جوان آنلاین: خوزستان، استانی که در جنگ رمضان بار دیگر طعم هجوم و بمباران و تعرض دشمنان امریکایی-اسرائیلی را چشید، امروز این استان میان اتفاقات مختلف از آوار و ترکش بر خانهها و زیرساختها تا چراغ کارگاههای سازندگی که دوباره در شهرها روشن شدهاند، قرار دارد. در خرمشهر، مطالبه مردم روی بازآفرینی شهری قرار دارد که در حد وعده و وعید نباشد، مطالباتی که با زمانبندی دقیق و قابل سنجش به نتیجه برسد. همین رویکرد در دیگر حوزهها نیز سرنوشتساز است؛ از مرمت واحدهای آسیبدیده تا تکمیل کریدورهای راهبردی جادهای و مقابله با بحران ریزگردها که سالها نفس استان را گرفته است. اگر پروژهها با تقویم اجرایی شفاف پیش نروند، فاصله میان بازسازی روی کاغذ و بهبود در زندگی روزمره دوباره تکرار میشود. فاصلهای که خوزستان دیگر توان پرداخت هزینهاش را ندارد.
خوزستان در حافظه جمعی ایرانیان با واژههایی مثل مقاومت، نفت، رود و خاک گره خورده است، اما در سالهای اخیر واژههای دیگری مثل ریزگرد، کمآبی، فرسودگی زیرساخت و مهاجرت هم به همان اندازه تکرار میشوند. در جنگ رمضان، بخشی از این استان بار دیگر زیر فشار حملات و بمباران قرار گرفت و آسیب مستقیم به خانهها و دارایی مردم، در کنار اضطراب عمومی، زخم تازهای بر پیکر استانی گذاشت که تجربه جنگ را پیشتر هم از سر گذرانده بود. با این حال، تصویر امروز خوزستان فقط خرابی نیست؛ پروژههای عمرانی و بازسازی در چند محور فعال شده، اما مسئله اصلی این است که آیا این حرکتها میتواند به یک برنامه نجات منسجم تبدیل شود یا در میان تعدد پروژهها و محدودیت منابع، پراکنده و کند
خواهد شد.
بازآفرینی شهری با تقویم اجرایی
خرمشهر، نماد جنگ و بازپسگیری، حالا نماد یک مطالبه جدید، یعنی بازآفرینی شهری است که اثرش ملموس باشد.
فرماندار خرمشهر در جلسه کارگروه بازآفرینی شهری شهرستان، صراحتاً بر پیگیری زمانبندی شده تأکید کرده و میافزاید: «روند اجرای طرحها باید در چارچوب دقیق زمانبندی شده دنبال شود تا نتایج آن بهصورت محسوس در زندگی شهروندان قابل مشاهده باشد. اگر آبادانی و عمران در شهرستان ایجاد شود، قطعاً در جذب سرمایهگذاری و رونقبخشی به منطقه نقش بسزایی خواهد داشت.»
لفته دورکوندی، بازآفرینی را صرفاً پروژه عمرانی نمیبیند؛ آن را موتور جذب سرمایه و احیای اقتصادی میداند.
او همچنین با اشاره به تکلیف دستگاهها برای ارائه برنامه در محلههای هدف و بافتهای فرسوده، از پروژهای نام میبرد که میتواند به قلب اقتصادی شهر جان بدهد. وی ادامه میدهد: «طرح بهسازی بازارهای سیف و صفا که از مصوبات سفر وزیر راه و شهرسازی به شهرستان است، مراحل مطالعاتی آن به پایان رسیده و اکنون در مرحله تدوین تفاهمنامه
قرار دارد.»
ماجرا این است که خرمشهر بیش از هر چیز، نیازمند نظم اجرایی است؛ برنامهای که زمان، بودجه، پیمانکار، نهاد مسئول و شاخص خروجی داشته باشد. تجربه شهرهای درگیر فرسودگی نشان میدهد اگر بازآفرینی به تعارفات اداری تقلیل پیدا کند، فرسودگی جلوتر از هر بودجهای حرکت میکند.
بازسازی خانههای آسیبدیده
در کنار بازآفرینی شهری، واقعیت جنگ رمضان خود را در آمار واحدهای مسکونی آسیبدیده نشان میدهد.
محمود اکبریفضلی، مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی خوزستان، درباره خسارتها میگوید: «در جنگ تحمیلی سوم، بر اثر حملات متجاوزان امریکایی- صهیونی، بیش از ۶ هزار واحد مسکونی در استان دچار آسیب شدند. از این تعداد، ۵ هزار واحد مسکونی دچار آسیبهای جزیی از جمله شکستن شیشه، در و پنجره شدهاند و از این تعداد تاکنون ۲ هزار واحد مسکونی با همکاری مجموعههای شهرداری، استانداری و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مرمت شدهاند.»
صحبتهایی که نشان میدهد از یک سو، روند ترمیم آغاز شده و عدد ۲ هزار واحد مرمتشده نشانه حرکت دستگاههاست؛ از سوی دیگر، فاصله میان حجم خسارت و حجم ترمیم، یادآور این واقعیت است که بازسازی در خوزستان یک مسیر کوتاهمدت نیست.
اکبریفضلی همچنین درباره موارد سنگینتر توضیح میدهد: «بیش از ۵۰ واحد مسکونی نیاز به نوسازی کامل دارند؛ عملیات تخریب این واحدهای مسکونی انجام و اجرای نوسازی آنها آغاز شده است. بیشترین واحدهای آسیبدیده در استان در شهرستان اندیمشک بوده است و تاکنون از مجموع ۱۶۰ نفر از آسیبدیدگان که منازل آنها در استان در این جنگ دچار خسارت شدهاند، ۶۰ نفر تسهیلات ودیعه دریافت کردهاند؛ این میزان در مناطق شهری ۶۰۰ میلیون تومان و در مناطق روستایی ۳۰۰ میلیون
تومان است.»
به گفته کارشناسان، بازسازی صرفاً ساختن دوباره نیست، بلکه برگشتن به زندگی است و برگشتن به زندگی، نیازمند سرعت در پرداختها، شفافیت در اولویتبندی و جلوگیری از فرسایشی شدن برخی امور اداری و حمایتی است. اگر این فرآیند کند شود، فشار اجتماعی آن در شهرهای آسیبدیده، خود را در افزایش نارضایتی، مهاجرت و رکود محلی نشان میدهد.
جاده و ریزگرد؛ ۲ چالش مزمن
در کنار خسارات وارده به خوزستان ناشی از بمبارانهای دشمنان امریکایی- اسرائیلی، زیرساختها و محیطزیست نیز در این استان با چالشهایی مواجه هستند که هزینه زندگی و سلامت را بالا میبرند. از یک سو، پروژههای راهسازی و بهسازی در کریدورهای حیاتی استان در جریان است؛ از سوی دیگر، مسئله تأمین اعتبار به گلوگاه تبدیل شده است.
معاون راهداری اداره کل راهداری و حملونقل جادهای خوزستان درباره نیاز مالی تکمیل پروژهها میگوید: «برای تکمیل ۱۹ پروژه بزرگ بهسازی و نگهداری در کریدورهای راهبردی استان، بیش از ۲۳ هزار میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز است. با هدف ارتقای ایمنی و استانداردسازی رویه راهها، ۱۹ پروژه در کریدورهای سهگانه استان تعریف شده که تعدادی از آنها هماکنون فعال بوده و سایر پروژهها نیز در آستانه آغاز عملیات اجرایی قرار دارند.»
مرتضی بهداروندی با جزئیات از کریدورهای تهران- بندر امام، بازرگان- بندر امام و کریدور ساحلی بندر امام- چابهار سخن میگوید، یعنی مسیرهایی که هم برای اقتصاد ملی مهم هستند و هم برای تردد زائر و مسافر و حمل کالا. یعنی اگر اعتبار بهموقع نرسد، پروژهها فرسایشی میشوند و هزینه نگهداری و تصادف و اتلاف زمان، چند برابر بودجه اولیه
برمیگردد.
اما حتی اگر همه جادهها تکمیل شوند، خوزستان یک بحران نفسگیر به نام «ریزگرد» دارد که از مرزها شروع و تمام وسعت استان را در بر میگیرد.
استاندار خوزستان این بحران را مسئلهای ملی و فراملی توصیف کرده و میگوید: «با توجه به درگیر بودن خوزستان با چالشهای زیستمحیطی و آبی، همکاریهای بینالمللی برای مقابله با ریزگردها و اصلاح نظام حکمرانی آب ضروری است. بیش از ۷۰ درصد منشأ ریزگردهای خوزستان خارج از مرزهای کشور است و حل این مسئله نیازمند پیگیریهای بینالمللی و منطقهای با تکیه بر کنوانسیونهای موجود است.»
سیدمحمدرضا موالیزاده به کانونهای داخلی اشاره میکند و راهکارها و هشدارهایی میدهد و تصریح میکند: «در درون استان، هفت کانون ریزگرد و تپههای ماسهای شناسایی شده است. ضمن اینکه در خوزستان کاشت ۱۰ درصد از یک میلیارد درخت برای کشت در کشور هدفگذاری شده که تاکنون ۵۰ درصد این هدفگذاری محقق شده است؛ ضمن اینکه رودخانه کارون که روزی پرآبترین رودخانه کشور و قابل کشتیرانی بود، اکنون با غلبه آب شور دریا مواجه شده و نیاز فوری به لایروبی دارد.»
به گفته این مسئول، وقتی اهواز و حمیدیه غلظت گرد و غبار تا ۶۷ برابر حد مجاز را تجربه میکنند، دیگر با یک مسئله محلی طرف نیستیم؛ با بحران سلامت عمومی، تعطیلیهای مکرر، افت بهرهوری و تشدید مهاجرت مواجهایم. باید اعلام کنیم حل ریزگردها و اصلاح حکمرانی آب، بدون ورود جدی دولت در سطح ملی و پیگیری بینالمللی به نتیجه پایدار نمیرسد.
خوزستان پس از جنگ رمضان، همزمان با دو موضوع ترمیم و سازندگی و چالشهای انباشته روبهروست. بازآفرینی خرمشهر اگر زمانبندی دقیق و خروجی قابل سنجش داشته باشد، میتواند نشانهای از تغییر رویکرد باشد. بازسازی واحدهای آسیبدیده اگر عادلانه، سریع و شفاف پیش برود، میتواند اعتماد اجتماعی را حفظ کند و مقابله با ریزگردها و بحران آب اگر ملی دیده شود، میتواند نفس استان را به زندگی برگرداند. خوزستان امروز بیش از هر زمان، به همافزایی واقعی دستگاهها و حمایت ملی نیاز دارد؛ نه فقط برای ساختن دیوارها، بلکه برای بازگرداندن امید به شهرهایی که زیر غبار و ترکش، هنوز ایستادهاند.