جوان آنلاین: جنگ خودش برای ترامپ کابوسی وحشتناکتر از آن چیزی شده است که او میخواهد هربار با نامآوردن از جنگ ایرانیان را بترساند! رهبر شهید انقلاب در یکی از آخرین سخنرانیها بهخوبی گفتند که «کسی را تهدید کن که از تهدید میترسد»! اینکه جنگ دوباره آغاز میشود یا نه، چیزی نیست که کسی خودش را استراتژیست بداند و دربارهی آن نظر قطعی و یقینی بدهد. باید در همهی این موارد «احتمالی» سخن گفت زیرا سرشت این پیشبینیها احتمالی است و اینبار تازه با یک دیوانهی پیشبینیناپذیر روبهرو هستیم. اگر بخواهیم بدانیم چرا جنگ تمام شد که با آن بفهمیم آیا دوباره آغاز میشود یا نه، باید به یاد بیاوریم که از مجموع رخدادهای چهل روز جنگ، «امریکا وقتی جنگ را تمام کرد که ایران هواپیمایش را سرنگون کرد»! و «وقتی جنگ را به لبه آتشبس برد که هواپیماهایش در اصفهان در آتش سوختند»! ترامپ از اینکه به فهرست مطالباتش از ایران که زمانی فقط «غنیسازی» بود و او خودش با خروج از برجام آن را به «۴۵۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد» ارتقا داد، چیز دیگری اضافه شد که «بازکردن تنگههرمز» است، در جنون به سر میبرد؛ و قطعاً از اینکه به این فهرست «آزادی خلبانان امریکایی» یا «نیروهای ویژه» اضافه شود، در هراس است. با اینکه فهرست تازهای از «کابلهای اینترنت کف تنگه» تا «بستن بابالمندب» که با انفجارهای دیروز نوعی اخطار گرفت نیز روی میز است.
ترامپ برای ششمینبار از برافروختن دوبارهی آتش جنگ عقب نشست. اینبار آن را به درخواست «شهباز» گره نزد و از «شیوخ» مایه گذاشت، با آنکه گفته میشود شیوخ، مشوق او به جنگ هستند زیرا ترک منطقه از طرف امریکا و باقیماندن حساب ایران و شیوخ، دانی که چیست و چه میشود! البته شیوخ هم مثل خود ترامپ بین دوراهی ماندهاند؛ جنگ شود، نابود میشوند، نشود، باز نابود میشوند؛ درست مانند آن سرود حماسی که میخواند: «هم فرعونید، هم نمرودید/ یا نابودید یا نابودید»! ترامپ هم اگر بجنگد نفت منطقه را از دست میدهد و خیلی چیزهای دیگر را و اگر نجنگد باز همین! در مقابل ما «یا پیروزیم، یا پیروزیم»!
مرد دیوانه ششتایی شد!
شش بار تمدید ضربالاجل؛ شش بار عقبنشینی از آستانهی جنگ. این رقم خام، نخستین نشانهی سقوط ترامپ به درون تراژدیای است که خود طراحی کرد. او با شعار «تمامشدن بازی ایران» پا به کاخ سفید گذاشت، ولی حالا در موقعیتی قرار دارد که حتی شیوخ عرب که متحدان او در قبل و حین جنگ بودند، به او التماس میکنند: «حمله نکن! هزینهاش را همهی ما میپردازیم»! شاید هم میگویند: «حمله کن! وگرنه هزینهاش را ما باید بپردازیم»!
اما ریشهی این منجلاب بسیار عمیقتر از چند تماس تلفنی است. سناریوی «مرد دیوانه» که ترامپ آن را از ریچارد نیکسون به ارث برد، بر این فرض استوار است که حریف باید باور کند تو آنقدر غیرقابلپیشبینی و بیپروا هستی که هر لحظه ممکن است دست به جنونآمیزترین اقدام بزنی. این تاکتیک در برابر ایران شکست خورده است. ایران «دیوانگی» را نمیخرد، و با دیوانه میداند که باید چگونه مقابله کند.
ناشناختهماندن ایران
از طرفی امکانات تقابلی ایران برای امریکا ناشناخته است. از موشکهای بالستیک در غارهای گرانیتی تا پهپادهای جدید و تاکتیکهای نامتقارن، ذهن استراتژیستهای پنتاگون را فلج کرده است. همانگونه که نیویورکتایمز فاش کرد، ایران الگوهای پروازی اف۱۵ و اف۳۵ را رمزگشایی کرده و پس از آنکه یک اف۳۵ در جنگ چهلروزه مورد اصابت دفاع زمینی قرار گرفت، باید برای دور تازه جنگ محتاط بود.
ایران با نیم قرن محاصره و تحریم و سالهای زیاد جنگ آموخته است که از آن «محاصرهی دیوار فولادین ترامپ» چگونه عبور کند. کریدورهای زمینی پاکستان که شش کریدور تجاریاند، شریانهای حیاتی را از زیر دیوار فولادی عبور دادهاند. ایران میتواند تنگه هرمز را دور بزند. بابالمندب که انفجارهای مهیب شب گذشته در آن بهطور عجیبی از سوی رسانههای جهان پنهان ماند نشان داد که ایران میتواند در عرض دو ساعت، آمدوشد کشتیها را در یکی از حساسترین آبراههای جهان متوقف کند. سکوت مؤسسات بیمه بینالمللی و نهادهای امنیت دریانوردی، حاکی از آن است که واشینگتن خود از گسترش دامنهی جنگ هراس دارد و به این مؤسسات فشار آورده است تا خبر را پنهان کنند. دیوار فولادی، امریکا را در محاصرهی اطلاعاتی- عملیاتی گیر انداخته است. هر حملهای میتواند به بستهشدن همزمان هرمز و بابالمندب و جهش قیمت نفت به بالای ۲۰۰ دلار منجر شود، و این یعنی فروپاشی اقتصادی خود متحدان عرب ترامپ.
ترامپ در یک روز میگوید: «ما به جمهوری اسلامی هیچ امتیازی نخواهیم داد. فقط تسلیم کامل»! و در همان روز اذعان میکند: «من الان آماده پذیرش هیچ چیزی نیستم» و سپس ادعای قبلی خود را که حاضر بود مهلت ۲۰ ساله برای غنیسازی بپذیرد، انکار میکند. این شیزوفرنی استراتژیک نشان میدهد که او حتی در تیم خود بر سر یک هدف روشن به اجماع نرسیده است.
واشینگتنپست مینویسد: «هیچ گزینهی نظامی اعم از حمله گسترده، هدفگیری رهبران یا عملیات زمینی راهحل قابلاعتماد و کمهزینه ندارد». ۸۵ میلیارد دلار هزینه در ۷۹ روز که فقط احتمالاً نرخ بمبهایی است که بر ایران ریختهاند نه زیانهای مالی ناشی از رکود اقتصاد امریکا و جهان غرب، رقمی که حتی در جنگ افغانستان سابقه نداشت، بدون هیچ دستاورد استراتژیک جز تخریب چند سوله و تأسیسات سطحی، به باد رفته است. سایتهای موشکی زیرزمینی ایران دوباره بازگشایی شدهاند.
لابی شیوخ با چین و قمار بازنده
گفته میشود کشورهای عربی که ترامپ ادعا میکند به درخواست آنها حمله را به تعویق انداخته، همزمان در پکن مشغول لابی علیه تهران هستند. قول تأمین نفت چین و خرید کالاهای چینی با قیمتهای بالاتر. این خبر که ممکن است درست نباشد و پیش از این نیز چینیها نشان دادند فریب این وعدههای شیوخ را نمیخورند و بازی را درست تشخیص میدهند، دستکم نشان میدهد که آنها به قدرت نظامی امریکا برای حفاظت از خود ایمان ندارند و به دنبال یک ضمانت اقتصادی- دیپلماتیک مستقل از واشینگتن هستند. این بزرگترین شکست اعتبار برای ترامپ است. متحدان منطقهایاش، او را به عنوان چتر نجات قبول ندارند و به چین پناه میبرند!
حضیض یک تراژدی سیاسی
ترامپ اکنون در ژرفنای یک تناقض مرگبار گرفتار آمده است. اگر حمله کند، با توجه به آمادگی ایران، هزینهی سرسامآور جانی، مالی، ژئوپلیتیک خواهد داد و ناشناختهبودن پاسخ ایران، و اصرار متحدان عرب برای جلوگیری از حمله ممکن است بزرگترین شکست نظامی امریکا از زمان جنگ ویتنام را رقم بزند، هرچند همینحالا نیز چیزی کمتر از آن نیست.
اگر حمله نکند آنگاه ششبار تهدید بیعمل، او را به رئیسجمهوری تبدیل میکند که مثل شیر میغرد ولی از ترس، بادی هم از پشتش صادر میشود و برای یافتن میانجی دمش را هم تکان میدهد! رحمت خدا بر امام راحل که بهترین تمثیل را برای این سردمداران امریکا به کار برد! ایران با صبر استراتژیک خود، نشان داده که میتواند واشینگتن را خسته کند، درست همان چیزی که ترامپ ادعا کرد «نشنیده است»، اما در عمل دارد با آن مواجه میشود.
مهلتهای ششگانه، انفجارهای پنهانشده در بابالمندب، کریدورهای پاکستان، ناتوانی در نابودی سایتهای زیرزمینی، نداشتن اطمینان از ترورهای جدید و هدفمند و فرار متحدان عرب به سمت چین، همه نشانههای یک منجلاب خودساخته است. ترامپ ایران را به «قعر یک تراژدی بزرگ سیاسی» نکشانده است، بلکه خود در قعر آن تراژدی افتاده است. مرد دیوانهای که حتی شیوخ عرب از دیوانگیاش میترسند، اما نه از روی وحشت از ایران، که از روی وحشت از عواقب فلجکنندهای که بر سر خودشان میآورد.