براساس مقررات فعلی، هر ناشری که مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را داشته باشد و شرایط آییننامه نمایشگاه را احراز کند، میتواند در نمایشگاههای کتاب حضور یابد، به همین دلیل مسئولان معمولاً استدلال میکنند که امکان جلوگیری از حضور ناشران کتابساز وجود ندارد جوان آنلاین: در نگاه نخست، بحران صنعت نشر ایران را باید در گرانی کاغذ، افزایش هزینههای چاپ، کاهش شمارگان و افت سرانه مطالعه جستوجو کرد، اما در لایههای پنهانتر این صنعت، معضلی ریشه دوانده که بسیاری از ناشران و فعالان فرهنگی آن را تهدیدی جدیتر از مشکلات اقتصادی میدانند؛ پدیده «کتابسازی» و فعالیت ناشران موسوم به «پختهخوار» یا «آمادهخور».
انتشار فهرست ۱۰۰ ناشر پرفروش هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران بار دیگر این موضوع را به صدر بحثهای صنفی بازگرداند. نمایشگاهی که براساس آمار رسمی، بیش از ۸۰۴ هزار نسخه کتاب به ارزش نزدیک به ۳۱۹ میلیارد تومان در آن به فروش رسید و دولت نیز حدود ۴۱ میلیارد تومان به یارانه خرید و ارسال کتاب اختصاص داد. در میان نامهای حاضر در فهرست پرفروشها، حضور یکی از شناخته شدهترین ناشران کتابساز با بیش از هزار نسخه فروش، توجه بسیاری از اهالی نشر را جلب کرد. حضوری که به باور منتقدان، نشانهای از عادی شدن یک آسیب قدیمی در ساختار نشر کشور است.
ناشران پختهخوار چه میکنند؟
کتابسازی در سادهترین تعریف، بازتولید آثار موفق بازار بدون تحمل هزینههای واقعی تولید است. ناشر حرفهای برای انتشار یک کتاب باید هزینه خرید رایت، ترجمه، ویرایش، طراحی جلد، صفحهآرایی، چاپ، تبلیغات و توزیع را بپردازد، اما ناشر کتابساز معمولاً منتظر میماند تا کتابی در بازار به موفقیت برسد، سپس با تغییراتی جزئی در متن یا حتی کپی مستقیم ترجمه موجود، آن را با نام مترجمی ناشناخته یا گاه خیالی منتشر میکند.
نتیجه چنین فرایندی روشن است؛ کتابی که هزینههای اصلی تولید را نداشته، میتواند با تخفیفهای ۵۰ تا ۹۰ درصدی عرضه شود. همین تخفیفهای وسوسهانگیز، بهویژه در شرایط دشوار اقتصادی بسیاری از مخاطبان را به سمت نسخههای کپی سوق میدهد.
ناشر اصلی ممکن است ماهها یا حتی سالها برای انتخاب، ترجمه و آمادهسازی یک اثر زمان صرف کند، اما کافی است کتاب به فروش برسد تا نسخههای مشابه با قیمت پایینتر وارد بازار شوند. در چنین شرایطی، مخاطبی که از جزئیات نشر آگاهی ندارد، طبیعی است که نسخه ارزانتر را انتخاب کند.
تخفیفهای نامتعارف
هومان حسنپور، رئیس پیشین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران معتقد است تخفیفهای عجیب و غریب سالهای اخیر تصویری نادرست از اقتصاد نشر در ذهن مخاطب ایجاد کرده است. وقتی کتابی با ۵۰ یا ۶۰ درصد تخفیف عرضه میشود، خریدار تصور میکند ناشران و کتابفروشان همواره امکان چنین تخفیفی داشتهاند و از ارائه آن خودداری کردهاند. در حالی که بسیاری از این تخفیفها نتیجه حذف هزینههای تولید و نقض حقوق صاحبان اثر است.
مرتضی کاردر از ناشران باسابقه با انتقاد از حضور ناشران کتابساز در نمایشگاه مجازی کتاب چنین میگوید: ارشاد هیچگاه به سمت حل کردن مسئله ترجمههای متعدد از یک اثر نرفته است؛ از یک اثر ۱۰ ترجمه وجود دارد که پنج ترجمه آن مورد قبول است. در طول سال چند ناشر دیگر که صرفاً مجوز نشر دارند بدون اینکه قواعد نشر را رعایت کنند، با اسمهای بعضاً جعلی همان کتابها را ترجمه و با مجوز رسمی عرضه میکنند. اگر مخاطب به سامانه نمایشگاه برود مثلاً کتاب «پیرمرد و دریا» را جستوجو کند، اما ترجمه نجف دریابندری، احمد کسائیپور، نازی عظیما یا محمدتقی فرامرزی یا ترجمه معتبر دیگر را پیدا نکند، کتاب را از ناشری با ترجمه مترجمی که اصلاً نامش واقعی نیست یا وجود خارجی ندارد، پیدا میکند و میخرد. نمایشگاه بیشتر به نفع این ناشر است و باید به این نکته توجه کرد.
تضعیف صنعت نشر
نگرانی فعالان نشر تنها به کپیبرداری محدود نمیشود. به گفته آنان، بخشی از بازار کتاب امروز به سمت نسخههای ناقص و دستکاری شده حرکت کرده است. برخی سودجویان برای کاهش هزینهها، بخشهایی از کتاب را حذف میکنند، کیفیت چاپ را پایین میآورند یا نسخههایی با ترجمههای ضعیف و نامعتبر منتشر میکنند.
این نسخهها دیگر فقط در بساط دستفروشان خیابان انقلاب یا ایستگاههای مترو دیده نمیشوند، بلکه گاه به فروشگاههای اینترنتی، نمایشگاههای کتاب و حتی برخی کتابفروشیها نیز راه پیدا میکنند. همین مسئله مرز میان بازار رسمی و غیررسمی کتاب را کمرنگ کرده است.
براساس مقررات فعلی، هر ناشری که مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را داشته باشد و شرایط آییننامه نمایشگاه را احراز کند، میتواند در نمایشگاههای کتاب حضور یابد، به همین دلیل مسئولان معمولاً استدلال میکنند که امکان جلوگیری از حضور ناشران کتابساز وجود ندارد.
اما منتقدان این استدلال را کافی نمیدانند. آنها یادآوری میکنند که در دورهای از برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، ۱۷ ناشر به دلیل فعالیتهای مشابه از حضور در نمایشگاه منع شدند. بنابراین از نگاه آنان، مسئله بیش از آنکه حقوقی باشد، به اراده مدیریتی بازمیگردد.
از سوی دیگر، اتحادیه ناشران و کتابفروشان بارها نسبت به این وضعیت هشدار داده است. با این حال، به گفته مسئولان صنفی، اتحادیه ابزار اجرایی کافی برای برخورد ندارد و اجرای قانون در اختیار نهادهای دیگر است.
این روند در بلندمدت به کاهش تنوع فرهنگی، افت کیفیت ترجمه و تضعیف خلاقیت در صنعت نشر منجر خواهد شد و مشخص نیست چرا در وزارت ارشاد و معاونت فرهنگی هیچ ارادهای در برخورد با این آسیبِ بزرگ وجود ندارد. قدرت و نفوذ ناشران پختهخوار در سالهای اخیر بیشتر از گذشته شده و فضای حرفهای صنعت نشر را با اختلال و آسیب مواجه کرده است.
امروز کتابسازان به بازیگران ثابت بسیاری از نمایشگاههای حضوری و مجازی کتاب، فروشگاههای اینترنتی و بازارهای تخفیفی کتاب تبدیل شدهاند. حضور آنها دیگر یک استثنا نیست، بلکه به بخشی از واقعیت بازار نشر ایران بدل شده است.
این وضعیت پرسشی جدی را پیشروی سیاستگذاران فرهنگی قرار میدهد؛ آیا قرار است صنعت نشر با پدیده کتابسازی همزیستی مسالمتآمیز داشته باشد یا برای حفظ حقوق تولیدکنندگان واقعی فرهنگ، راهکاری جدی اندیشیده خواهد شد؟