در نهایت پیروز است و هر انسانی حق دارد فرصتی برای بازگشت داشته باشد. در مواجهه با جریان‌های منتقد چه در داخل و چه در خارج، هرگز دیده نشد که او با تندی یا توهین پاسخ دهد. این صبوری راهبردی، در واقع نوعی کنترل جهل یا خشم طرف مقابل بود. در بسیاری از جلسات با مدیران و مسئولان، ایشان تأکید می‌کرد: ما نباید با تندی با مردم برخورد کنیم؛ مردم را جذب کنید، نه اینکه آنها را برانگیزید! این جملات، در واقع دستورالعمل «رفق» در مدیریت اجتماعی بود. با بررسی تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی، درمی‌یابیم که رهبر شهید همواره در میانه دو جهت معکوس از سوی دو گروه سیاسی قرار داشت: فشار تندرو‌ها برای حذف سریع مخالفان و فشار مخالفان برای تغییر مسیر انقلاب. اما پاسخ ایشان، نه حذف بود و نه تسلیم، بلکه مدارای راهبردی بود. 

سعه‌صدر در برابر تکثر ایدئولوژیک

در سال‌های نخستین تأسیس نظام اسلامی، جامعه با طیف‌های متنوعی از تفکرات روبه‌رو بود. در حالی که بسا جریانات تندرو، هرگونه تفاوت در برداشت را خیانت می‌نامیدند، رهبری با نگاهی جامع، تلاش داشت تا فضای گفت‌و‌گو را باز نگه دارد. ایشان با افرادی که حتی در بنیادی‌ترین مسائل با ایشان اختلاف داشتند با احترام و رفق روبه‌رو می‌شد. این رفتار نه از روی غفلت از خطایای آنان که از سر این باور بود که تکبر سیاسی راه نجات را می‌بندد و تنها مداراست که می‌تواند انسان‌ها را به بازنگری در باورهایشان وا دارد. نکته‌ای که در تحلیل‌های دقیق تاریخی به چشم می‌خورد، برخورد ایشان با جریاناتی، چون گروه موسوم به مجاهدین خلق در مقاطعی است که هنوز امکان گفت‌و‌گو و بازگشت وجود داشت. پیش از آنکه این جریان‌ها کاملاً به سوی مکاتب بیگانه متمایل شوند و مسیر ترور و خونریزی را در پیش بگیرند، رهبری با نگاهی پدرانه و صبورانه سعی کرد آنها را به مسیر حقیقت بازگردانند. این مدارا، در واقع یک فرصت‌دادن انسانی بود. ایشان می‌دانست، بسیاری از این افراد، قربانی برداشت‌های غلط یا فریب‌های سازمان یافته شده‌اند. بنابراین به جای برخورد صرفاً امنیتی، رویکردی تربیتی و هدایتی را در پیش گرفت. این بصیرت نشان می‌دهد، ایشان حتی در مواجهه با تضاد‌های شدید، ابتدا انسان را می‌دید و سپس ایدئولوژی را. آ‌نها را نه به‌عنوان دشمنان قسم‌خورده، بل به‌عنوان برادرانی خطاکار می‌دید که باید با رفق و مدارا، راه بازگشت‌شان را هموار کرد. 

در اینجا یک نکته روانشناختی ظریف وجود دارد. اینکه وقتی یک انسان، درحالی که برای جنگ آماده شده با رفق روبه‌رو می‌شود، دچار تلاطم درونی یا شناسایی مجدد می‌شود. تندی متقابل، مخالف را در جایگاه خود تثبیت می‌کند و به او بهانه لازم برای ادامه لجاجت را می‌دهد، اما رفق، او را از جایگاه جنگجوی ایدئولوژیک به جایگاه انسانی که دیده شده می‌برد. مدارای رهبری با جریانات متضاد، در واقع یک ضربه مهربان به منِ متکبر در وجودِ مخالف بود. اینجاست که بصیرت ایشان تجلی می‌یابد؛ چه می‌دانست که برای شکست‌دادن یک ایدئولوژی غلط، ابتدا باید انسان درون آن ایدئولوژی را نجات داد. بنابراین رفق در اینجا نه یک امتیاز، بلکه یک سلاح نرم برای خلع سلاح کردن متکبران سیاسی بود. این رویکرد، در واقع یک راهبرد جذب به شمار می‌رفت. ایشان به‌خوبی می‌دانستند تندی و خشونت، تنها باعث تقویت لجاجت مخالفین می‌شود، اما رفق سخت‌ترین قلوب را نیز نرم می‌کند. مدارای ایشان با این جریانات، در واقع به آنها نشان داد که نظام اسلامی به دنبال انتقام نیست، بلکه درپی نجات هر انسانی است که راه بازگشت را بجوید. 

پاسخ به تندی با سکوت معنادار و آرامش

یکی از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد در سیره سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای، توانایی شگفت‌انگیز او در تعامل با منتقدان بود. در دنیای سیاست، جایی که کوچک‌ترین انتقاد را توهین تلقی می‌کنند و با ابزار قدرت پاسخ می‌دهند، ایشان راهی متفاوت را برگزید. در مقاطع بسیاری چه در داخل و چه در خارج، چهره‌های مختلفی با لحنی تند و گاه تخریبی به ایشان تاختند، اما در پاسخ، هرگز دیده نشد که ایشان با لحنی مشابه یا خصمانه واکنش نشان دهد. این سکوت راهبردی و پاسخ متین، در واقع بالاترین سطح مداراست. ایشان با این رفتار به منتقدین نشان دادند، قدرت واقعی، در مهار خشم است، نه در رها کردن آن. در پرونده‌های بسیاری از مدیران، مسئولان یا حتی آن طیف از چهره‌های سیاسی که دچار لغزش شده بودند، ایشان به جای برخورد سختگیرانه و حذف سریع، راه تأمل و فرصت دادن را انتخاب کردند. بسیاری از این افراد، پس از سال‌ها و به دلیل همین سعه‌صدر و عدم تلافی، توانستند دوباره به مسیر درست بازگردند. این رفق در برابر لغزش‌ها، نشان می‌دهد ایشان هرگز اجازه نداد تا قدرت جایگزین رحمت شود. 

ایشان همواره تأکید داشت، تندی در برخورد با مردم، نه تنها نتیجه نمی‌بخشد، بلکه دشمن را تقویت می‌کند. این نگاه، مدارا را از یک ویژگی شخصی به یک «سیاست حکومتی» تبدیل کرد. در نظر ایشان، هرگونه برخورد تند با توده‌ها، نوعی ناپختگی در سیاست تلقی می‌شد. سیاستمدار بصیر کسی است که بداند، کجا باید قاطع باشد و کجا باید با ملایمت و مهر، هرگونه تندی را جذب کند تا آرامش جامعه دستخوش تهدید نشود. 

بصیرت در مدیریت بحران

با نگاهی جامع به تاریخ چهار دهه اخیر درمی‌یابیم که مدارای راهبردی آیت‌الله خامنه‌ای، تنها یک فضیلت اخلاقی نبود، بلکه یک ضرورت سیاسی برای حفظ انسجام ملی و ثبات نظام در برابر تلاطمات شدید بود. این رویکرد در سه سطح بنیادین اثرگذار بود:

۱- کاهش هزینه‌های اجتماعی و جلوگیری از گسست‌های جبران‌ناپذیر: در هر نظام سیاسی، تفاوت‌ها و تضاد‌های نظری اجتناب‌ناپذیرند، اما سخن در این است که با این تضاد‌ها چگونه برخورد شود. اگر آیت‌الله خامنه‌ای در مقاطع حساس، تندی و حذف سریع مخالفان را جایگزین مدارا می‌کردند، جامعه با گسست‌های عمیق‌تر و شکاف‌های اجتماعی وسیع‌تری روبه‌رو می‌شد. مدارای ایشان در برابر خطا‌های انسانی و لغزش‌های سیاسی، باعث شد تا بسیاری از جریان‌ها و افراد، به جای تبدیل شدن به دشمنان قسم‌خورده، در مسیر بازگشت و اصلاح قرار گیرند. در واقع، این رفق، مانع از تبدیل شدن اختلافات سیاسی به جنگ‌های داخلی شد. 

۲- انسداد مسیر نفوذ دشمن (بستن شکاف‌ها): دشمنان همواره در تلاش بوده‌اند تا از تندی‌های داخلی و مظلومنمایی‌های مخالفان، به‌عنوان ابزار‌هایی برای نفوذ و تحریک توده‌ها استفاده کند. در بسا موارد، هر تندی و خشونتی در رفتار با ناراضیان، یک فرصت طلایی برای دشمن است تا روایت خود را از سرکوب بسازد، اما هنگامی رهبری رفق و مدارا را سرلوحه رفتار قرار دادند، در واقع این روایت دشمن را باطل نمودند. رواداری ایشان، هرگونه توجیهی را برای اتحاد مخالفان با استکبار خنثی می‌کرد و به آنان نشان می‌داد که در نظام اسلامی، راه بازگشت و گفت‌و‌گو همواره باز است. این یک بصیرت پیشگیرانه بود که می‌دانست صبوری در برابر تندی، مؤثرترین سلاح برای خنثی کردن توطئه‌هاست. 

بازتعریف مفهوم «قدرت» (قدرت مهربان)

مدارای ایشان، مدل جدیدی از قدرت را به جهان معرفی کرد، قدرتی که نیازی به تلافی و انتقام ندارد. این رویکرد، چهره‌ای انسانی، متین و باوقار از نظام اسلامی را به نمایش گذاشت. قدرتی که در عین قاطعیت در اصول، در برخورد با انسان‌ها رحیم است. این قدرت مهربان، باعث شد تا حتی در میانه سخت‌ترین بحران‌ها، یک لایه حمایتی از اعتماد و مهر در جامعه شکل بگیرد که تکیه‌گاه بسیاری از مردم در برابر طوفان‌های سیاسی بود. 

در جمع‌بندی می‌توان گفت که مدارای آیت‌الله خامنه‌ای، تبلور پیوند میان «عقل سیاسی» و «عرفان اخلاقی» بود. او به ما آموخت که می‌توان در عین صلابت در برابر دشمنان قسم‌خورده، با نهایت رفق با انسان‌ها برخورد کرد. این منش نه از سر ناتوانی یا کم توانی، بلکه از سر آگاهی عمیق بود؛ بصیرتی که می‌دانست حقیقت، در نهایت با آرامش و مدارا پیروز می‌شود، نه با تندی و خشونت. رفق و مدارای وی، در واقع سرمایه انسانی نظام بود که اجازه نداد انقلاب در تلاطمات ایدئولوژیک تحلیل برود. در نهایت، الگوی ایشان به ما می‌آموزد که در دنیای امروز، مدارا نه یک نقطه ضعف، بلکه بزرگ‌ترین نقطه قوت هر رهبر است که بنا دارد دل‌های مردم را تسخیر کند و بذر حقیقت را در قلب‌ها بکارد. این همان مدارای راهبردی است که در هر عصری، تنها راه نجات انسان‌ها از تاریکی لجاجت و تکبر است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار