امیرحسین اقبالی، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با «جوان»: پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی خرید کالاهای اساسی در راستای اولویت تأمین معیشت مردم و جلوگیری از بحران اجتماعی ضروری است جوان آنلاین: پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی خرید کالاهای اساسی به هر ایرانی، یک ضرورت حیاتی برای تقویت قدرت خرید خانوادههای ایرانی و حمایت از تولید است. این تسهیلات با افزایش قدرت خرید خانوادهها، اعطای هدفمند حمایتهای مالی، ایجاد تقاضا برای کالاهای اساسی، هدایت اعتبارات بانکی در شرایط جنگی و حمایت از بیکارشدگان، اهداف متعددی را همزمان محقق میسازد. پشتوانه یارانه نقدی و اعتبار کالابرگ، این طرح را از یارانههای ناکارآمد گذشته متمایز میسازد و اثربخشی آن را تضمین میکند.
یکی از موضوعات اساسی و مهم در زمینه مدیریت اقتصاد جنگ، توجه به اقشار آسیبپذیر و در معرض خطر و دشواری حاصل از جنگ است. رویکرد کلیدی در زمینه تأمین قدرت خرید کالاهای اساسی برای دهکهای پایین و متوسط جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. از همین رو پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومان خرید کالاهای اساسی به هر ایرانی به پشتوانه یارانه نقدی و اعتبار کالابرگ از اهمیت بالایی برخوردار است.
این تسهیلات میتواند با افزایش قدرت خرید خانوادهها، اعطای هدفمند حمایتهای مالی و هدایت اعتبارات بانکی در شرایط جنگی، هم معیشت مردم را تأمین کند و هم چرخه تولید و اقتصاد کشور را زنده نگه دارد. این رویکرد منطقی و کارشناسی، نه تنها یک اقدام حمایتی، بلکه یک سیاست اقتصادی- اجتماعی جامع است که اهداف متعددی را همزمان محقق میسازد و باید در دستور کار فوری دولت و مجلس قرار گیرد.
تأمین قدرت خرید برای کالاهای اساسی به ویژه در شرایط جنگی فعلی و کمبود نقدینگی برخی خانوادههای ایرانی، از اهمیت بالایی برخوردار است. این تسهیلات حمایتی راهبردی برای خرید کالاهای اساسی به ویژه برای خانوادههایی که سرپرست آنها بیکار شده یا درآمد ثابتی دارند، بسیار مهمتر است. پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی خرید کالاهای اساسی، میتواند نقدینگی فوری در اختیار خانوارها قرار دهد و آنها را قادر سازد تا کالاهای مورد نیاز خود را بدون فشار مالی مضاعف خریداری کنند. این مبلغ، اگرچه در مقابل تورم موجود کافی نیست، اما میتواند به عنوان یک مکمل حمایتی، فشار اقتصادی بر خانوادهها را کاهش دهد. وقتی یک خانواده چهار نفره، ۲۰ میلیون تومان اعتبار برای خرید کالاهای اساسی دریافت کند، میتواند برنامهریزی بهتری برای هزینههای ماهانه خود داشته باشد و از سردرگمی و اضطراب ناشی از کمبود منابع مالی رهایی یابد. این آرامش روانی، خود تأثیر مثبتی بر بهرهوری کار و تحصیل اعضای خانواده خواهد داشت.
یکی از اتفاقاتی که در جنگ و رکود پیش از آن شکل گرفت، کاهش تقاضای کل کالاهای اساسی است. پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی خرید کالاهای اساسی، با تزریق نقدینگی هدفمند به خانوارها، تقاضای مصرفی را در بخش کالاهای ضروری تقویت میکند. این افزایش تقاضا، نه تنها معیشت خانوارها را بهبود میبخشد، بلکه چرخه تولید و توزیع کالاهای اساسی را نیز زنده نگه میدارد. وقتی مردم توان خرید بیشتری داشته باشند، تولیدکنندگان داخلی کالاهای اساسی، انگیزه بیشتری برای تولید و عرضه خواهند داشت و این امر به افزایش اشتغال و رشد اقتصادی منجر میشود. این رویکرد منجر خواهد شد که علاوه بر ایجاد تقاضا برای خرید کالاهای اساسی و عدم افت تقاضای کل، موجب هدایت هدفمند اعتبارات بانکی در شرایط جنگی نیز شود. به عبارت دیگر، این سیاست حمایتی، همزمان هم معیشت مردم را تأمین میکند و هم اقتصاد کشور را از رکود نجات میدهد.
بنابراین یکی از موضوعات اساسی و مهم در زمینه مدیریت اقتصاد جنگ، توجه به اقشار آسیبپذیر و در معرض خطر و دشواری حاصل از جنگ است. رویکرد کلیدی در زمینه تأمین قدرت خرید کالاهای اساسی برای دهکهای پایین و متوسط جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. از همین رو پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومان خرید کالاهای اساسی به هر ایرانی به پشتوانه یارانه نقدی و اعتبار کالابرگ از اهمیت بالایی برخوردار است.
پرداخت تسهیلات به پشتوانه یارانه نقدی و اعتبار کالابرگ
امیرحسین اقبالی، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با «جوان» گفت: پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی خرید کالاهای اساسی به هر ایرانی، یک ضرورت حیاتی برای تقویت قدرت خرید خانوادههای ایرانی و حمایت از تولید است. این تسهیلات با افزایش قدرت خرید خانوادهها، اعطای هدفمند حمایتهای مالی، ایجاد تقاضا برای کالاهای اساسی، هدایت اعتبارات بانکی در شرایط جنگی و حمایت از بیکارشدگان، اهداف متعددی را همزمان محقق میسازد. پشتوانه یارانه نقدی و اعتبار کالابرگ، این طرح را از یارانههای ناکارآمد گذشته متمایز میسازد و اثربخشی آن را تضمین میکند.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به اعطای هدفمند تسهیلات حمایتی در جهت خرید کالاهای اساسی، تفاوت با یارانههای عمومی خاطرنشان کرد: یکی از ضعفهای سیاستهای حمایتی گذشته، اعطای یارانههای عمومی و غیرهدفمند بوده است که نه تنها عدالت اجتماعی را محقق نمیکرد، بلکه منابع کشور را به هدر میداد. اعطای هدفمند تسهیلات حمایتی در جهت خرید کالاهای اساسی، رویکردی کاملاً متفاوت و هوشمندانهتر است.
وی افزود: در این سیستم، تسهیلات ۵ میلیون تومانی، نه به صورت نقدینگی آزاد، بلکه به صورت اعتبار کالابرگ یا کارت خرید محدود به کالاهای اساسی، در اختیار مردم قرار میگیرد. این محدودیت هدفمند، تضمین میکند که منابع حمایتی صرف خرید کالاهای ضروری میشود و نه صرف سوداگری، خرید ارز یا کالاهای لوکس. همچنین این رویکرد از هدررفت منابع جلوگیری میکند و اثربخشی هر ریال حمایتی را افزایش میدهد. پشتوانه یارانه نقدی و اعتبار کالابرگ، این اطمینان را به مردم میدهد که این تسهیلات، نه یک وام با بازپرداخت سنگین، بلکه یک حمایت واقعی از سوی دولت است. این تفاوت روانی و مالی، پذیرش عمومی این طرح را افزایش میدهد و آن را از سیاستهای ناکارآمد گذشته متمایز میسازد.
اقبالی تصریح کرد: در شرایط جنگی که کشور با تهدیدات نظامی و فشارهای اقتصادی شدید مواجه است، هدایت هدفمند اعتبارات بانکی اهمیت دوچندان پیدا میکند. منابع بانکی کشور محدود است و باید به اولویتهای حیاتی اختصاص یابد. یکی از این اولویتها، تأمین معیشت مردم و جلوگیری از بحران اجتماعی است. پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی خرید کالاهای اساسی، دقیقاً در همین راستا عمل میکند. این تسهیلات، با هدفمندسازی اعتبارات بانکی، از هدررفت منابع در مصارف غیرضروری جلوگیری میکند و اطمینان میدهد که هر ریال اعتبار، صرف تأمین نیازهای واقعی مردم میشود. در شرایط جنگی، هرگونه بینظمی در تأمین کالاهای اساسی میتواند به بحرانهای اجتماعی و سیاسی دامن بزند. بنابراین، دولت باید با استفاده از ابزارهای مالی و بانکی، بازار کالاهای اساسی را کنترل و از کمبود و گرانی بیش از حد جلوگیری کند. تسهیلات برای خرید اعتباری کالاهای اساسی، یکی از مؤثرترین این ابزارهاست که هم قدرت خرید مردم را حفظ میکند و هم تقاضای بازار را متعادل نگه میدارد.
وی در پایان گفت: پرداخت تسهیلات ۵ میلیون تومانی برای خرید کالاهای اساسی به پشتوانه یارانه نقدی و کالابرگ هر فرد هم میتواند موجب افزایش قدرت خرید خانوادهها جهت خرید کالاهای اساسی شود و هم منجر به اعطای هدفمند تسهیلات حمایتی در جهت خرید کالاهای اساسی گردد. این رویکرد منجر خواهد شد که علاوه بر ایجاد تقاضا برای خرید کالاهای اساسی و عدم افت تقاضای کل، موجب هدایت هدفمند اعتبارات بانکی در شرایط جنگی نیز شود و کسانی که بابت شرایط جنگی و رکودی اخیر بیکار شدند نیز با مشکل تأمین کالاهای اساسی برای خانواده خود مواجه نشوند.