میگویند دردی بالاتر از درد از دست دادن فرزند نیست و مادامی که در این وضعیت نباشید درکی از آن نخواهید داشت. حافظ زمانی در این رنج سروده بود: «دلا دیدی که آن فرزانه فرزند / چه دید اندر خم این طاق رنگین / به جای لوح سیمین در کنارش / فلک بر سر نهادش لوح سنگین.» جوان آنلاین: میگویند دردی بالاتر از درد از دست دادن فرزند نیست و مادامی که در این وضعیت نباشید درکی از آن نخواهید داشت. حافظ زمانی در این رنج سروده بود: «دلا دیدی که آن فرزانه فرزند / چه دید اندر خم این طاق رنگین / به جای لوح سیمین در کنارش / فلک بر سر نهادش لوح سنگین.»
مجموعه تلویزیونی «مادران» که این روزها روی آنتن شبکه یک سیما میرود، بر همین موضوع صحه میگذارد؛ قصه ساده و سرراستی که رنجها، واگویهها و دردهای مادران شهید را به تصویر میکشد. این مجموعه که از تازهترین تولیدات خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ است، تلاش دارد تصویری حقیقی و به دور از کلیشههای مرسوم از مادران شهدا به مخاطب ارائه دهد. «مادران» در سادهترین شکل، روایت مادرانی است که فرزندانشان را برای وطن از دست دادهاند و هرچند تلاش میکنند تا با پایداری و قدرت ادامه دهند، اما تنهایی و دلتنگیهایی را از سر میگذرانند که شاید کمتر کسی متوجه آن باشد. در حقیقت مجموعه «مادران» تلاش میکند به مخاطب القا کند که گرچه این مادران فرزندانی وطنپرست تربیت کرده و بر سر اصول و باورهای خویش ایستادهاند، اما ابرانسان نیستند و دردهایی دارند که شاید کمتر از آن حرف بزنند، ولی باید به آن واقف بود و همدلی بیشتری با این مادران داشت.
توجه به همه مادران شهید (از شهدای جنگ هشت ساله تا همین جنگ اخیر) از جمله نقاط مثبت قصه مادران است. در حقیقت در این داستان رنج کهنه و تازه و نام جنگ تفاوتی ندارد و این «مادران» با اعتبار بخشیدن به دردهای مادران شهید تلاش دارد تا جنس افزایش آگاهی را در مخاطب برانگیزد.
نکته حائز اهمیت قصه مادران در حقیقی بودن داستانهاست. بر این اساس همه این آدمها و قصههایی که در این مجموعه روایت میشوند آدمهایی واقعی با سرگذشتهایی تأملبرانگیز بودهاند. تحقیق متمرکز برای پیدا کردن آدمهایی که قصه زندگیشان قابلیت دراماتیزه شدن داشته باشد، سفر به شهرهایی که شهدا در آن اقلیم رشد کردهاند و فیلمبرداری در محیط واقعی، تلاش در راستای توجه به حضور شهدای متنوع از منظر دینی (مسلمان، مسیحی و...)، زبانی وفرهنگی از جمله تلاشهای گروه تولید سریال «مادران» برای تعمیمبخشی و معتبر بودن روایتهای این قصه است.
بهرهگیری از بازیگر باتجربه و توانمندی همچون رویا افشار در نقش مادران شهید یکی از برگهای برنده سریال «مادران» است. افشار کسی است که به کاری که انجام میدهد باور دارد و به دلیل سبقه جنوبی خود آشنایی و درک بالایی از احوالات این مادران دارد. از سوی دیگر تسلط وی بر بازیگری - که به قول بازیگران این سریال حضورش در کنار دیگران به مثابه تجربهای گرانقدر و کلاس بازیگری است - در اجرای هرچه بهتر نقشها و باورپذیری مخاطب اهمیت بسزایی دارد. درد مادری که در حسرت و به جای لباس دامادی پیکر کفنپوش فرزند را در آغوش میکشد، مادری که در جستوجوی پیدا کردن عکسی ناچار میشود از میان خیل بدنهای تکهپاره شده شهدا پیکر فرزند را شناسایی کند، مادری که چنان با روح فرزند زندگی میکند که دیگران نگران سلامت روانش میشوند از جمله صحنههای غمانگیزی است که بار دیگر بر سنگینی باری که مادران شهید در تجربههای زیسته و تنهایی به دوش میکشند، تأکید میکند.
«مادران» تلاش میکند تا بگوید فرقی بین مادر تهرانی که فرزند شهید دارد با مادری که در یک خط مرزی در شمال شرقی کشور زندگی میکند و فرزندش شهید شده، مادری که شیعه است یا ارمنی و مادری که سالهاست فرزند از دست داده یا تازه، نیست. این قصه تأکید میکند که باید همه این افراد را در مادر بودن و از دست دادن فرزند دید و اینگونه نگاهی دوباره به مادران شهید انداخت. نگاهی که شاید اخلاقیتر، انسانیتر و منطقیتر باشد.