جوان آنلاین: جنگ تحمیلی سوم خیلی از مناسبات از جمله در حوزه اقتصاد را دستخوش تغییر کرده و طبیعی هم است که این روند باید در راستای تأمین حداکثری منافع عمومی تسریع شود. از طرفی بدیهی است، حل مشکلات اقتصادی در روزهای حساس بیش از هر چیز به سرعت، انعطافپذیری و کاهش هزینههای مبادله نیاز دارد. بهتجربه دیدهایم وقتی فشارهای خارجی افزایش یافته و مسیرهای سنتی تجارت با محدودیت مواجه شدهاند، اهمیت زیرساختهای لجستیکی و نظام حملونقل بیش از گذشته آشکار شده است. بنابراین در روزهای سرنوشتساز دفاع مشروع در برابر وحشیترین موجودات روی زمین، یعنی قبیله آدمخوار «اپستین»، گاه یک اصلاح مقرراتی میتواند اثری به مراتب بزرگتر از اجرای یک پروژه عمرانی پرهزینه بر جای بگذارد. موضوع حمل یکسره کالا از مرزهای ورودی کشورمان از همین جنس است که اگر به درستی اجرا شود، قادر خواهد بود بخشی از گرههای مزمن تجارت زمینی ایران اسلامی را برطرف کند و سرعت گردش کالا در اقتصاد را افزایش دهد.
سالهاست فعالان اقتصادی از زمان طولانی توقف کامیونها در پایانههای مرزی، تعدد تشریفات اجرایی و الزام به تخلیه و بارگیری مجدد کالا گلایه دارند. در بسیاری از مرزهای زمینی، کامیون حامل کالا پس از ورود به کشور ناچار است فرآیندی زمانبر را طی کند که در نهایت به افزایش هزینه حمل، اتلاف زمان و کاهش بهرهوری شبکه لجستیک منجر میشود. نتیجه چنین وضعیتی، افزایش هزینه تمامشده کالا برای تولیدکننده و مصرفکننده است که در نهایت در بخشهای مختلف اقتصاد توزیع میشود.
البته مسئولان اقتصادی در سالهای اخیر به تدریج اهمیت کریدورهای زمینی را بیش از گذشته درک کردهاند و تحولات منطقهای و بینالمللی نیز به ما ثابت کرده است اتکا به یک یا چند مسیر محدود برای تأمین کالا نمیتواند پاسخگوی نیازهای بلندمدت کشوری به سرافرازی و کهنی ایران باشد. بنابراین تنوعبخشی به مسیرهای تجاری اکنون به یکی از الزامات راهبردی اقتصاد تبدیل شده است و در این میان، مرزهای زمینی ظرفیت قابل توجهی برای جابهجایی کالا دارند که تاکنون به دلیل برخی موانع مقرراتی و اجرایی به شکل کامل مورد استفاده قرار نگرفته است.
مرزهایی که به گلوگاه تبدیل شدهاند
فلسفه وجودی مرزهای تجاری تسهیل جریان کالاست، اما در بسیاری از موارد، مرزها به نقاط توقف و انباشت تبدیل شدهاند، به طوری که کامیونهایی که باید ظرف چند ساعت از مبادی ورودی عبور کنند، گاه روزها و حتی هفتهها در صف انتظار باقی میمانند. بخشی از این تأخیر به محدودیتهای زیرساختی بازمیگردد، اما بخش مهمی از آن محصول رویههایی است که با واقعیتهای تجارت امروز همخوانی ندارد.
در مدل فعلی، تخلیه کالا در پایانههای مرزی و انتقال آن به ناوگان دیگر، زمان و هزینه قابلتوجهی را به فعالان اقتصادی تحمیل میکند. این فرآیند افزون بر افزایش هزینه حمل، احتمال آسیب به کالا، تأخیر در تحویل و اختلال در زنجیره تأمین را نیز افزایش میدهد. هنگامی که مواداولیه یک واحد تولیدی با تأخیر به مقصد میرسد، بخشی از ظرفیت تولید کشور تحت تأثیر قرار میگیرد.
حمل یکسره در واقع تلاشی برای بازگرداندن مرزها به کارکرد اصلی آنهاست. در این الگو، مرز به محل عبور تبدیل میشود، نه اینکه محل توقف باشد. کامیون پس از انجام کنترلهای لازم و طی تشریفات قانونی، بدون نیاز به تخلیه و بارگیری مجدد، مسیر خود را تا مقصد نهایی ادامه میدهد. چنین رویکردی سالهاست در بسیاری از کریدورهای بینالمللی اجرا میشود و یکی از عوامل اصلی کاهش هزینه لجستیک در اقتصادهای پیشرو به شمار میرود.
کاهش هزینه، مزیتی فراتر از حملونقل
آوردههای اقتصادی اجرای حمل یکسره، کاهش هزینههای مستقیم حملونقل است، اما اهمیت این سیاست به همین نقطه محدود نمیشود، چراکه اقتصاد امروز بر مبنای سرعت گردش کالا عمل میکند و طبعاً تأخیر در جابهجایی کالا به معنای بلوکهشدن سرمایه، افزایش هزینه مالی و کاهش بهرهوری است؛ از این منظر، زمان نیز همانند سرمایه دارای ارزش اقتصادی است. کاهش زمان توقف در مرزها سرعت تأمین مواداولیه صنایع را افزایش میدهد. بسیاری از واحدهای تولیدی که بخشی از نیازهای خود را از طریق واردات تأمین میکنند، دیگر معطل نمیمانند و تأخیر در ورود این مواداولیه، برنامه تولید آنها را دچار اختلال نمیکند. همچنین تسهیل فرآیند ورود کالا به معنای افزایش قابلیت برنامهریزی برای تولیدکنندگان خواهد بود. از سوی دیگر حمل یکسره میتواند رقابتپذیری اقتصاد را تقویت کند. در شرایطی که هزینههای تجارت جهانی رو به افزایش است، اقدامی که هزینه لجستیک را کاهش دهد، به بهبود شرایط فعالیت بنگاهها کمک خواهد کرد. بسیاری از کشورها رقابت اقتصادی را از مسیر توسعه زیرساختهای حملونقل و تسهیل مقررات دنبال کردهاند. ایران نیز برای بهرهگیری از ظرفیتهای جغرافیایی خود ناگزیر است همین مسیر را با سرعت بیشتری طی کند. اگر به جایگاه ژئوپلیتیکی ایران عزیزمان توجه کنیم، به اهمیت حمل یکسره پی خواهیم برد. کشورمان در محل تلاقی کریدورهای مهم منطقهای قرار گرفته است و میتواند به یکی از بازیگران اصلی تجارت زمینی تبدیل شود. تحقق این هدف، نیازمند آن است که فرآیندهای داخلی با استانداردهای تجارت مدرن هماهنگ شوند و کریدورها با کامیونهای متوقف در مرز و صفهای چندروزه شکل نگیرد.
اصلاحی کوچک با اثری بزرگ
این تصور که تحول اقتصادی فقط و فقط از طریق سرمایهگذاریهای عظیم و پروژههای چندمیلیارد دلاری امکانپذیر است، صحیح نیست، چراکه تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است اصلاح مقررات و حذف گلوگاههای اداری میتواند آثار اقتصادی گستردهای ایجاد کند. حمل یکسره کالا نمونهای از همین اصلاحات است. طبیعی است اجرای موفق این سیاست فعالان اقتصادی را دلگرم میکند به اینکه نظام تصمیمگیری کشور به دنبال کاهش هزینههای غیرضروری و تسهیل فعالیتهای تجاری است.
از سوی دیگر، شرایط کنونی اقتصاد ایران ایجاب میکند تمامی ظرفیتهای موجود برای حفظ پایداری زنجیره تأمین به کار گرفته شود. این روزها که کشورمان با فشارهای خارجی مواجه است، افزایش کارایی در حوزه حملونقل و تجارت به یک ضرورت ملی تبدیل شده است و دیگر نباید تعارض منافعها و خطاهای محاسباتی مانع از حرکت به سمت چنین الزاماتی باشد. ضمناً اقتصاد مقاومتی نیز در عمل به معنای استفاده بهینه از ظرفیتهای داخلی و حذف موانعی است که بدون دلیل موجه، هزینه تولید و تجارت را افزایش میدهند.
بنابراین حمل یکسره کالا را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. این اقدام در ظاهر به یک تغییر اجرایی محدود شباهت دارد، اما در باطن میتواند به کاهش هزینه مبادله، افزایش سرعت تأمین کالا، ارتقای بهرهوری شبکه حملونقل و تقویت تابآوری اقتصادی کشور منجر شود. مرزهایی که امروز در برخی موارد به گلوگاه تبدیل شدهاند، قادرند به دروازههای روان تجارت بدل شوند، مشروط بر آنکه تصمیمگیری اقتصادی با نگاه تسهیلگر و مبتنی بر منافع ملی دنبال شود.