«جریان» در ظاهر یک برنامه گفتوگومحور است، اما در لایههای زیرین خود نوعی «مردمنگاری رسانهای» را دنبال میکند. جوان آنلاین: در سالهایی که بسیاری از برنامههای تلویزیونی ایران میان دو قطب «گفتوگوهای رسمی استودیویی» و «گزارشهای خبری کوتاه و گذرا» گرفتار ماندهاند، برنامه «جریان» توانسته مسیر متفاوتی برای خود تعریف کند. مسیری که بیش از آنکه به الگوی رایج تاکشوهای تلویزیونی شباهت داشته باشد، به یک آزمایشگاه جامعهشناسی زنده نزدیک است. این برنامه که با اجرای علیرضا زادبر از شبکه اول سیما روی آنتن میرود، تلاشی است برای پیوند زدن رسانه، پژوهش میدانی و تحلیل اجتماعی؛ تلاشی که اگرچه خالی از ضعف نیست، اما در ساختار محافظهکار رسانه ملی، تجربهای کمسابقه به شمار میآید.
«جریان» در ظاهر یک برنامه گفتوگومحور است، اما در لایههای زیرین خود نوعی «مردمنگاری رسانهای» را دنبال میکند. برنامه به دعوت چند کارشناس و چرخاندن گفتوگو در فضای بسته استودیو اکتفا نمیکند، بلکه دوربین را به خیابان میبرد؛ به میان جمعیتی که معمولاً در تلویزیون تنها در قالب آمار، تیتر یا نظرسنجی دیده میشوند. همین خروج از فضای کنترلشده استودیو، نخستین ویژگی مهم «جریان» است.
جامعهشناسی در مقام مجری
تفاوت اصلی علیرضا زادبر با بسیاری از مجریان تلویزیونی در نوع مواجهه او با موضوعات است. او نقش «گرداننده خنثی» را بازی نمیکند. زادبر به واسطه پیشینه دانشگاهیاش در حوزه جامعهشناسی، در گفتوگوها نقش یک تحلیلگر فعال را دارد. کسی که مسئله طرح میکند، فرضیه میسازد، پاسخها را به چالش میکشد و تلاش میکند گفتوگو را از سطح واکنشهای احساسی یا کلیشهای عبور دهد.
در بسیاری از برنامههای تلویزیونی، مجری تنها مسئول مدیریت زمان و تقسیم نوبت میان میهمانان است، اما در «جریان» مجری بخشی از فرآیند تولید معناست. او گاه به شیوه یک پژوهشگر میدانی عمل میکند، از دل صحبتهای مردم، الگو استخراج میکند و سپس همان الگوها را در استودیو به بحث میگذارد. این رویکرد باعث شده برنامه حالتی میان «مستند اجتماعی»، «میزگرد تحلیلی» و «گزارش زنده شهری» پیدا کند.
مردم بهمثابه منبع معرفت
هویت واقعی «جریان» نه در میز استودیو، بلکه در خیابان شکل میگیرد. حضور مداوم زادبر در نقاط مختلف تهران - از میدان انقلاب و چهارراه ولیعصر گرفته تا بازار، مترو و صفهای خرید - برنامه را به نوعی آرشیو زنده از افکار عمومی تبدیل کرده است. دوربین برنامه اغلب در مکانهایی مستقر میشود که تنشهای اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی در آنها قابل مشاهده است، جایی که مردم بیواسطهتر حرف میزنند و زندگی روزمره با سیاست و اقتصاد گره میخورد.
این شیوه یادآور سنت «جامعهشناسی میدانی» و روشهای مردمنگارانه در علوم اجتماعی است؛ روشی که بر مشاهده مستقیم، گفتوگوی بدون واسطه و حضور طولانیمدت در میدان تأکید دارد. در واقع، «جریان» تلاش میکند به جای آنکه جامعه را صرفاً از پشت میز تحلیل کند، به درون آن برود و از دل تجربه زیسته مردم، سوژههای خود را استخراج کند.
یکی از نکات مهم برنامه، تکرار حضور در مکانهای ثابت است. مثلاً وقتی تیم برنامه بارها به میدان ولیعصر یا ایستگاههای پرتردد مترو بازمیگردد، امکان مقایسه و رصد تغییرات افکار عمومی در طول زمان فراهم میشود. این همان چیزی است که در پژوهشهای اجتماعی از آن با عنوان «مطالعه طولی میدانی» یاد میشود، روشی که در رسانه ملی کمتر سابقه داشته است.
کثرتگرایی روشمند
یکی دیگر از نقاط قوت «جریان»، ساختار کارشناسی آن است. برخلاف بسیاری از برنامههای تحلیلی که تنها یک روایت مشخص را بازتولید میکنند، «جریان» تلاش میکند میان دیدگاههای مختلف نوعی تعادل برقرار کند. اقتصاددان، جامعهشناس، روانشناس اجتماعی، تحلیلگر فرهنگی و حتی گاه حقوقدان شهری در کنار هم قرار میگیرند تا مسئله از زوایای گوناگون بررسی شود. این تنوع کارشناسی، برنامه را از سطح اظهار نظرهای شخصی فراتر میبرد و به آن نوعی اعتبار تحلیلی میدهد. در برخی قسمتها، کارشناسان همزمان با پخش گفتوگوهای خیابانی، اظهارات مردم را تحلیل میکنند؛ گویی فرایند «کدگذاری دادههای اجتماعی» به صورت زنده در برابر مخاطب رخ میدهد. چنین مدلی، تلویزیون را از یک رسانه صرفاً انتقالدهنده، به رسانهای تحلیلگر و حتی تا حدی پژوهشمحور تبدیل میکند.
نقدها
با وجود همه این ویژگیها، «جریان» از نقد مصون نیست. مهمترین پرسش درباره برنامه، مسئله انتخاب سوژهها و گزینش روایتهاست. آیا همه صداها به یک اندازه مجال دیده شدن دارند یا آنچه روی آنتن میرود، محصول نوعی انتخاب هدفمند است؟
این مسئله تقریباً در همه آثار مستند و برنامههای میدانی وجود دارد. دوربین هرگز «تمام واقعیت» را ثبت نمیکند، بلکه بخشی از واقعیت را انتخاب و برجسته میکند. در «جریان» نیز گاهی این احساس به وجود میآید که برخی گفتوگوها که با خط تحلیلی برنامه همسو نیستند، کوتاهتر یا حذف میشوند. همین مسئله میتواند این پرسش را برای مخاطب حرفهای ایجاد کند که نسبت میان «واقعیت اجتماعی» و «روایت رسانهای» دقیقاً چگونه تعریف شده است.
از سوی دیگر، حضور خود مجری نیز یک متغیر اثرگذار است. وقتی یک چهره شناختهشده تلویزیونی با دوربین وارد خیابان میشود، رفتار طبیعی مردم تا حدی تغییر میکند. برخی پاسخها ممکن است بیشتر تحت تأثیر فضای رسانهای یا هیجان حضور مقابل دوربین شکل بگیرد تا بازتاب کامل باورهای درونی افراد. البته تیم برنامه تلاش کرده با تکرار حضور در یک مکان و انجام گفتوگوهای طولانیتر این خطا را کاهش دهد، اما حذف کامل آن تقریباً ناممکن است.
پدیدهای بیبدیل، اما نه بینقص
«جریان» در نهایت محصول رسانه ملی است و ناگزیر در چارچوبهای آن حرکت میکند. برخی موضوعات حساس اجتماعی، انتقادهای تند به نهادهای خاص یا سوژههایی که از خطوط قرمز تلویزیون عبور میکنند، طبیعتاً در برنامه جایی ندارند. این محدودیت، نه فقط مربوط به «جریان»، بلکه بخشی از ساختار کلی رسانه رسمی در ایران است.
با این حال، اهمیت برنامه در این است که حتی در همین چارچوب محدود نیز کوشیده سطح گفتوگوهای تلویزیونی را از شعارزدگی و تحلیلهای کلیشهای فراتر ببرد. «جریان» تلاش میکند به جای سخن گفتن «درباره مردم»، مردم را وارد متن گفتوگو کند، تفاوتی که در فضای رسانهای امروز ایران، تفاوت کوچکی نیست.
«جریان» را باید یکی از جدیترین تجربههای تلویزیون ایران در نزدیک شدن به جامعهشناسی میدانی دانست؛ برنامهای که میخواهد تحلیل را از فضای ایزوله استودیو بیرون بکشد و به دل خیابان، ترافیک، بازار و زندگی روزمره ببرد. ارزش اصلی آن شاید نه در بینقص بودن، بلکه در همین جسارت روششناسانه باشد. تلاشی برای آنکه تلویزیون فقط تریبون نباشد، بلکه به نوعی «میدان مشاهده جامعه» تبدیل شود.