شب که از نیمه میگذرد، تهران چهره دیگری پیدا میکند؛ شهری که در سکوت نیمهشب، صدای موتورهایی که با سرعت از میان بزرگراهها، تونلها و خطوط ویژه عبور میکنند، بیشتر از هر زمان دیگری شنیده میشود. پشت هر کلاه نیمهبسته، هر جعبه پیک و هر موتور فرسودهای که در تاریکی خیابانها حرکت میکند، داستان جوانی ایستاده که میان فشار معیشت، ترافیک، خستگی و هیجان، هر شب با مرگ مسابقه میدهد. جوان آنلاین: آمارها نشان میدهد پایتخت دیگر فقط با بحران ترافیک روبهرو نیست؛ تهران اکنون درگیر یک بحران اجتماعی و انسانی در حوزه حملونقل شهری است؛ بحرانی که قربانیان اصلی آن، موتورسواران جوان هستند.
فراتر از ظرفیت
براساس آمار رسمی، از مجموع بیش از ۱۹ میلیون خودرو پلاکشده کشور، حدود ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دستگاه در تهران تردد میکنند؛ شهری که همزمان میزبان نزدیک به ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار موتورسیکلت نیز هست. این یعنی خیابانهای تهران زیر فشار همزمان میلیونها خودرو و موتور، عملاً فراتر از ظرفیت واقعی خود فعالیت میکنند.
در حالی که معابر اصلی و فرعی تهران تنها ظرفیت عبور حدود ۸۰۰ هزار خودرو با سرعت متوسط ۳۰ کیلومتر در ساعت را دارند، هر روز نزدیک به یک میلیون و ۵۰۰ هزار خودرو وارد پایتخت میشود و حدود ۶۰۰ هزار خودرو به بار ترافیکی شهر افزوده میشود؛ وضعیتی که خیابان را به محیطی عصبی، متراکم و پرخطر تبدیل کردهاست.
عادیشدن تخلف
در چنین فضایی، موتورسواران بیش از هر گروه دیگری در معرض خطر قرار دارند؛ گروهی که اغلب برای عبور از ترافیک، ناچار به حرکت میان خودروها، ورود به خطوط ویژه، عبور از پیادهروها یا حتی حرکت خلاف جهت میشوند؛ تخلفهایی که به تدریج از «استثنا» به «رفتار روزمره» تبدیل شدهاند.
طبق آمار رسمی پلیس راهور تهران، ۴۴درصد جانباختگان تصادفات پایتخت را موتورسواران تشکیل میدهند؛ عددی که از مجموع فوتیهای سرنشینان خودرو بیشتر است. در کنار آن، ۳۷ درصد قربانیان نیز عابران پیاده هستند؛ یعنی خیابانهای تهران، بیش از آنکه خودروها را قربانی بگیرند، انسانها را هدف قرار میدهند.
جوانان در صدر
آنچه این بحران را تلختر میکند، سن قربانیان است. براساس گزارش پلیس، حدود ۴۳ درصد متوفیان موتورسوار در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال قرار دارند؛ نسلی که باید در اوج ساختن آیندهباشد، اما بسیاری از آنان، زندگیشان را میان دود، سرعت و آسفالت از دست میدهند. کارشناسان شهری معتقدند مسئله فقط «بیاحتیاطی» نیست. پشت فرمان بسیاری از این موتورها، جوانانی قرار دارند که موتور برایشان تنها وسیله رفتوآمد نیست؛ ابزار کار، معاش و بقاست. رشد مشاغل پیک، اقتصاد ناپایدار، بیکاری و هزینه بالای زندگی شهری، هزاران نفر را به خیابان راندهاست؛ خیابانی که قانون در آن گاه قربانی عجله و فشار اقتصادی میشود.
ساعت مردن
بررسی ساعات وقوع تصادفات نیز تصویری نگرانکننده ارائه میدهد. بازه زمانی ۲۰ شب تا ۴ بامداد، مرگبارترین ساعات برای موتورسواران است؛ ساعاتی که خستگی، کاهش تمرکز، خلوتشدن خیابانها و افزایش سرعت، شهر را به میدان رقابت با مرگ تبدیل میکند.
شدت گرفتن برخورد
در این میان، سردار سید ابوالفضل موسویپور از تشدید برخورد با تخلفات موتورسواران خبر داده و اعلام کرده است از ابتدای امسال تاکنون بیش از ۷۳ هزار و ۵۰۰ موتورسوار متخلف در تهران اعمال قانون شدهاند؛ آماری که بیش از ۶۰ هزار مورد آن فقط مربوط به نداشتن کلاه ایمنی بودهاست.
او تأکید میکند نداشتن کلاه ایمنی، حرکت در خطوط ویژه، تردد در پیادهرو، حرکت خلاف جهت، حمل بار غیرمجاز، مخدوش کردن پلاک و ایجاد صدای ناهنجار از مهمترین تخلفات حادثهساز محسوب میشوند و پلیس با این موارد برخورد جدی خواهد کرد.
این آمار، فقط یک عدد خشک اداری نیست؛ نشانهای از عادیشدن یکی از خطرناکترین رفتارهای ترافیکی در شهری است که سهم موتورسواران از مرگهای خیابانی، هر سال سنگینتر میشود. بسیاری از راکبان، هنوز کلاه ایمنی را وسیلهای مزاحم یا غیرضروری میدانند؛ در حالی که در تصادفات موتور، نخستین و مرگبارترین ضربه معمولاً به سر وارد میشود. سردار موسویپور با اشاره به ماده ۱۶۴ آییننامه راهنمایی و رانندگی تأکید کرده استفاده از کلاه ایمنی برای تمام راکبان و سرنشینان موتورسیکلت الزامی است و بیتوجهی به آن، تنها به جریمه ختم نمیشود؛ بلکه میتواند به بهای جان افراد تمام شود.
تخلفهای همیشگی
در کنار نداشتن کلاه ایمنی، پلیس از تخلفهایی نام میبرد که حالا به بخشی از چهره روزمره خیابانهای تهران تبدیل شدهاند؛ حرکت در خطوط ویژه و مسیر بیآرتی، ورود به پیادهرو، حرکت خلاف جهت، حمل بار غیرمجاز، مخدوش کردن پلاک، ایجاد صدای ناهنجار و تردد با موتورسیکلتهای دودزا؛ تخلفهایی که به گفته پلیس، در صورت تکرار میتوانند به توقیف موتورسیکلت منجر شوند، اما پشت این تخلفها، فقط قانونگریزی دیده نمیشود؛ بخشی از آن، محصول همان شهر شلوغ و فرسودهای است که میلیونها موتورسوار را بدون زیرساخت ایمن، به دل خیابانها فرستاده است. بسیاری از موتورسواران شاغل، ساعتها در ترافیک سنگین کار میکنند، برای تحویل سریعتر سفارشها تحت فشارند و در رقابتی فرسایشی، گاه ایمنی را قربانی سرعت میکنند.
شدت گرفتن آسیبها
اما مسئله فقط برخورد قانونی نیست. واقعیت این است که بسیاری از موتورسواران در شهری تردد میکنند که هنوز برای حضور ایمن آنان آماده نشدهاست؛ شهری با بزرگراههایی کمنور، خطکشیهای فرسوده، مسیرهای ناایمن و زیرساختهایی که رشد انفجاری موتورسیکلتها را پیشبینی نکردهاند. در چنین شرایطی، هر تصادف فقط یک «حادثه رانندگی» نیست؛ پشت هر خبر کوتاه، خانوادهای داغدار، کودکی بیپدر یا مادری چشمانتظار ایستاده است. جملهای که این روزها در کمپینهای ایمنی تکرار میشود، شاید خلاصه تمام این بحران باشد: «هیچ مقصدی ارزش آن را ندارد که کسی برای همیشه منتظر بماند.»
تهران امروز بیش از هر زمان دیگری به بازتعریف فرهنگ ترافیک، توسعه حملونقل ایمن، حمایت از موتورسواران شاغل، آموزش عمومی و اصلاح زیرساختهای شهری نیاز دارد؛ زیرا تا وقتی سرعت جای عقلانیت را بگیرد و تخلف به عادت تبدیل شود، خیابانهای پایتخت همچنان قربانی خواهند گرفت؛ قربانیانی که بسیاری از آنها میتوانستند هنوز زنده باشند.