مرحوم علامه محمدرضا حکیمی در مقاله «نان و کتاب» تصریح میکند که بر اساس همه آموزههای دینی و سیره اهل بیت علیهمالسلام، حکومت اسلامی موظف است «نان» و «کتاب» (نه هر نانی و نه هر کتابی) را برای اقشار مختلف مردم رایگان کند. ایشان معتقد بود که این کار شدنی و عملی است.
کاری ندارم که این برداشت و این ایده چقدر دقیق و منطبق با هر شرایطی است، اما با استناداتی که ایشان آورده است، معلوم است که دین و اولیای دین نسبت به خوراک جامعه، چه خوراک جسمی و چه خوراک فکری آن، پر از برنامه و دستورالعمل است که حداقل با وضعیت امروز ما فاصله زیادی دارد.
در روزهایی به سر میبریم که نمایشگاه بزرگ کتاب تهران امسال، هرچند به صورت مجازی، در حال برگزاری است و ظاهراً بنابر ادعاهای رسانهها، استقبال خوبی از آن شده و بن کتاب هرساله به دانشجویان و اساتید هم فراگیرتر و به صورت تخفیف ۲۵ درصدی برای همه مردم اعمال شده است. این در حالی است که قیمت کتابها بهطور چشمگیری افزایش یافته و به قول معروف سر به فلک زده و حتی با احتساب ۲۵ درصد تخفیف اعلامی، باز هم گاه تا دو برابر و بلکه بیشتر از قیمت سالهای پیشِ همان کتابها و مشابه آنهاست.
این اتفاق ناگوار البته قابل پیشبینی بود. گرانی فوقالعاده کاغذ بسیاری از روزنامهها را در ماههای اخیر زمینگیر و مجبور به تعدیل نیرو کرده و بسیاری از نشریات هم فقط به صورت مجازی منتشر میشوند. اگر هزینههای جنبی دیگر مثل حملونقل و دستمزد کارگر و مصحح و ویراستار و صفحهبند و طراح جلد و ... را هم اضافه کنیم، میبینیم که برای ناشر و به تبع آن کتابفروش چارهای جز گرانی پیشآمده متصور نیست، اگر دولت کمکی نکند و یاری نرساند و دست آنها را نگیرد.
نگارنده نه ناشر است و نه کتابفروش، بلکه خود یک مصرفکننده و خواننده کتاب است که برای خواندن هزینه میدهد، اما میخواهم نکته احتمالاً نامحبوبی را بگویم و آن اینکه اگر همین قیمتهای بالای کتابهای امروز را با قیمت بسیاری از کالاهای مصرفی خوراکی مثل بستنی کیم و آبمیوه و اسباببازیهای معمولی و دیدن فیلم در سینما (به تئاتر اصلاً اشاره نمیکنم!) و پفک و پففیل و قیمت خیار و هندوانه و میوههای دیگر مقایسه کنیم و کنید، میبینیم که قیمت کتاب با همه گرانشدنهای اخیرش باز هم از بقیه اقلام ارزانتر و منطقیتر است. مسلم است که منظور از کتاب، کتابهای نفیس با جلدهای چرمی آنچنانی و بر روی کاغذهای گلاسهای نیست که ناشران محترم قیمتهای چند میلیونی برای آنها تعیین کردهاند!
همه این واقعیتهای تلخ و شیرین را گفتم تا اجازه بگیرم و برگردم به نکته اول این یادداشت و اشارات محقق ژرفاندیش دینی علامه حکیمی که معتقد بود حکومت اسلامی موظف است کتاب (نه هر کتابی) را رایگان کند و در دسترس همه اقشار بگذارد.
آقای حکومت اسلامی! ما در این شرایط و (با اجازه علامه حکیمی!) در هیچ شرایطی انتظار نداریم که کتاب را برای مردم مجانی کنید، اما این توقع زیادی است که انتظار داشته باشیم برای فرهنگ و مشخصاً فرهنگ مکتوب و بهویژه برای کتابهای خوب و ارزشمند و تأثیرگذار و جهتدار و جهشدهنده، یارانه مناسبی تعیین کنید تا نشریات به تعطیلی نیفتند و ناشران بهجای کتاب به فروشندگان خیار و خربزه حسرت نخورند و نویسندگان بااستعداد، مسافرکشی را بسیار پردرآمدتر از کار فرهنگی نیابند؟
من اینجا نه قصد این را دارم و نه حال جستوجویش را که وعدههای همین دو سه سال اخیر شما را ردیف کنم که برای حل این معضل چه مصاحبهها کردهاید و چه اخباری از شما منتشر شده است که برای لحظاتی امید در دل دوستداران فرهنگ و کتاب ایجاد کرده است، اما در حد همان سیاه شدن کاغذ روزنامههای گرانقیمت باقی مانده است!
سخن آخر هم با مردم و دانشجویان و طلاب و علاقهمندان عزیز کتاب! به حرفها و استدلالها و جملات قبلی این یادداشت فکر و توجه نکنید. همین الان از دو سه روز خرید میوه و بستنی و سینما و تفریحتان بزنید و بروید وارد سایت نمایشگاه کتاب بشوید و چند جلد کتاب خوب انتخاب کنید و بخرید و با هزینه رایگان ارسال، آن را دم منزل دریافت کنید و از زندگیتان لذت ببرید! باور کنید دنیا ارزشش را ندارد!