کهگیلویهوبویراحمد، سرزمینی که نامش با جنگلهای بلوط، رودخانههای خروشان و کوهستانهای زاگرس گره خورده، امروز با بحرانی مواجه است که آرام، خزنده و بیصدا، بنیان محیطزیست و سلامت ساکنانش را تهدید میکند جوان آنلاین: کهگیلویهوبویراحمد، سرزمینی که نامش با جنگلهای بلوط، رودخانههای خروشان و کوهستانهای زاگرس گره خورده، امروز با بحرانی مواجه است که آرام، خزنده و بیصدا، بنیان محیطزیست و سلامت ساکنانش را تهدید میکند. رشد جمعیت شهری، افزایش گردشگران، تغییر الگوی مصرف و نبود یک نظام یکپارچه مدیریت پسماند، باعث شده تولید روزانه زباله در شهرها و روستاهای این استان به سطحی نگرانکننده برسد؛ زبالههایی که نه بازیافت میشوند، نه اصولی دفن و نه راهی برای پیشگیری از پیامدهایشان ارائه میشود. در یاسوج، بهعنوان مرکز استان، روزانه صدها تن پسماند خانگی و شهری تولید میشود که بخش عمده آن بدون تفکیک، در سایتهایی دفن میشود که نه جانمایی مناسبی دارند و نه زیرساختهای زیستمحیطی لازم. حاصل این وضعیت، فراتر از مخدوش شدن چهره طبیعت است؛ نفوذ شیرابهها به خاک، تهدید منابع آب شرب، افزایش جمعیت جانوران موذی، آسیب به پرندگان و حیاتوحش و شکلگیری کانونهای بالقوه بیماری، زمین و زمان را به ستوه آورده است.
برآوردهای رسمی و میدانی نشان میدهد؛ میزان تولید زباله در استان کهگیلویهوبویراحمد طی یک دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است. تنها در شهر یاسوج، روزانه بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ تن پسماند شهری تولید میشود؛ رقمی که با احتساب شهرهای دیگر مانند دهدشت، گچساران، دوگنبدان و روستاهای اطراف، حجم پسماند استان را به یکی از چالشهای جدی مدیریت شهری تبدیل کرده است.
نکته نگرانکننده، صرفاً حجم زباله نیست، بلکه کیفیت مدیریت آن است. بخش عمده زبالهها بهصورت مخلوط، تر، خشک، صنعتی، کشاورزی و حتی نخاله ساختمانی جمعآوری و دفن میشوند؛ بدون تفکیک از مبدأ، بدون پردازش مؤثر و بدون کنترل استاندارد شیرابه که همین امر میزان آسیب به محیطزیست را دوچندان میکند.
در مناطق روستایی، وضعیت پیچیدهتر است. نبود سیستم منظم جمعآوری باعثشده سوزاندن زباله، رهاسازی در طبیعت یا دفن غیراصولی به یک رویه عادی تبدیل شود؛ روشهایی که خاک، آب و تنوع زیستی منطقه را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
وقتی جانمایی، بحران میسازد
یکی از اصلیترین چالشهای مدیریت پسماند در کهگیلویهوبویراحمد، جانمایی و عملکرد سایتهای دفن زباله است. دفن پسماند در ارتفاعات، بدون لایهبندی مهندسی، سیستم جمعآوری شیرابه و تصفیهخانه، باعث شده آلودگی بهتدریج به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ کند.
در اطراف برخی سایتها، جریانهای سطحی آب و مسیلها، شیرابه را به سمت اراضی پاییندست، باغات، روستاها و حتی منابع تأمین آب شرب هدایت میکنند. این مسئله نهتنها تهدیدی زیستمحیطی، بلکه یک چالش مستقیم برای سلامت عمومی است؛ اتفاقی که آثار آن ممکن است سالها بعد، در قالب افزایش بیماریها خود را نشان دهد. همزمان، انباشت چندینمتری زباله، زیستگاه جدیدی برای سگهای ولگرد، پرندگان لاشخور و جوندگان موزی ایجاد کرده که تعادل اکولوژیک منطقه را بر هم زده و خطر انتقال بیماری را بالا داده است.
نباید فراموش کنیم که کهگیلویهوبویراحمد یکی از غنیترین استانهای کشور از نظر تنوع زیستی است. اما رهاسازی زباله در طبیعت، این مزیت را به نقطه ضعف تبدیل کرده است. پرندگان با بلعیدن پلاستیک، جانوران با مصرف پسماندهای آلوده و حیاتوحش با تخریب زیستگاهشان، هزینه مستقیم مدیریت نادرست زباله را میپردازند.
مشاهدات میدانی نشان میدهد؛ حضور زباله در حاشیه جادهها، رودخانهها و مناطق جنگلی، الگوی تغذیه برخی گونهها را تغییر و آنها را به سکونت در نزدیکی سکونتگاههای انسانی سوق داده است؛ تغییری که هم برای انسان خطرناک است و هم برای حیاتوحش و همین امروز باید برای آن چارهای اندیشیده شود.
به گفته مهندس علی شاهیان، مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد محیطزیست، در بسیاری از کشورهای اروپایی، زباله دیگر یک معضل صرفاً زیستمحیطی نیست، بلکه یک منبع اقتصادی محسوب میشود.
او میگوید: «پایه این موفقیت، تفکیک از مبدأ است، چون شهروندان موظفند زبالهتر، خشک، شیشه، کاغذ و پسماند خطرناک را جداگانه تحویل دهند.»
این کارشناس محیطزیست تصریح میکند: «در کشورهایی مانند آلمان، سوئد و هلند، دفن زباله به آخرین گزینه تبدیل شده و بیش از ۶۰درصد پسماند، بازیافت یا تبدیل به انرژی میشود. نیروگاههای زبالهسوز با فناوریهای کنترل آلاینده، بخشی از برق و گرمایش شهری را تأمین میکنند. همزمان، تولید کمپوست از زبالهتر، کشاورزی پایدار را تقویت کرده است.»
شاهیان میگوید: «نکته کلیدی، حکمرانی یکپارچه پسماند است؛ از قانونگذاری سختگیرانه و جریمههای بازدارنده گرفته تا آموزش عمومی و مشوقهای اقتصادی. تجربه اروپا نشان میدهد؛ بدون مشارکت شهروندان و بدون سرمایهگذاری در زیرساخت، مدیریت پسماند موفق نخواهد شد؛ درسی که برای استانهای طبیعتمحور ایران، حیاتی است.»
خلأ حکمرانی پسماند
کارشناسان معتقدند کهگیلویهوبویراحمد برای عبور از بحران زباله، نیازمند یک بسته جامع است، تفکیک از مبدأ، اصلاح جانمایی سایتها، راهاندازی واقعی واحدهای بازیافت، کنترل شیرابه و مهمتر از همه، تغییر نگاه به زباله از «دفع» به «مدیریت» باید در دستور کار قرار گیرد.
در غیر این صورت، آنچه امروز بهعنوان یک چالش زیستمحیطی دیده میشود، فردا به بحرانی اجتماعی و بهداشتی تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که هزینههایش بهمراتب بیشتر از سرمایهگذاری امروز است. پایتخت طبیعت ایران، برای حفظ این عنوان، چارهای جز آشتی با علم مدیریت پسماند ندارد.
شاهیان، کارشناس ارشد محیطزیست میگوید: «فراتر از حجم تولید زباله، آنچه وضعیت پسماند در کهگیلویهوبویراحمد را به یک بحران پایدار تبدیل کرده، خلأ حکمرانی منسجم در این حوزه است. مدیریت پسماند در استان میان نهادهای مختلفی تقسیم شده که هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند، اما پاسخگوی نهایی مشخص نیست. شهرداریها، دهیاریها، فرمانداریها، ادارهکل محیطزیست و دستگاههای عمرانی، هر یک نقش دارند، اما نبود یک فرماندهی واحد باعث شده تصمیمها مقطعی، واکنشی و اغلب بدون پشتوانه مطالعاتی باشد.»
او تأکید میکند: «در چنین شرایطی، پروژههای پسماند اغلب به اقدام نمایشی تبدیل میشوند؛ سایتهایی که ساخته میشوند، اما زیرساخت ندارند، کارخانههایی که افتتاح میشوند، اما به بهرهبرداری پایدار نمیرسند و طرحهایی که بدون ارزیابی زیستمحیطی دقیق اجرا میشوند. نتیجه، انباشت هزینههای عمومی بدون دستاورد ملموس و تداوم وضعیت بحرانی است.»
نیازمند تغییر رویکرد
انباشت زباله و مدیریت ناکارآمد آن، پیامدهای اجتماعی پنهانی نیز دارد. کاهش کیفیت زندگی در محلات حاشیهای، افزایش نارضایتی عمومی، افت ارزش زمین و مسکن در مجاورت سایتهای دفن و شکلگیری تعارض میان شهروندان و مدیریت شهری، از جمله نتایجی است که بهتدریج خود را نشان میدهد.
کارشناسان معتقدند کهگیلویهوبویراحمد برای خروج از چرخه تکرار بحران، نیازمند تغییر رویکرد از «دفع اضطراری زباله» به «مدیریت یکپارچه پسماند» است؛ رویکردی که در آن محیطزیست، اقتصاد، سلامت و توسعه محلی همزمان دیده شوند.
در غیر این صورت، بحران زباله همچنان بهعنوان زخمی باز بر پیکره بام زاگرس باقی خواهد ماند؛ زخمی که هر سال عمیقتر میشود و هزینه ترمیم آن، سنگینتر.