کد خبر: 1359445
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
«گذرگاه» عبور درام تاریخی از بازسازی گذشته برای رسیدن به عدالت امتیاز بالقوه «گذرگاه» در این است که ظاهراً می‌خواهد از بازسازی تکراری گذشته عبور کند و به جای مصرف نوستالژیک تاریخ، از آن برای طرح یک مسئله اخلاقی- اجتماعی بهره بگیرد. به همین دلیل، این مجموعه را می‌توان تلاشی دانست برای بازگرداندن درام تلویزیونی به نقطه‌ای که در آن، قصه نه فقط وسیله سرگرمی، بلکه ابزار تأمل اجتماعی نیز باشد
سعید زعیمی
جوان آنلاین: در میان آثاری که با تکیه بر تاریخ معاصر ساخته می‌شوند، آنچه یک مجموعه را از سطح بازنمایی صرف وقایع فراتر می‌برد، توانایی آن در تبدیل گذشته به مسئله‌ای زنده برای امروز است؛ مسئله‌ای که مخاطب نه فقط آن را تماشا کند، بلکه نسبت خود را با آن بسنجد. «گذرگاه» از همین منظر، واجد ظرفیتی قابل توجه است. آن‌گونه که جواد میرزاآقازاده، کارگردان این مجموعه توضیح داده، سازندگان سریال از ابتدا کوشیده‌اند با پرهیز از کلیشه‌های مرسوم آثار تاریخی و سیاسی، روایتی را شکل دهند که در آن تاریخ نه یک پس‌زمینه تزئینی، بلکه بستری برای طرح مفاهیمی، چون عدالت، تعهد، وفاداری، ایستادگی و مبارزه با فساد باشد. این انتخاب، اگر در ساحت اجرا نیز با همان دقت و ظرافت پیش رفته باشد، «گذرگاه» را در جایگاهی قرار می‌دهد که بتوان آن را بیش از یک سریال مناسبتی یا روایتی از گذشته دانست؛ اثری که می‌کوشد گذشته را به آینه‌ای برای فهم بحران‌های اخلاقی و اجتماعی اکنون تبدیل کند. 
اهمیت این رویکرد از آنجا دوچندان می‌شود که جامعه امروز، بیش از آنکه به بازگویی صرف رخداد‌های تاریخی نیاز داشته باشد، محتاج بازخوانی معنای آنها در متن زندگی معاصر است. وقتی یک سریال از «احقاق حق به تأخیر افتاده»، «فراموش نشدن فداکاری‌ها»، «ایستادن پای کار درست» و «ضرورت مقابله با نفوذ و فساد» سخن می‌گوید، در واقع وارد قلمرویی می‌شود که مستقیماً با حساسیت‌های اجتماعی امروز گره خورده است. مخاطب در چنین وضعیتی صرفاً شاهد یک قصه متعلق به گذشته نیست، بلکه با پرسشی روبه‌رو می‌شود که در زیست روزمره‌اش نیز حضور دارد؛ در زمانه‌ای که وعده‌ها فراموش می‌شوند، هزینه دادن برای حقیقت چه جایگاهی دارد و عدالت چگونه می‌تواند از یک مطالبه ذهنی به یک کنش اجتماعی تبدیل شود؟ اگر «گذرگاه» بتواند این پرسش را نه در قالب شعار، بلکه از خلال مناسبات شخصیت‌ها، بحران‌های درونی آنها و فشار موقعیت‌های بیرونی پیش ببرد، آنگاه موفق خواهد شد به سطحی از اثرگذاری برسد که در آن، تاریخ به زبان اکنون ترجمه می‌شود. 
 
 
 حقیقت یا مصلحت؟!
یکی از نکات مهمی که از توضیحات کارگردان برمی‌آید، تأکید بر نوعی روایت غیرمستقیم و شخصیت‌محور است، روایتی که ظاهری ماجرایی دارد، اما در بنیان بر کشمکش‌های انسانی و اخلاقی استوار شده است. این انتخاب از حیث دراماتیک، یک امتیاز تعیین‌کننده به شمار می‌آید. آثار تاریخی زمانی دچار فرسودگی می‌شوند که شخصیت‌ها در آنها به حاملان پیام تقلیل پیدا کنند و قصه، زیر بار مضمون‌گویی مستقیم از نفس بیفتد، اما وقتی شخصیت، واجد پیچیدگی، درون‌گرایی، تعارض، فشار و انتخاب می‌شود، مخاطب نیز مجال می‌یابد مفاهیم کلی را در سطح تجربه انسانی لمس کند. اشاره میرزاآقازاده به تلاش برای دوری از کلیشه در پرداخت نقش اصلی و توجه به جزئیاتی، چون فشار‌های بیرونی و لایه‌های درونی شخصیت، از همین منظر معنادار است. درامی که می‌خواهد درباره عدالت و تعهد سخن بگوید، ناگزیر باید ابتدا انسان درگیر با این مفاهیم را بسازد؛ انسانی که میان گذشته و اکنون، میان حقیقت و مصلحت و میان وفاداری و فراموشی گرفتار است. 
از سوی دیگر، ساختار زمانی سریال نیز می‌تواند یکی از عناصر متمایزکننده آن باشد. اینکه قصه بازه‌ای ۱۰ ساله را پوشش می‌دهد، اما عملاً حدود ۵۰ روز می‌گذرد، نشان از تلاشی برای فشرده‌سازی روایت و افزایش تراکم دراماتیک دارد. این الگو، در صورت اجرای درست، امکان آن را فراهم می‌کند که روایت از شتاب‌زدگی و پراکندگی نجات پیدا کند و در عوض بر نقاط بحرانی، لحظه‌های انتخاب و گره‌های اخلاقی متمرکز شود. چنین ساختاری معمولاً به انتقال غیرمستقیم‌تر مضمون نیز کمک می‌کند، زیرا به جای آنکه قصه مدام در حال توضیح دادن خود باشد، موقعیت‌هایی می‌سازد که خود به‌تنهایی حامل معنا هستند. در این صورت، عدالت دیگر یک واژه انتزاعی نیست، بلکه به تجربه‌ای دراماتیک بدل می‌شود؛ تجربه‌ای که شخصیت‌ها باید برای آن هزینه بدهند، از آن دفاع کنند و بهایش را در نسبت با گذشته و اکنون بپردازند. 
وجه مهم دیگر «گذرگاه» را باید در پیوندی جست‌و‌جو کرد که میان امر ملی و جهان شخصی کاراکتر‌ها برقرار می‌کند. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از آثار مشابه در آن دچار گسست می‌شوند؛ یا آنقدر بر مضمون‌های کلان تکیه می‌کنند که شخصیت‌ها محو می‌شوند، یا آنقدر در زندگی فردی شخصیت‌ها فرومی‌روند که افق تاریخی و اجتماعی قصه از دست می‌رود، اما اگر این سریال توانسته باشد این دو سطح را به‌درستی در هم تنیده کند، می‌توان آن را نمونه‌ای از تلاشی موفق برای آشتی دادن درام فردی با دغدغه جمعی دانست. در چنین الگویی، «ملی بودن»، نه یک برچسب بیرونی، بلکه کیفیتی است که از دل انتخاب‌ها، تعهد‌ها و ایستادگی شخصیت‌ها سر برمی‌آورد. به بیان دیگر، امر ملی زمانی درام‌پذیر می‌شود که در حیات عاطفی و اخلاقی آدم‌ها جریان پیدا کند؛ وقتی آرمان، فقط در سطح کلام نماند و به زخمی، خاطره‌ای، تعهدی یا نبردی درونی تبدیل شود. 
 
 عبور از مصرف نوستالژیک تاریخ
شاید مهم‌ترین آزمون «گذرگاه» نیز دقیقاً همین‌جا باشد؛ اینکه آیا توانسته است مضامین مهم خود را به تجربه‌ای قابل لمس برای مخاطب امروز تبدیل کند یا نه. جامعه‌ای که با فرسایش اعتماد، تعلیق عدالت، انباشت خاطرات حل‌نشده و اضطراب نسبت به فساد و نفوذ مواجه است، آمادگی آن را دارد که با چنین روایتی ارتباط برقرار کند، اما این ارتباط تنها زمانی شکل می‌گیرد که اثر به جای خطابه‌گویی، جهان ملموس بسازد. امتیاز بالقوه «گذرگاه» در این است که ظاهراً می‌خواهد از بازسازی تکراری گذشته عبور کند و به جای مصرف نوستالژیک تاریخ، از آن برای طرح یک مسئله اخلاقی- اجتماعی بهره بگیرد. به همین دلیل، این مجموعه را می‌توان تلاشی دانست برای بازگرداندن درام تلویزیونی به نقطه‌ای که در آن، قصه نه فقط وسیله سرگرمی، بلکه ابزار تأمل اجتماعی نیز باشد. اگر این هدف در اجرا محقق شده باشد، «گذرگاه» می‌تواند از جمله آثاری باشد که نشان می‌دهد تلویزیون هنوز هم قادر است با زبان درام درباره اکنون حرف بزند، حتی وقتی از گذشته روایت می‌کند.
برچسب ها: تاریخ ، فرهنگ ، مردم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار