در هیاهوی روزهای پایانی سال، وقتی شهر زیر بار دغدغههای معیشتی، نگرانیهای اقتصادی و اخبار نگرانکننده منطقهای نفس میکشد، زندگی همچنان جریان دارد. مردم با همه خستگی و اضطرابها، به استقبال بهار میروند؛ با رسمی دیرینه به نام «خانهتکانی» که نشانهای از امید به نو شدن است. اما این سنت قدیمی، در دل سبک زندگی مدرن شهری دیگر آن صمیمیت گذشته را ندارد. خانههای پرجمعیت دیروز جای خود را به آپارتمانهای کوچک دادهاند، خانوادههای گسترده به خانوادههای هستهای تبدیل شدهاند و کمک گرفتن از نزدیکان، کمکم جای خود را به جستوجو در فضای مجازی داده است. اینجاست که یک آسیب خاموش، آرام و بیصدا وارد زندگی شهروندان میشود. امروز با چند کلیک ساده، دهها آگهی خدماتی پیشروی ما ظاهر میشود؛ قالیشویی، نظافت منزل، تعمیرات، باغبانی و دهها عنوان دیگر. ظاهراً همه چیز آسان، سریع و مقرونبهصرفه است، اما پشت بسیاری از این آگهیها، نه نشانی مشخص است و نه هویت قابل پیگیری. در همین خلأ نظارت، برخی مجرمان «شب عید» خود را میسازند. پروندههای متعددی در مراکز انتظامی گواه این واقعیت تلخند؛ افرادی که با خودروی قالیشویی به در خانهها رفته، فرشها را تحویل گرفتهاند و بعد بیهیچ رد و نشانی ناپدید شدهاند. خانوادههایی که روزهای پایانی سال به جای بوی عید، با زمین خالی و دلهای پراضطراب روبهرو شدهاند. در سوی دیگر، ماجرای کارگران خدماتی است؛ افرادی که با ظاهر موجه وارد خانهها میشوند، محیط را بررسی میکنند، نقاط ضعف را میسنجند و بعد در فرصتی مناسب، سناریوی سرقت را اجرا میکنند. سرقتهایی که نهتنها اموال، بلکه آرامش روانی خانوادهها را نیز میرباید. واقعیت این است که بخشی از این آسیبها، محصول شتابزدگی ماست. وقتی بدون تحقیق، بدون بررسی سابقه و تنها براساس یک شماره موبایل یا یک تصویر جذاب اعتماد میکنیم، عملاً امنیت خانهمان را به دست ناشناسها میسپاریم. در شهری که زندگی هر روز پیچیدهتر میشود، اعتماد بیمحابا، دیگر یک فضیلت نیست؛ یک ریسک است. شهروندان باید بدانند که مراجعه حضوری به مراکز معتبر، دارای مجوز رسمی و سابقه روشن، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای امنیت است. داشتن نشانی مشخص، تلفن ثابت، تابلو، پرونده کاری و رضایت مشتریان حداقلهایی است که نباید از آنها چشمپوشی کرد. تحقیق میدانی، پرسوجو از همسایهها، استفاده از مراکز شناخته شده و پرهیز از آگهیهای بیهویت میتواند بسیاری از این پروندهها را پیش از شکلگیری متوقف کند. هیچکس دوست ندارد روزهای پایانی سال را در راهروهای کلانتریها بگذراند، به جای خرید عید، دنبال پرونده و شکایت باشد و به جای لبخند، با نگرانی وارد سال نو شود. خانهتکانی قرار است خانهها را نو کند، نه زخم تازهای بر دل خانوادهها بزند. شاید وقت آن رسیده که در کنار تمیز کردن دیوارها و فرشها، کمی هم غبار سادهباوری را از ذهنمان بتکانیم تا سال نو را با آرامش، نه با حسرت آغاز کنیم.