کد خبر: 1362360
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
محمدطه شاطری
مدیریت را برای روز‌های آرام اختراع نکرده‌اند چه آنکه زمانی که همه چیز بر مدار عادی حرکت می‌کند، حتی ضعیف‌ترین ساختار‌های اجرایی نیز می‌توانند امور جاری را پیش ببرند. تفاوت مدیر کارآمد و مدیر ناکارآمد در شرایطی آشکار می‌شود که بحران از راه می‌رسد و طبعاً محدودیت‌ها افزایش می‌یابد و تصمیم‌گیری دشوارتر می‌شود. در چنین وضعیتی جامعه انتظار شنیدن گلایه، تکرار مشکلات و بازخوانی صورت مسئله را ندارد، بلکه آنچه مطالبه می‌شود گزارش عملکرد و ارائه راهکار است. بنابراین، مسئولان محترم اجرایی به جای طلبکاری و «باید بشود»، بدهکار هستند و باید از «انجام دادیم»‌ها سخن بگویند. حاکمیت برای توجه ویژه به امور روستاییان و مناطق محروم، آن هم در راستای تحقق عدالت اجتماعی، ساختاری ذیل دفتر رئیس‌جمهور در نظر گرفته است تا به ارتقای شاخص‌های توسعه با تأکید بر نقش توانمندسازی روستاییان و مناطق محروم کمک کند، اما گویا مستأجران این کرسی در حال دوختن کلاه از این نمد برای خودشان هستند و تنها کاری که نمی‌کنند همان کمک به توسعه روستا‌ها و مناطق محروم است. ظاهراً مستأجر فعلی این کرسی هم در همین مسیر طی طریق می‌کند و اخیراً درباره همه موضوعات ارضی و سماوی اظهار لحیه کرده است، اما دریغ از یک گزارش که تا کنون چه گلی به صندلی‌ای که روی آن نشسته، زده است! البته داستان چیدن دامن دامن گل از این صندلی و یحتمل هبه آن به نورچشمی‌ها موضوع دیگری است. اما از بین همه افاضات، سخن راندن درباره نقش اینترنت در اقتصاد روستایی قابل تأمل است.
نیک می‌دانیم بخش مهمی از کسب‌وکار‌های خرد، مشاغل خانگی، تولیدکنندگان کوچک و فعالان حوزه گردشگری روستایی به زیرساخت‌های ارتباطی وابسته شده‌اند و طبعاً اختلال در این زیرساخت‌ها به کاهش فروش، افت درآمد و محدود شدن دسترسی به بازار منجر می‌شود، قطعاً این گزاره نه کشف تازه‌ای است و نه محل اختلاف! و‌ای بسا سال‌هاست کارشناسان اقتصادی درباره نقش اقتصاد دیجیتال در توسعه مناطق کمتر برخوردار سخن می‌گویند و اهمیت آن را یادآور می‌شوند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که این مسئول به جای ارائه گزارش از اقدامات انجام‌شده، در جایگاه مطالبه‌گر قرار می‌گیرد و همان سخنانی را تکرار می‌کند که مردم و کارشناسان سال‌ها مطرح کرده‌اند. وقتی یک مسئول از ضرورت حمایت از کسب‌وکار‌های روستایی سخن می‌گوید، این سؤال خود را وسط می‌اندازد که برای تحقق این هدف چه اقداماتی انجام شده است؟! وقتی از آسیب‌های واردشده به اقتصاد روستایی صحبت می‌شود، انتظار می‌رود برنامه‌های جبرانی، منابع اختصاص‌یافته و نتایج اقدامات اجرایی تشریح شود. 
 
 صندلی مدیریت جایگاه بیان آرزو‌ها نیست
یکی از مشکلات مزمن نظام اداری کشور کهن ما آن است که برخی مدیران پس از تکیه زدن بر صندلی مسئولیت، همچنان با ادبیات ناظران بیرونی سخن می‌گویند. واژه‌هایی مانند «باید»، «لازم است»، «ضروری است» و «می‌بایست» هنگامی معنا پیدا می‌کنند که از سوی پژوهشگران، رسانه‌ها یا نهاد‌های مطالبه‌گر مطرح شوند. مدیر اجرایی، اما مأمور اجرای همین «بایدها» است. از همین رو، جامعه از او نمی‌پرسد چه چیزی باید انجام شود؛ می‌پرسد چه چیزی انجام شده است. اقتصاد روستایی کشور ما مع‌الأسف در سایه همین مستأجران نا شایست، با مشکلاتی مواجه است که سابقه‌ای طولانی دارد و ضعف زیرساخت‌های بازاریابی، محدودیت دسترسی به منابع مالی، کوچک بودن مقیاس تولید، فاصله با بازار‌های مصرف و پایین بودن بهره‌وری در بسیاری از مناطق، سال‌هاست تکرار می‌شود، بنابراین مسئله اصلی این نیست که مشکلات وجود دارند یا خیر؟! بلکه موضوع این است که متولی توسعه روستایی برای کاهش این مشکلات چه دستاوردی داشته است؟
اگر اینترنت بخشی از معیشت مردم محسوب می‌شود، چه برنامه‌ای برای کاهش آسیب‌پذیری کسب‌وکار‌های روستایی در برابر اختلالات ارتباطی طراحی شده است؟ چه تعداد کسب‌وکار محلی به بازار‌های جدید متصل شده‌اند؟ چه میزان فروش دیجیتال برای تولیدکنندگان روستایی ایجاد شده است؟ چه سهمی از ظرفیت تجارت الکترونیک به مناطق محروم اختصاص یافته است؟ این پرسش‌ها پاسخ اجرایی می‌خواهند، نه توصیف دوباره مشکلات. 
اقتصاد با بیان نگرانی اداره نمی‌شود. همان‌گونه که یک مدیر صنعتی نمی‌تواند صرفاً از دشواری‌های تولید سخن بگوید و از ارائه عملکرد خودداری کند، مدیر حوزه توسعه روستایی نیز نمی‌تواند فقط به تشریح موانع بسنده کند. فلسفه وجودی نهاد‌های اجرایی آن است که برای همین موانع راه‌حل پیدا کنند و هزینه بحران را برای مردم کاهش دهند. جان کلام آنکه مدیران اجرایی نباید فراموش کنند که میان جایگاه مطالبه‌گر و جایگاه پاسخگو تفاوتی بنیادین وجود دارد. کسی که مسئولیت اداره بخشی از کشور را بر عهده گرفته است، دیگر در موقعیت طرح مطالبات عمومی قرار ندارد. وظیفه او ارائه کارنامه، تشریح عملکرد و پاسخ به پرسش‌هایی است که درباره نتایج مدیریتش مطرح می‌شود. در غیر این صورت، هر روز می‌توان صورت مسئله را با ادبیاتی متفاوت بازگو کرد و هر بار با بهانه‌ای تازه از کنار مطالبه اصلی جامعه عبور کرد!
برچسب ها: مدیریت ، بحران ، اقتصاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار