ترامپ از اوضاع جهان بیخبر است. مشاورانش به او دروغ میگویند تا مگر تصمیم نابخردانهتری نگیرد. مدام به او میگویند که در جنگ پیروز شده و کامیابیهای بزرگی به دست آورده است. ولی مشاوران احمق نمیدانند او با حس پیروزی دنبال پیروزیهای بیشتر میرود، درست مثل رفتار یک قمارباز که فقط با یک شکست خانمانسوز قمار را ترک میکند، نه لزوماً در انتهای یک پیروزی بزرگ! جوان آنلاین: ترامپ از اوضاع جهان بیخبر است. مشاورانش به او دروغ میگویند تا مگر تصمیم نابخردانهتری نگیرد. مدام به او میگویند که در جنگ پیروز شده و کامیابیهای بزرگی به دست آورده است. ولی مشاوران احمق نمیدانند او با حس پیروزی دنبال پیروزیهای بیشتر میرود، درست مثل رفتار یک قمارباز که فقط با یک شکست خانمانسوز قمار را ترک میکند، نه لزوماً در انتهای یک پیروزی بزرگ! ترامپ در باتلاق است، ولی حالیاش نیست و گمان میکند در باغ است. شاید هم بداند ولی توان پذیرش شکست را ندارد. در جهان حتی به اندازه انگشتان یک دست تحلیلگر سیاسی و اقتصادی پیدا نمیشد که برای امریکا و ترامپ آرزوی خیر کند. تحلیلگر اقتصادی کریس مارتنسون هشدار میدهد که جنگ ایران یک بحران فیزیکی است، نه مالی. فدرال رزرو نمیتواند نفت چاپ کند. اما ترامپ همچنان در سرزمین خیالی روایت زندگی میکند و خیال میکند با شکلدهی به اخبار، واقعیت تغییر میکند. سازمان اطلاعات سپاه با همین توصیفات فرصتها و امکانات امریکا را «محدود» میداند. ترامپ دیگر نمیتواند مثل بحرانهای مالی گذشته پول چاپ کند یا مثل فیلمهای اکشن با نمایش قدرت پیروز شود. «توافق بد» با ایران برای ترامپ شکستی تحقیرآمیز است؛ و «عملیات غیرممکن» یعنی آغاز دوباره جنگ، هر روز که میگذرد، سختتر و نتیجهاش ویرانگرتر میشود. حالا باید انتخاب کند که با جنگ بمیرد یا با توافق!
رصد تحولات جاری و پیش از آن نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران، در بیاعتمادی کامل به وعدههای دشمن، با صبر و حوصله شرایط جنگی و پساجنگ را مدیریت میکند و برخلاف دشمن مقابل که با توئیتدرمانی میکوشد برای خود اعتبار و آبرویی کسب کند، متجاوزان را قورباغه پز میکند. اکنون نه تنها در ایران که در منطقه و جهان کسی برای ترامپ تره هم خرد نمیکند. هیمنه و اعتبار امپراتوری پوشالی امریکا که به مدد قدرت رسانهای و تبلیغات شکل گرفته بود، با ماجراجوییهای ترامپ در جنگ رمضان فرو ریخته است. اگر آن سوی معرکه یک امپراتوری رو به نزول و افول است، این سوی ماجرا یک قدرت بزرگ و مؤثر منطقهای، یعنی جمهوری اسلامی ایران در حال طلوع است. قدرتی که به تنهایی و به مدد توان داخلی خود در «میدان» و «خیابان» دشمنان متجاوز و همراهانشان را به خاک ذلت نشانده و اکنون هیچ تحلیلگر و استراتژیست مستقل و منصفی را نمیتوان در دنیا پیدا کرد که جز از «پیروزی ملت ایران» زبان به سخن بگشاید؛ و اکنون ترامپ مانده است و یک «دزدی دریایی» در هزاران کیلومتر آن سوی آبهای ساحلی ایران، که برای بازگشایی «تنگه استراتژیک هرمز» تقلا میکند؛ تقلایی که البته تاکنون به جایی نرسیده و از این پس هم محکوم به شکست است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت نوظهور، پس از آش آتشبسی که ترامپ به صورت یکطرفه پخته، هرگز به دشمن اعتماد نکرده و پس از بیاعتنایی به او در ادامه مذاکرات، دست به ماشه از او میخواهد به ماجراجویی دریایی در محاصره ایران پایان دهد. ایران به رئیسجمهور مغبون و خودشیفته امریکا هشدار داده باید بین «عملیات غیرممکن یا توافق بد با جمهوری اسلامی ایران» انتخاب کند. این حقیقت و واقعیت صحنه نبرد با دشمنی است که امروز جز لفاظی و توئیتبازی برای تسکین شکست خود چاره دیگری ندارد؛ و مگر یک قدرت چه مختصات و خصوصیاتی باید داشته باشد که این گونه با بزرگترین قدرت نظامی دنیا مواجه شود. قدرتی نوظهور که ریشه در هزاران سال تمدن دارد، به سطحی از بازدارندگی رسیده که دو قدرت اتمی دنیا مقابل او زانو بزنند و بر مهمترین آبراه استراتژیک جهان مسلط شود؛ و این میسر نبوده جز پشتیبانی و انسجام ملی که نمود و ظهور آن بیش از دو ماه است که در خیابانهای شهر، همه تحلیلگران و صاحبنظران دنیا را به حیرت واداشته است. مردمی که به تعبیر رهبر شهیدمان «مبعوث» شدهاند و تا گرفتن حق خود و تنبیه متجاوزان از پای نخواهند نشست.
تحولات میدانی و پیامهای مقامات ایرانی نشان میدهد که ایران با کنترل کامل تنگه هرمز، توان دفاعی مستحکم و آمادگی عملیاتی بالا، بر اوضاع منطقه مسلط است و امریکا در موقعیتی قرار دارد که گزینههایش محدود و پرهزینه است. از این روست که سازمان اطلاعات سپاه روز گذشته در حساب کاربری خود نوشت: «ضربالاجل ایران علیه محاصره به پنتاگون، تغییر لحن چین، روسیه و اروپا علیه واشینگتن، نامه انفعالی ترامپ به کنگره و پذیرش شروط مذاکراتی ایران یک معنا بیشتر ندارد؛ ترامپ باید بین عملیات غیرممکن یا توافق بد با جمهوری اسلامی ایران انتخاب کند. فضای تصمیمگیری برای امریکا محدود شده است.»
اینجا گورستان ناوها و هواپیماهای امریکاست
محسن رضایی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، هم نوشت: «امریکا تنها دزد دریایی در جهان است که ناو هواپیمابر دارد. توانایی ما در مقابله با دزدان دریایی کمتر از توانایی ما در غرقکردن کشتیهای جنگی نیست. خود را برای مواجهه با گورستانی از ناوها و نیروهایتان آماده کنید؛ همان طور که لاشه هواپیمایتان در اصفهان به جا ماند.» تهدید و هشدار محسن رضایی به متجاوزان امریکایی‑ صهیونیستی در حالی است که چندی پیش هم سردار سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی آپ اسکرولد نوشت: «با ضربات دردناک طولانی و دامنهدار، عملیاتهای دشمن را حتی اگر ضربتی و کوتاه باشند به فضل الهی پاسخ میدهیم. عاقبت پایگاههای پوشالیتان در منطقه را دیدیم؛ ناوهایتان را هم خواهیم دید.»
واقعیت ژئوپلیتیک با دلقکبازی پنهان نمیشود
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب در امور بینالملل، اما در توئیتی با بیان اینکه حماقتها و رفتارهای عجیب و غریب ترامپ نمیتواند اوضاع ژئوپلیتیکی حاکم را تحت الشعاع قرار دهد، نوشت: «نمایشهای هالیوودی و دلقکبازیهای ترامپ، نمیتواند واقعیت سخت ژئوپلیتیک را پنهان کند. خروج نیروها از آلمان، تضعیف ناتو و نقص فنی مکرر ناوها، نشان از گسست میان توهمات کاخ سفید و واقعیت میدانی دارد. تهدید ایران به قحطی، در حالی که امنیت غذایی جهان و زنجیره تأمین کود شیمیایی در گرو تدبیر ایران در تنگه هرمز است، نشان از بیخبری او از اقتصاد سیاسی دارد. آقای ترامپ! سیاست بینالملل لوکیشن فیلم جک اسپارو (دزدان دریایی کارائیب) نیست؛ کسی که شاهرگهای حیاتی را به بازی بگیرد، خود در بنبست گرفتار خواهد شد.»
واکنشها به رفتارهای ماجراجویانه رئیسجمهور امریکا به این سه مورد خلاصه نمیشود؛ چنانکه سردار «محمدجعفر اسدی»، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص)، هم دو روز پیش گفته بود: «برآورد نظامیها این است که چه امریکا دست به عملیات علیه ایران بزند و چه نزند، در این دام افتاده و راه بیرونآمدنی ندارد. همانطور که امام شهیدمان فرمودند رژیم صهیونیستی دیگر مثل قبل از طوفانالاقصی نمیشود، وضعیت امریکا نیز دیگر به امریکای قبل از حمله به ایران بازنخواهد گشت. دنیا حقیقت امریکا را درک کرد و حالا هرچقدر هم خباثت کند، دیگر آن امریکایی نیست که خیلیها از آن میترسیدند.»
اوایل اردیبهشت هم قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) در اطلاعیهای هشدار داده بود: «چنانچه ارتش متجاوز امریکا به محاصره، راهزنی و دزدی دریایی در منطقه ادامه دهد، مطمئن باشند که با عکسالعمل نیروهای مسلح مقتدر ایران مواجه خواهند شد. امریکا بداند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از اقتدار و آمادگی بیش از گذشته، برای دفاع از حاکمیت، سرزمین و منافع ملی برخوردار هستند که ارتش آن کشور، بخشی از این اقتدار و توان تهاجمی را در جنگ تحمیلی سوم تجربه نمودند. ما آماده و مصمم هستیم ضمن رصد رفتار و تردد دشمنان در منطقه و تداوم مدیریت و کنترل تنگه راهبردی هرمز، در صورت تجاوز مجدد دشمنان امریکایی‑صهیونیستی، خسارات شدیدتری را بر آنان وارد نماییم.»
روایت نیویورک تایمز از زوال امریکا
زوال و افول امپراتوری امریکا نه یک شعار و پروپاگاندای رسانهای و عملیات روانی علیه حریف، که یک واقعیت میدانی است. جایی که اذعان به این واقعیت به اندیشکدهها و رسانههای داخلی امریکا هم سرایت کرده و روزنامه امریکایی نیویورک تایمز در تحلیل جنگ ۴۰ روزه امریکا و اسرائیل علیه ایران نوشته است: «حمله امریکا و اسرائیل به ایران چیزی بیش از یک ایده بد بود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری امریکا تبدیل شده است. سیستمهای امپراتوری، تنها تا زمانی دوام میآورند که ابزارهای آنها برای اهدافشان کافی باشد، اما با جنگ ایران، به طرز خطرناکی همخوانی نداشتن اهداف و واقعیتها را نشان میدهد.» بر اساس این گزارش مشکلات داخلی و تجارب شکست در عراق و افغانستان اکنون به جنگ ایران سرایت کرده و امریکا را وارد بحرانی بزرگ کرده است که نتیجهای جز انحطاط برای امریکا در پی نخواهد داشت.
کنایه محقق اقتصادی: شما نمیتوانید نفت چاپ کنید
دامنه انحطاط و فروپاشی امریکا البته تنها به هژمونی سیاسی و نظامی او خلاصه نمیشود و چالشهای گسترده اقتصادی سران کاخ سفید را گرفتار یک مشکل پیچیده و سردرگم کرده است. کریس مارتنسون، محقق اقتصادی در امریکا، در این زمینه با لحنی طعنهآمیز به سران کاخ سفید گفته است: «جنگ ایران یک بحران فیزیکی است، نه مالی. برخلاف بحرانهای مالی قبلی که فدرال رزرو میتوانست با چاپ پول مداخله کند، در طول جنگ ایران آنها نمیتوانند نفت چاپ کنند. ایالات متحده مدتهاست که در این سرزمین خیالی روایت زندگی میکند، بهطوری که واقعاً نمیفهمد که این فقط فیزیک است که نقش دارد. درحالحاضر، ایالات متحده فکر میکند که میتواند روایت را شکل دهد و امیدوار باشد که اوضاع خود به خود درست شود؛ اما فیزیک به روایتها اهمیتی نمیدهد.»
اکنون و در چنین شرایطی، میتوان تحلیل کرد که ایران با قدرت میدانی، آمادگی نظامی و مدیریت راهبردی، کنترل اوضاع را در دست دارد. پیامهای داخلی و بینالمللی نشان میدهد که گزینه امریکا محدود به شکست نظامی یا تمکین به شروط ایران است و ادامه محاصره دریایی برای امریکا و اقتصاد جهانی هزینههای سنگین و غیرقابل جبران به همراه خواهد داشت. باید دید که سران کاخ سفید از میان این دو گزینه به کدام یک تن خواهند داد.