مادران ایرانی همچون مدیری توانمند با برقراری توازن میان درآمد و منابع با مصارف خانواده و اولویتبندی و قناعت توانستهاند مدیریت اقتصاد خانواده را به بهترین شکل ممکن پیش ببرند جوان آنلاین: مانند همیشه زنبیل خریدش را برداشت و راهی خیابان شد. به میوهفروشی که رسید، چشم چرخاند تا قیمتها را وارسی کند! به نظرش آمد مغازه ترهباری که چند خیابان آن طرفتر است، قیمتهای بسیار معقولتر و اقتصادیتری دارد. پس از مغازه بیرون آمد و به سمت ترهبار رفت. همچنان که در خرید گوشت و پروتئین و حتی درست کردن غذا هم همیشه قیمتها رو بالا و پایین میکند تا بتواند با کمترین هزینه بهترین غذایی که میتواند را سر سفره اعضای خانوادهاش بگذارد تا هم سلامت آنها تأمین و هم دخل و خرج خانه و خانواده جور شود! شاید خودش هم حواسش نباشد فراتر از آنچه میپزد و آماده میکند و سر سفره میگذارد، پیچیدن عطر غذایش در خانه و همان سفره سادهای که میچیند تا همسر و فرزندانش را دور هم جمع کند، نهایت اطمینان آرامش و امنیت روانی و عاطفی را به اعضای خانوادهاش هدیه میکند، به همین خاطر هم است که وقتی همسر و فرزندانش از غذایی که پخته و آنچه آماده کرده رضایت دارند، احساس آرامش میکند. همچون دوندهای که با موفقیت به خط پایان رسیده و برنده مسابقه است او هم حس میکند مسابقه زندگی را برده است!
زنان و مادران هرچند در ظاهر مدیران عاطفی خانواده هستند و سلامت روان فرزندان و سایر اعضای خانواده را با مدیریت عاطفیشان تضمین میکنند، اما در عمل بخش مهمی از مدیریت اقتصادی خانواده هم در دست مادران و زنان خانواده است؛ بخشی که شاید کمتر به چشم بیاید! این در حالی است که دو رکن اصلی اقتصاد و ساماندهی منابع یعنی تولید و مدیریت مصرف هر دو از مؤلفههای مهمی است که زنان نقش تعیینکنندهای در آن دارند. بر این اساس سالهای سال است زنان و مادران ایران حتی در سختترین شرایط و با دستان خالی، علاوه بر مدیریت عاطفی و روانی، اقتصاد خانواده را هم مدیریت و دخل و خرج آن را تراز کردهاند.
تراز کردن ترازوی دخل و خرج خانواده
خیلی چیزها در احساس امنیت دخیل است. برای آنکه احساس امنیت کنیم خیلی وقتها لازم است خاطرمان جمع باشد میتوانیم کاری را انجام دهیم و چیزی را تهیه کنیم، همچنان که بسیاری از مواقع امنیت با امنیت عاطفی گره خورده است، امنیت اقتصادی هم خودش بخش مهمی از امنیت روانی است، به خصوص در این روزهایی که شرایط اقتصادی در جامعه از همیشه پیچیدهتر و سختتر شده و ترازوی دخل و خرج مردم اصلاً باهم جور نیست، در چنین شرایطی انگار بیشتر از همیشه نیاز به مدیریت اقتصادی خانواده احساس میشود.
یک مدیر کاربلد که بداند چگونه میتواند با کمترین هزینه بیشترین بهرهوری را داشته باشد و از این رهگذر امنیت روانی و عاطفی را در میان اعضای خانواده مدیریت کند. در چنین شرایطی است که نقش و محوریت زنان و مادران خانواده بیشتر از همیشه خودنمایی میکند؛ مادرانی که عطر غذای ساده، اما پر مهرشان سراسر خانه را پر میکند و میکوشند با دودوتا چهارتا کردنهایشان همیشه سور و سات اعضای خانواده برقرار باشد، حالا گاهی کمی کمتر و گاهی کمی بیشتر!
مدیریت اقتصادی و روانی خانه و خانواده
مدیریت اقتصادی خانواده از سوی زنان به اشتغال و کمک آنها در تأمین خرج و مخارج خانواده محدود نمیشود، اتفاقاً خیلی وقتها مادران خانهدار ارزش افزوده بیشتری را در حوزه اقتصاد خانواده فراهم میکنند! ارزش افزودهای که کمتر دیده میشود.
گرچه چند سالی میشود مسئله ارزشگذاری کار خانگی مطرح شده و در پژوهشهای مختلف معادل ریالی برای کار زنان خانهدار در نظر گرفتهاند، اما قدر مسلم ارزشگذاری ریالی نمیتواند ارزش و جایگاه مدیریت عاطفی و اقتصادی زنان در خانه و خانواده را به خوبی و به شایستگی نشان دهد. بگذریم از اینکه هیچ موقع این معادل ریالی در هیچ کجا محاسبه و پرداخت نشده است!
از سوی دیگر چنین نگاهی گاهی اوقات نقش و جایگاه مادری و همسری را به خدمتدهندگی در خانه و خانواده فرو میکاهد! همچنان که جایگاه خانواده را هم به جایی که اعضای خانواده در آن خدمت میگیرند فرو میکاهد، به گونهای که اگر این خدمات خورد و خوراک یا شستوشو و نظافت را در خانه و خانواده دریافت نکنند، میتوانند آن را در جای دیگر دریافت کنند! ارزش کار زن در خانه بر مبنای محوریت فرهنگی تربیتی خانواده و حفظ خانواده و محور فرهنگ تربیتی جامعه است. همچنان که همین مادران و همسران با مدیریت اقتصادی خانواده میتوانند آرامش و امنیت روانی را به اعضای خانواده و به خصوص مرد خانواده هدیه کنند. این امنیت و آرامش هم به سطح جامعه تسری مییابد، اما موضوعات مهمی همچون قناعت یا صرفهجویی و مصرف بجا و اولویتبندی از جمله موضوعات مهمی هستند که میتوانند در مدیریت اقتصاد خانواده نقش مهم و تعیینکنندهای داشته باشند. از همین رو است که میتوان نقش زنان را در این مهم بسیار مهم و اثرگذار دانست و متوجه شد زنان حتی اگر شاغل هم نباشند، در عمل نبض مدیریت اقتصادی خانه و خانواده را در دست میگیرند تا همه چیز جلو برود.
نشستن پای حرفهای مدیران اقتصادی خانواده
شاید هیچ چیز به اندازه نشستن پای صحبتهای مادران نتواند ذهن ما را به نوع مدیریت اقتصادی آنها در خانه و خانواده نزدیک کند، به خصوص اینکه در نگاه اول به نظر میرسد مدیران اقتصادی خانواده پدران باشند چراکه دخل و خرج خانواده اغلب مسئولیتش بر دوش آنان است. با وجود این اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، کسانی که حقوق و درآمد پدرها را مدیریت و به گونهای برنامهریزی میکنند تا از کرایه خانه و هزینههای بزرگ گرفته تا خورد و خوراک و پوشاک و هزینههای تحصیل فرزندان و حتی پساندازی برای روز مبادا و آینده، مادران هستند! بنابراین بدیهی است زنان ما باید بسیار مدیر و مدبر باشند تا در این اوضاع اقتصادی بتوانند هم هزینههای خانواده را مدیریت و هم به گونهای برنامهریزی کنند که حقوق و درآمد محدود مرد خانواده به همه هزینهها برسد و به نوعی ترازوی دخل و خرج خانه و خانواده را تراز کنند.
«قناعت مادران ایرانی» گنجی تمامنشدنی
صرفهجویی و قناعت یکی از مهمترین ویژگیهای مادران ایرانی است که آنها را به گنجی تمامنشدنی متصل میکند! خانم حیدری زنی خانهدار است که با سه فرزند و همسرش خانواده پنج نفره را تشکیل میدهند. او درباره نوع مدیریت هزینههای خانواده اینگونه توضیح میدهد: «از آنجا که همسر من کارمند است، طبیعتاً درآمد زیادی ندارد و من ناگزیرم برای جور کردن دخل و خرج خانواده از بعضی چیزها چشمپوشی کنم. به طور مثال خیلی وقتها سراغ میوههای درجه یک نمیروم و از فروشگاههای ترهبار شهرداری که با هزینههای مناسبتری میشود محصولاتی مانند میوه و سبزیجات را از آنها تهیه کرد، خرید میکنم، البته بدیهی است که کیفیت محصولات میادین میوه و ترهبار به اندازه برخی از مغازههای دیگر بالا نیست، اما برای مدیریت دخل و خرج خانواده چاره دیگری نداریم.»
وی در عین حال تأکید میکند: «شاید مهمتر از ریز یا درشت بودن میوههایی که میخریم، استفاده درست و بجا از گروههای غذایی مختلف در سبد تغذیه خانواده مهم است، به همین خاطر هم سعی میکنم ترکیببندی استفاده از گروههای غذایی مختلف را در رژیم غذایی خانوادهرعایت کنم، البته گاهی وقتها با جایگزین! چراکه قیمت برخی از مواد غذایی مانند گوشت قرمز یا لبنیات بسیار رشد داشته است.»
خانم حیدری میگوید: «با توجه به قیمت بسیار بالای گوشت، لبنیات و حتی حبوبات، برای تأمین پروتئین اعضای خانواده از پروتئینهای ارزانتری که در دسترس است استفاده میکنم، مانند پروتئینهای گیاهی یا تخم مرغ و امثال آن!»
مدیریت مصرف و برنامهریزی
در کنار قناعت برنامهریزی و مدیریت مصرف در خانه و خانواده است که میتواند به مدیریت اقتصادی این واحد مهم و حیاتی جامعه کمک کند. خانم حسینی هم شغل همسرش آزاد است و دو فرزند دارد. این مادر هم با تأکید بر اینکه به دلیل گرانیها و کاهش قدرت خرید مردم درآمد مشاغل آزاد هم کاهش داشته است، میگوید: «من هم ناگزیرم برای جور کردن دخل و خرج خانواده برنامهریزی دقیقی داشته باشم، به خصوص اینکه مشاغل آزاد درآمد ثابت و مشخصی ندارند که بشود برای آن برنامهریزی داشت، به همین خاطر همیشه مواقعی که پول بیشتری در دسترس داریم، برای مواقعی که ممکن است وضعیت بازار خراب شود، پسانداز میکنیم.»
او که خودش چرخ خیاطی کوچکی در خانه دارد، میافزاید: «از طرف دیگر سعی میکنم تا حد امکان هزینههای خانواده را کاهش دهم، مثلاً خودم برای دخترانم و گاهی برای همسرم لباس میدوزم تا هزینههای خریدمان کاهش پیدا کند.»
خانم حسینی با تأکید بر اینکه تفریح و گذراندن اوقات فراغت هم یکی از موضوعات مهم در بالا بردن روحیه اعضای خانواده و تخلیه هیجانات منفی آنها محسوب میشود، میافزاید: «من معمولاً به گونهای برنامهریزی میکنم که تفریحاتمان با کمترین هزینه انجام شود، به طور نمونه خیلی وقتها غذایی ساده درست میکنم و با همسرم و فرزندانم برای ساعتی به پارک یا طبیعت میرویم و ساعتی را به تفریح و سرگرمی میگذرانیم.»
وی میافزاید: «شاید خیلی از افراد برای تفریح به رستوران یا شهربازیها و اماکنی که هزینه دارد، بروند، اما طبیعتاً با این وضعیت اقتصادی چنین تفریحاتی برای طبقات متوسط و ضعیف جامعه بسیار محدود شده است ولی این دلیل نمیشود تفریح و سرگرمی را از زندگیمان حذف کنیم بلکه میتوان با هزینههای کمتر تفریح هم داشت!»