با دکترحمیدضا مقدمفر، صاحبنظر و کارشناس مسائل سیاسی گفتوگو کردیم تا ضمن بازخوانی ضرورت وحدت ملی در شرایط کنونی، رهیافتهای تحقق و تعمیق آن را مورد بررسی قرار دهیم. جوان آنلاین: دوران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ تروریستی دی ماه، بار دیگر مسئله راهبردی انسجام ملی را به عنوان یک اولویت اساسی در برابر دیدگان همگان قرار داد. در آن شرایط حساس، مردم و مسئولان بار دیگر به اهمیت این اصل بنیادین پی بردند، همانگونه که رهبر معظم انقلاب همواره بر ضرورت وحدت میان تمام ارکان کشور تأکید داشتهاند. در همین رابطه با دکترحمیدضا مقدمفر، صاحبنظر و کارشناس مسائل سیاسی گفتوگو کردیم تا ضمن بازخوانی ضرورت وحدت ملی در شرایط کنونی، رهیافتهای تحقق و تعمیق آن را مورد بررسی قرار دهیم.
در برهه کنونی و در شرایط عبور از جنگهای ترکیبی و چندلایه دشمنان، انسجام ملی چه معنایی یافته و چرا لزوم حفظ آن در جامعه به خوبی درک شده است؟
وحدت ملی و انسجام داخلی چه در جنگ سخت و چه در جنگ نرم، عاملی سرنوشتساز و تعیینکننده است. در جنگ ۱۲روزه، تجربهای تلخ در این زمینه داریم. وحدت ملی به مثابه پدافند اجتماعی، یکی از رموز پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است، اما در همان جنگ ۱۲روزه، وقتی دشمن صهیونیستی به ما حمله کرد، پیش از آنکه فرماندهان، دانشمندان و مردم را هدف قرار دهد، ابتدا سامانههای پدافندی ما را از کار انداخت. با از کار افتادن پدافند، آسمان کشور بیحفاظ ماند و نقاط مختلفی هدف قرار گرفت، نتیجه آنکه بیش از هزار نفر از مردم و دانشمندان به شهادت رسیدند. در جنگ نرم نیز ماجرا به همین شکل است. انسجام ملی و وحدت داخلی، همان نقش پدافند را ایفا میکند؛ یک پدافند اجتماعی؛ پدافندی که اگر از کار بیفتد، دشمن میتواند هر نقطهای را هدف قرار دهد، اما اگر انسجام ملی داشته باشیم، این انسجام، چون سپری حفاظتی از کشور و مردم حراست میکند و دشمن را از هدفگیری جامعه ناامید میسازد. پس در جنگ نرم و عرصه اجتماعی، این انسجام و اتحاد مقدس، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، نقشی کاملاً تعیینکننده دارد. اگر یکپارچگی مردم، همراهی آنها با یک هدف مشترک و تمرکز بر محور رهبری که جامعه را هدایت میکند، از میان برداشته شود، دشمن میتواند هر هدفی را نشانه بگیرد و جامعه را دچار تزلزل کند. امروز نیز دشمن دقیقاً بر همین نقطه تمرکز کرده است، یعنی نخستین عرصه تهاجم او، نشانهرفتن انسجام ملی است، زیرا دشمن به خوبی میداند که اگر جامعهای دچار دوقطبیها یا چندقطبیها در موضوعات گوناگون شود و وحدت خود را از دست بدهد، در آن هنگام میتواند به کشور آسیب وارد کند، پس وحدت ملی همان نقش پدافند اجتماعی را ایفا میکند؛ پدافندی که دشمن را از نگاه بد و طمع به کشور و ملت، ناامید میسازد.
به نظر شما با توجه به اینکه انسجام ملی نیازمند تقویت از یک سو و حفاظت در برابر آسیبها از سوی دیگر است، مسئولان کشور چه برنامههایی میتوانند برای تحقق همزمان این دو هدف داشته باشند؟
برای آنکه انسجام ملی هم حفظ و هم تقویت شود، باید از بروز اختلاف و چندگانگی جلوگیری کرد. این چندگانگیها ممکن است در میان مسئولان، میان بخشهایی از مردم، بین مردم و مسئولان یا میان حاکمیت و مردم در اشکال مختلف ظهور کند. آنچه اهمیت دارد این است که نگذاریم این اختلافات و چندگانگیها بروز و ظهور پیدا کند، البته اختلافات همواره وجود دارند و گاه حتی میتوانند مبارک باشند، به این معنا که خودِ این اختلافنظرها، انتقادها و مسائل موجود، اگر در چارچوب صحیح مطرح شوند، میتوانند مایه رشد و پویایی جامعه شوند. همواره مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز بوده است که میتوان انتقاد کرد، میتواند سلیقههای گوناگون در جامعه وجود داشته باشد و این هیچ اشکالی ندارد، اما اگر این سلیقهها و دیدگاههای گوناگون در عرصههای سیاسی، اجتماعی و جز آن، به انشقاق بینجامد و قطبیتهایی ایجاد کند، این امر میتواند هم به انسجام موجود آسیب بزند و هم مانعی برای ارتقا و تقویت آن باشد، بنابراین آن نقطهای که باید به دقت مراقبت شود، مسئله اختلافهاست. امروز قیمت و ارزش انسجام، فوقالعاده بالاست و هر چیزی بالاتر از آن، برای حفظ کشور، قابل فداکاری است. همانگونه که رهبر معظم انقلاب در پیام تشکر خود از ملت تأکید کردند، ارزش این انسجام بسیار بالاست، یعنی میتوان از بسیاری چیزها گذشت و کوتاه آمد تا وحدت کلمه آسیب نبیند، زیرا اگر این وحدت از بین برود، دشمن فرصت پیدا میکند، درست مانند همان جنگ سخت که پدافند ما را از کار میاندازد و آسمان را در اختیار موشکهای خود قرار میدهد. درس جنگ نرم نیز همین است، اگر انسجام ملی از میان برود، جامعه بیدفاع میماند. انسجام ملی و وحدت، نقش پدافند اجتماعی را ایفا و همچون حصاری حفاظتی از کشور حراست میکند.
با توجه به اینکه انسجام ملی در سطوح مختلف قابل تعریف است، اما متأسفانه در جامعه ما، به ویژه با فعالیت رسانههای معاند، شاهد وجود اختلافاتی هستیم. به نظر شما چه راهکارهایی میتواند مانع رشد این اختلافات شود یا حتی به کاهش و رفع آنها کمک کند؟
در بررسی مسئله اختلافات و چندگانگیها، باید میان دو نوع آن تفکیک قائل شد. برخی افراد ممکن است بر اساس نیت خود احساس کنند حق با آنهاست، اما شرایط کلی کشور را به درستی درک نمیکنند. در این موارد، باید با آنها گفتوگو کرد، تذکر داد و از طریق جهاد تبیین که دقیقاً برای چنین موقعیتهایی است، ارزش و قیمت انسجام ملی را برای گروههای مختلف اعم از نمایندگان مجلس، مسئولان، اقشار مختلف مردم و حتی عموم جامعه یادآور شد. باید به آنها فهماند که اگر وحدت از بین برود، کشور در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت، اما گاهی با افرادی مواجهیم که نه از روی غفلت، بلکه به عنوان عناصر نفوذی و با مأموریت مشخص برای ایجاد اختلاف، تضعیف وحدت و برهم زدن انسجام ملی عمل میکنند. اینجا دیگر راهکار گفتوگو مؤثر نیست. این عرصه، میدان عمل دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی و قضایی است تا صحنه را کنترل کنند و به این مأموران دشمن که با پوششهای مختلف در جایگاههای گوناگون حضور یافتهاند، اجازه ندهند به وظیفه خود عمل کنند. اتفاقاً یکی از شاخصهای مهم برای تشخیص دوست از دشمن، همین مسئله اختلافافکنی است.
همانطور که اشاره شد، برخی از روی نادانی و سهو دامنزننده اختلافند و برخی از روی مأموریت. هرچند نتیجه عمل هر دو یکسان است، یعنی تضعیف و از میان بردن انسجام و هر دو نیز به نوعی خیانت محسوب میشوند، اما باید مراقب بود و میان آنها تفاوت قائل شد. در بخش ناآگاهی و نادانی، چه مسئول و چه غیرمسئول، باید با تبیین و توضیح وارد شد، اما در آنجا که احساس میشود مأموریت و خصومتی در کار است، این وظیفه دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و قضایی است که سریعاً آنها را شناسایی کنند و در جای خود بنشانند و اجازه ندهند به اهداف شوم خود برسند.
جـریــانهــای سیـاسـی چــه نقشآفـرینـیای مـیتواننـد داشته باشـند؟
سلیقهها در اینجا تفاوتی نمیکند، چه جریان اصلاحطلب، چه اصولگرا و چه انقلابی، همه باید مراقب باشند. اگر از هر جریانی که باشد، فرد یا گروهی وارد عرصه اختلافافکنی و ایجاد چندقطبیها شود، چه در موضوعات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و هر عرصه دیگر، جامعه را دچار انشقاق خواهد کرد. در دل جریانهای سیاسی نیز باید نفوذیها را شناسایی کرد. گاه افراد جاهلی در همین جریانها حضور دارند، حتی در جریان انقلابی. ما افرادی را داشتهایم که هرچه به آنها تذکر داده میشود، نه توجه میکنند و نه میخواهند توجه کنند. در اینجا نیز وظیفه دستگاه اطلاعاتی است که ورود کند. چنانکه اخیراً در جریان برخی بیانیهها و موضعگیریهای جریان اصلاحطلب دیدیم، دستگاههای قضایی و امنیتی وارد عمل شدند. اینجا دیگر جایی برای مماشات نیست که افرادی با تحلیلها و مواضع غلط خود، جامعه را دچار تشویش، اطلاعات نادرست و موضعگیریهای اشتباه کنند. این اقدامات باعث ایجاد چندگانگی و اختلاف در جامعه میشود. هرکسی در هر جریانی که باشد، باید سریعاً از این اقدامات جلوگیری شود. وقتی از دل جریان اصلاحطلب چنین مسائلی بیرون میآید، این وظیفه دستگاه اطلاعاتی و امنیتی است که تشخیص دهد این افراد مأمور و عناصر نفوذی هستند یا بر اساس نادانی و جهالت عمل میکنند.