فیلم امسال فرهادی نتوانسته نمره قابل قبولی را در بین رسانههای منتقد و همچنین منتقدان شناختهشده کسب کند. داستانهای موازی فرهادی در این دوره از دورهمی کن با کسب امتیاز یک و سهدهم ستاره در بین دیگر رقبا ضعیفترین فیلم لقب گرفته و در انتهای لیست این آثار قرار دارد جوان آنلاین: اصغر فرهادی در نشست خبری فیلمش در جشنواره فیلم کن با نمایش یک سکانس پلان خفتبار و در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تروریستی اینترنشنال، برای اینکه خودش را عنصری بدلی و برساخته میل و خواهش میزبانش نشان دهد، از بهره بردن از تکنیکهای مالهکشی هیچ فروگذاری نکرد. او با گفتن دروغ قتلعام مردم معترض در خیابان توسط حکومت و همچنین اشاره به جنایت مدرسه میناب بدون نام بردن از عاملان این فاجعه -که باعث شهادت ۱۶۸ دانشآموز و معلم شد- و در کنار هم قراردادن این دو گزاره، تراز تازهای از بیوطن بودن و اصالتبخشی به جایزهگیری را تعریف کرد.
فرهادی که ترس نام بردن از رژیم کودککش صهیونیستی و دولت تروریستی امریکا به عنوان عاملان اصلی حمله و تجاوز به کشورش در لابهلای جملاتش موج میزد، تلاش کرد صرفاً با برجسته کردن وجه انسانی کشته شدن یک انسان به همه نشان دهد که حضور در جشنواره کن و مخدوش نکردن شانس جایزه گرفتن فیلمش در این رویداد برایش از هر چیزی مهمتر است، وگرنه کیست که نداند تجاوز آشکار به یک سرزمین و کشتار هزاران زن و بچه بیگناه با بمباران و موشکباران، هرگز قابل مقایسه با دروغپردازیهای رسانههای تروریستی و مزدبگیری مانند اینترنشنال در مورد حادثهای در داخل یک کشور نیست. نکته جالب اینجاست که همین رسانههای تروریستی به جعلی و دروغ بودن مدعاهایشان در مورد کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه کشورمان برای هموار کردن شرایط حمله نظامی به ایران بارها و بارها اقرار کردهاند، اما امثال آقای جایزهبگیر سعی دارند همچنان در پیله نادانی خودشان بمانند و از نام بردن متجاوزان به مردم و کشورشان با ژستهای احمقانه و بدون خریدار انساندوستی فرار کنند. بسیاری از نخبگان و شهروندان عادی کشورهای غربی با برگزاری تظاهرات و تجمعات خیابانی، جنایت بزرگ محور شیطانی تروریستی صهیونی-امریکایی را محکوم کردهاند.
سالهای زیادی است که جشنواره فیلم کن بنا بر اعلام برگزارکنندگانش به یک گعده سیاسی و دورهمی مد و لباس تبدیل شده است. وقتی یک جشنواره مدعی به آثار مضحک و ضعیف کسانی مانند جعفر پناهی و خزعبلات افرادی مثل رسولاف جایزه میدهد، دیگر نباید از آن توقع ارزش گذاشتن به هنر و فرهیختگی را داشت. گرچه برگزاری هر ساله این رویداد کاملاً سیاسی و عاری از هنر با میدانداری دلقکهای بیوطن فارسیزبان تا چند روزی برای رسانههای خارجی و داخلی خوراک تولید میکند، اما واقعیت برهنه و بیپیرایه و شأن و منزلت این شبزندهداریهای شرابآلوده که مملو از لافهای در غریبی برخی بهاصطلاح هنرمندان است، نمایش و جایزه دادن به آثاری مثل تاکسی، عنکبوت مقدس و حالا هم داستانهای موازی است.
نشست خبری یک جایزهبگیر
متأسفانه این نکات تنها مدعای ما یا دیگر رسانههای دغدغهمند داخلی نیست، بلکه واقعیاتی است که سالهاست در حال فریاد زدن لخت بودن پادشاه است، اما خب برخی نمیخواهند نسبت به این واقعیت آگاهی پیدا شود و همچنان موقع حرف زدن از پاریس و شانزلیزه آب از لب و لوچهشان سرازیر میشود، در حالی که خود فرانسویها به چنین چیزی اعتقاد ندارند.
نمونه نقد این مثال در نشست خبری فیلم «داستانهای موازی» اصغر فرهادی دیده شد، زمانی که او سعی کرد بدون اشاره به متجاوزان به وطن و مردم کشورش مانند یک فرونشسته و معاملهگر صرفاً حرفهایی را بزند که نه به تریج قبای فرانسویها بربخورد و نه صهیونیستها و یانکیهای تروریست را از دست خودش عصبانی کند، چراکه او اولاً باید به فکر موفقیت فیلمش در دورهمی کن و جایزهای باشد که ممکن است بگیرد و دیگر اینکه همچنان میخواهد در غرب زندگی کند و فیلم بسازد! پس باید جوری ماجرا را مدیریت کند تا موجبات دلخوری وحوش حاضر در آنجا را فراهم نکند، وگرنه ممکن است مانند برخی سلبریتیهای غربی که در دفاع از ایران و محکومیت حمله به مدرسه میناب مورد غضب قرار گرفتند، او هم مغضوب شود!
فرهادی که نشان داده صرفاً با فحش و ناسزا گفتن به ایران و ایرانی میتواند جایزه فستیوالهای غربی را تصاحب کند، در پاسخ به پرسشهای هدفمند مزدور خبرنگار رسانه تروریستی اینترنشنال، با اتخاذ موضعی به ظاهر انسانی، اما کاملاً منفعتگرایانه و البته سیاسی سعی کرد کشتهشدگان کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه را با شهدای جنایات جنگی و حملات تروریستی محور شیطانی صهیونیستی- امریکایی همردیف کند. او با بیان این جمله که «کشته شدن هر انسان یک جنایت است... همدلی با کشتهشدگان در خیابانها به معنای بیتفاوتی نسبت به قربانیان جنگ نیست»، آگاهانه مرز میان «اغتشاشات داخلی» با دخالت بیگانگان و «تجاوز خارجی» را از بین برد. ضمن اینکه با استفاده از لفظ قتلعام برای کشتهشدگان کودتای دیماه تلاش کرد مثلاً با دادن نسبت قاتل به حکومت و نام نبردن از شیاطین جنایتکار امریکایی- صهیونیستی، هم زهر محکوم کردن کشته شدن دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب را بگیرد و هم به هیئت داوران یک جشنواره کاملاً سیاسی و صهیونیستزده وفاداریاش را نشان بدهد. همسطح نشان دادن این دو موضوع کاملاً متفاوت، چیزی جز تقلیل «جنایت جنگی دشمن» به یک مسئله ثانویه برای جلب رضایت محافل غربی نبود.
بیارزش!
این پشتهماندازیها در حالی است که فیلم امسال فرهادی نتوانسته نمره قابل قبولی را در بین رسانههای منتقد و همچنین منتقدان شناختهشده کسب کند. داستانهای موازی فرهادی در این دوره از دورهمی کن با کسب امتیاز یک و سهدهم ستاره در بین دیگر رقبا ضعیفترین فیلم لقب گرفته و در انتهای لیست این آثار قرار دارد. در واقع افراد سرشناسی مانند رابی کالین از روزنامه تلگراف و ماتیو ماشره از روزنامه لوموند فرانسه، هر دو نمره صفر ستاره یا بیارزش را به فیلم فرهادی دادهاند. به کلام بهتر میتوان گفت که فیلم داستانهای موازی فرهادی تنها اثری است که در این جدول موفق شده دو بار نمره بیارزش را از منتقدان مشهور کسب کند. شاید به همین دلیل است که او سعی میکند با اسم نبردن از جنایتکاران محور شیطانی صهیونیستی- امریکایی در تجاوز به کشورش برای کسب جایزه فیلمش حداکثر هنر خود را به کار بگیرد!