جوان آنلاین: کهگیلویهوبویراحمد را میتوان یکی از استانهای توانمند، مستعد و برخوردار ایران در نظر داشت. استانی با ظرفیتهای قابل توجه در حوزههای کشاورزی، صنعت، نفت و گاز، گردشگری و منابع طبیعی که در صورت توجه جدیتر به زیرساختها و فعالسازی ظرفیتهای آن، میتواند گامهای بلندی در مسیر تولید، اشتغال و ارزآوری بردارد. با این حال، بخشی از این توان بزرگ همچنان درگیر چالشهای اجرایی و عمرانی است. چنانکه بیش از هزارو۲۰۰ میلیارد تومان اعتبار جذبنشده، دهها پروژه نیمهتمام، تنش آبی در برخی روستاها، راههای ناتمام، زیرساختهای گردشگری مغفول، طرحهای عمرانی معطل و کاهش ارزش اعتبارات در سایه تورم، از جمله مسائل پیشروی این استان به شمار میرود. استانی که با وجود نشستن بر دریایی از نفت و گاز، هنوز برای شتاببخشی به توسعه، نیازمند تصمیمهای عملی، مدیریت کارآمدتر و عبور از گرههای بروکراسی و تأخیرهای فرساینده است. در حالی که زمان به سرعت در حرکت است، انباشت اعتبارات در حسابهای بانکی دستگاهها، نهتنها فرصتهای اشتغال را سوزانده، بلکه اعتماد عمومی را در مواجهه با مطالبات برزمینمانده به شکلی جدی به چالش کشیده است.
کهگیلویه و بویراحمد، سرزمین بلوطهای استوار، امروز در میانه پارادوکسی تلخ میان «داشتهها» و «نداشتهها» گرفتار شده است. هر کلنگی که به زمین زده و در نیمه راه رها میگردد، عملاً به معنای خروج آن طرح از رده انتفاع است؛ چراکه نیازهای جامعه موجودی ایستا نیستند و با گذر زمان تغییر میکنند. پروژهای که دو دهه پیش برای رفع نیازی حیاتی طراحی شده، اگر امروز به بهرهبرداری نرسد، فردا تنها بنایی فرسوده و فاقد توجیه فنی خواهد بود. زمان، سرمایه را به تاریخ انقضا نزدیک میکند و تعلل در اتمام طرحها، بیتالمال را به تلی از سیمان و آهن بیمصرف تبدیل میسازد.
درحالی که شاخصهای اقتصادی نشاندهنده نیاز مبرم استان کهگیلویهوبویراحمد به تزریق نقدینگی و تکمیل زیرساختهاست، آمارهای رسمی از یک سوءمدیریتی پرده برمیدارند. حبس بیش از ۱۲هزارمیلیاردریال اعتبار در حسابهای دولتی، آن هم در شرایطی که تورم سالانه، قدرت خرید هر ریال از این بودجه را ثانیه به ثانیه تحلیل میبرد. این استان با وجود برخورداری از مواهب خدادادی، همچنان در الفبای توسعه معطل مانده است.
اولتیماتوم استاندار، جذب اعتبار ممنوع!
استاندار کهگیلویهوبویراحمد، با لحنی انتقادی نسبت به عملکرد دستگاههای اجرایی از وضعیت موجود ابراز نارضایتی کرده و در جلسهای راهبردی با اشاره به محدودیتهای منابع مالی کشور، گفته: «اعتبارات موجود با مشقت فراوان، رایزنیهای گسترده با وزارتخانهها و پیگیریهای مستمر نمایندگان مجلس تأمین شده است. در چنین شرایطی، حتی ریالی از این منابع نباید به دلیل اهمال مدیریتی هدر برود یا برگشت بخورد.»
یدالله رحمانی با اشاره به عدد دقیق اعتبارات بلاتکلیف گفت: «بیش از هزارو۲۰۰میلیارد تومان اعتبار جذبنشده در حساب دستگاهها باقی مانده است. مدیران اجرایی رسماً متعهد شدهاند تمام این مبلغ را تا پایان مردادماه جذب کنند. تجربه نشان داده برخی دستگاهها عادت کردهاند کار را به روزهای پایانی سال مالی و اصطلاحاً دقیقه ۹۰ موکول کنند، اما این رویه خطرناک است. زیرا هر روز تأخیر، به معنای کاهش ارزش اقتصادی این اعتبارات در مقابل تورم است.»
او بر ضرورت نظارت هفتگی تأکید کرد و افزود: «اولویت ما پروژههای سفر ریاستجمهوری، تنش آبی، راههای مواصلاتی و بازارچههای صنایعدستی است. از این پس هیچ بهانهای برای کندی در پروژههای دانشبنیان یا موزههای دفاعمقدس پذیرفته نیست.»
فریاد عطش از شهرستان بهمئی
درحالی که در مرکز استان صحبت از میلیاردها تومان بودجه است، در شهرستانهای محرومتر، نبود مبالغی بسیار اندک، خدماترسانی را فلج کرده است. فرماندار بهمئی با گلایه از روند توزیع و تخصیص بودجه میگوید: «باورکردنی نیست که برای تعمیر یک دستگاه تانکر آب که حیاتیترین ابزار ما برای خدمترسانی به جادههای روستایی و بخش کشاورزی است، هنوز یک ریال هم اختصاص نیافته است. ماههاست که وعده تعمیر این خودرو داده شده، اما در عمل، مناطق هدف ما از خدمات محروم ماندهاند.»
لطفالله ایرمی، همچنین به پاشنه آشیل توسعه استان یعنی بروکراسی اداری اشاره کرده و ادامه میدهد: «گاه برای دریافت پاسخ یک استعلام ساده اداری، باید بیش از یک ماه منتظر بمانیم. این یعنی مرگ پروژه در نطفه. وقتی گردشگری «لیکک» با وجود تمام پتانسیلهایش، از اعتبارات سفر وزیر بینصیب میماند، چطور میتوان انتظار داشت که سرمایهگذار بخش خصوصی جرئت ورود به منطقه را داشته باشد!»
بویراحمد، لیستی از پروژههای روی کاغذ
وضعیت در قلب استان نیز چندان تعریفی ندارد. فرماندار بویراحمد، از شکاف عمیق میان «ارقام مصوب» و «پروژههای فعال» سخن میگوید. عباس بهشتی با اشاره به بحران آب در این شهرستان تصریح میکند که حدود ۲۰۰میلیاردتومان برای رفع تنش آبی اختصاص یافته، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از این پروژهها هنوز روی کاغذ ماندهاند و وارد فاز عملیاتی نشدهاند.
این مسئول با نام بردن از طرحهای معطل مانده، تصویری دقیقتر از فاجعه ارائه میدهد: «پروژههای آبرسانی در مناطقی، چون لوداب، گنجگان، فیروزآباد، کالوس، سفیدار، دمچنار و چندین روستای دیگر همچنان بلاتکلیف هستند. در بسیاری از این موارد، حتی پیمانکار هم انتخاب نشده است. مردم بهحق از ما مطالبه میکنند؛ آنها وعده بهرهبرداری از طرح لوداب تا خردادماه را شنیده بودند، اما اکنون شاهد توقف کار هستند.»
بهشتی با تأکید بر شفافیت هزینهکردها توضیح میدهد: «ما نیاز به گزارشهای شفاف داریم. مردم باید بدانند پولی که به اسم آنها و برای رفع تشنگی روستاهایشان تخصیص داده شده، در کدام پیچ اداری متوقف شده است. از میان ۱۵پروژه کلیدی آبرسانی، تنها یک یا دو مورد فعال است و این برای مرکز استانی که پایتخت طبیعت نامیده میشود، یک عقبگرد جدی است.»
برآیند آنچه در کهگیلویهوبویراحمد میگذرد، نشاندهنده یک «گسست سیستمی» است. حالا مشخص شده، مسئله استان نبود پول نیست، بلکه ناتوانی در تبدیل ریال به خدمت است. زمانی که نرخ تورم در بخش عمرانی به مراتب بالاتر از تورم عمومی است، توقف یکساله پروژه به معنای دو برابر شدن هزینههای اتمام آن است. افکار عمومی امروز از مدیریت ارشد استان انتظار دارد که «جذب اعتبار» را نه به عنوان یک فعالیت اداری، بلکه به عنوان یک جهاد اقتصادی در نظر بگیرند. شاخص موفقیت مدیران، نه تعداد نامهنگاریها، بلکه تعداد شیرهای آبی است که باز میشوند و کیلومترها جادهای است که آسفالت میگردد. اگر این هزارو۲۰۰میلیاردتومان به سرعت وارد چرخه تولید و عمران نشود به زودی تبدیل به کاغذی بیارزش در پروندههای بایگانی خواهد شد.