در دورههای بحران ملی، جامعه با مجموعهای از فشارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و روانی مواجه میشود. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت پیدا میکند حفظ انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و همگرایی ملی است. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که بحرانها نهتنها میدان آزمون تواناییهای اجرایی و مدیریتی دولتها هستند، بلکه میزان بلوغ اجتماعی و قدرت همبستگی ملتها را نیز آشکار میکنند. در این میان، یکی از مهمترین تهدیدهایی که میتواند روند مدیریت بحران را با اختلال مواجه کند، شکلگیری و گسترش روایتهای تفرقهافکن در فضای عمومی است.روایتسازی های امثال عباس آخوندی و جبهه اصلاحات در برهه حساس و سرنوشت ساز کنونی مصداق عینی همین موضوع است.
روایتهای تفرقهافکن معمولاً از طریق بازتعریف یا تحریف مفاهیم بنیادین هویت جمعی شکل میگیرند. مفاهیمی مانند «ملت»، «منافع ملی»، «همبستگی اجتماعی» یا «مسئولیت جمعی» ممکن است در قالبهایی ارائه شوند که به جای تقویت همگرایی، به دوگانهسازیهای اجتماعی دامن بزنند. این نوع روایتها اغلب تلاش میکنند بخشهایی از جامعه را در برابر بخشهای دیگر قرار دهند یا این تصور را ایجاد کنند که راه برونرفت از بحران در تعارض با وحدت اجتماعی قرار دارد. نتیجه چنین رویکردی چیزی جز تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکافهای درونی نخواهد بود.
در یکی از این موارد عباس آخوندی وزیر راه دولت یازدهم، پیشنهاد تشکیل جبهه دفاع ملی از طریق جذب افرادی شده که علنا بیشتر ین زاویه ممکن را با نظام و رهبری در کشور داشته اند! بهتر است آقای آخوندی بداند جبهه دفاع ملی مدتهاست تشکیل شده است اما چشمان شما بر روی آن کور و بسته بوده است. ملتی که امروز خیابانها و میادین کشور را در دست گرفته و فریاد انتقام خون رهبر شهید و فقیدمان را سر می دهد، همان جبهه ایمان و حق است که در برابر دشمنان قسم خورده این مرز و بوم سینه سپر کرده است.دوم اینکه روایتگری معکوس و وارونه از مفهوم ملیت و جمهوریت همواره برای مدعیان اصلاحات در ایران هزینه ساز بوده و مردم بارها با حضور خود در صحنه انگاره های توهم آمیز آنها را به چالش کشیده اند. در چنین شرایطی طرح دوباره این موضوع از سوی افراد معلوم الحال مصداق بازی در زمین دشمن و دمیدن در شیپور تفرقه است.
نکته دیگر اینکه در برخی از موارد یک پیشنهاد ظاهرا معقول ناظر بر اهداف متضاد و نامعقول مطرح می شود. این همان چیزی است که باید نسبت به آن توجه داشت و البته ملت ما نسبت به آن توجه دارد.در شرایط بحران، افکار عمومی به طور طبیعی حساستر و آسیبپذیرتر میشود. فشارهای روانی، نگرانیهای اقتصادی و عدم قطعیت نسبت به آینده میتواند زمینه را برای پذیرش روایتهای سادهسازیشده یا هیجانی فراهم کند. به همین دلیل، روایتهایی که به جای ارائه تصویر واقعبینانه از شرایط، بر برجستهسازی اختلافات و تحریک احساسات تمرکز دارند، ممکن است با سرعت بیشتری در جامعه منتشر شوند. این مسئله به ویژه در عصر شبکههای اجتماعی و گردش سریع اطلاعات اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا پیامها و روایتها میتوانند در زمانی کوتاه به طیف وسیعی از مخاطبان برسند.اکنون ملت ایران مقتدرانه و مسئولانه تمرکز خود را بر روی مواجهه با دشمن آمریکایی-صهیونیستی نهاده و فرصتی برای تمرکز بر روایتسازی های مغرضانه امثال آقای آخوندی و جبهه اصلاحات نسبت به ماهیت تحولات کشور ندارد! بهتر است این افراد بدانند که شانتاژهای سیاسی و فرصت طلبی های آنها در برهه حساس کنونی قادر به تمرکززدایی از رسالت و مسئولیت مقدس ملت شریف ایران در دفاع از کیان کشور نخواهد شد.