سفر رئیسجمهور به گلستان میتواند آزمون تصمیمگیری در برابر بحرانهای انباشته زیستمحیطی و اجتماعی این استان باشد جوان آنلاین: آشوراده به عنوان تنها جزیره دریای خزر، نشانهای است از نسبت دولت با محیطزیست، توسعه و صدای مناطق فراموششده. در سفر هفته گذشته رئیسجمهور دکتر مسعود پزشکیان به استان گلستان و حضور او در گرگان، خلیج گرگان و جزیره آشوراده، فرصتی بود تا صدای محیطزیست بیواسطه به دولتمردان برسد. جایی که بحران آب، خشکی تدریجی، تهدید ریزگردهای نمکی و بلاتکلیفی ۲۰ساله طرحهای گردشگری، همزمان روی میز دولت قرار گرفت. این سفر، برخلاف بسیاری از سفرهای استانی، بیش از آنکه حول پروژههای عمرانی متعارف بچرخد، صحنه طرح مطالبات زیستمحیطی و اجتماعی بود؛ مطالباتی که اگرچه سالها از سوی کارشناسان و مردم محلی مطرح شده، اما حالا با ادبیاتی صریحتر و هشدارآمیزتر بیان شد. نمایندگان مجلس، نماینده ولیفقیه و مدیران محلی، با استناد به آمار و مصوبات اجرا نشده، از خلیجی گفتند که ۳۳درصد آن خشک شده و از جزیرهای که اگر امروز به داد آن نرسند، فردا دیگر نفسی باقی نمیماند که موضوع گردشگری مطرح شود. سفر رئیسجمهور به گلستان را میتوان لحظهای دانست که «صدای آشوراده و خلیج گرگان» از سطح محلی عبور کرد و به مطالبهای ملی بدل شد؛ مطالبهای که پاسخ به آن، معیاری برای سنجش جدیت دولت در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی و اجتماعی خواهد بود.
خلیج گرگان سالهاست در سکوت، کوچک میشود؛ نه با یک فاجعه ناگهانی، بلکه با عقبنشینی تدریجی آب، افزایش شوری و از دست رفتن کارکردهای طبیعی و البته بیتوجهی مدیران. همین «آرامبودن بحران» باعث شده هشدارها بارها شنیده شود ولی به اقدام مؤثر نرسد. اما در سفر اخیر رئیسجمهور به استان گلستان و در نشست شورای اداری استان، این سکوت شکسته شد. بر همین اساس، نماینده مردم غرب گلستان، با یادآوری مصوبات بلاتکلیفمانده، مسئله را از سطح استان فراتر برد و آن را یک هشدار ملی دانست و گفت: «اگر امروز برای احیای خلیج گرگان اقدام نکنیم، در سالهای آینده هزینههای چندبرابری بر کشور تحمیل خواهد شد.»
به گفته جلال ایری، حدود ۲۰مصوبه در ستاد ملی احیای تالابها و خلیج گرگان به تصویب رسیده، اما خروجی عملی آنها بسیار محدود بوده است. او تأکید کرد: «از این مصوبات تاکنون تنها لایروبی کانال آشوراده اجرایی شده و لازم است موضوع انتقال یا پمپاژ آب از دریایخزر به خلیج گرگان هرچه سریعتر عملیاتی شود.»
آنچه این سخنان را فراتر از یک مطالبه محلی میکند، پیوند مستقیم بحران خلیج با امنیت غذایی، کشاورزی و حتی سلامت اجتماعی منطقه است. خلیج گرگان، نقش ضربهگیر اقلیمی شمال گلستان را دارد و تضعیف آن، به معنای باز شدن مسیر ریزگردهای نمکی و تخریب اراضی کشاورزی است؛ سناریویی که تجربه تلخ دریاچه ارومیه، آن را کاملاً قابل پیشبینی کرده است.
۲۰سال بلاتکلیفی میان توسعه و حفاظت
در سفر رئیسجمهور به گلستان، «آشوراده» نه یک زیست بوم گرفتار و پروژهای برای مانور وعدههای مسئولان، بلکه در جایگاه یک نماد از بنبست مدیریتی مطرح شد. جزیرهای که روزگاری آن را موتور گردشگری گلستان اعلام میکردند، حالا بیش از هر چیز در معرض تهدید زیستمحیطی قرار دارد.
نماینده ولیفقیه در گلستان، با مرور دو دهه پیگیری این پرونده، گفت: «۲۰ سال است که طرح گردشگری جزیره آشوراده را پیگیری میکنم. این پروژه مهمترین ظرفیت گردشگری استان است و در کنار دیوار تاریخی گرگان میتواند به یک جاذبه جهانی تبدیل شود.»
آیتالله سیدکاظم نورمفیدی بلافاصله هشدار داد؛ خطر اصلی، فراتر از تعلل اداری است و ادامه داد: «خشک شدن ۳۳درصدی آب خلیج گرگان نهتنها آشوراده را از بین میبرد، بلکه فاجعهای بهمراتب سهمگینتر از دریاچه ارومیه رقم خواهد زد.»
در این نگاه، آشوراده دیگر مسئله «گردشگری یا محیطزیست» نیست؛ بلکه مسئله «بقا» ست. اگر خلیج احیا نشود، اساساً موضوع گردشگری منتفی میشود. نماینده ولیفقیه در گلستان با اشاره به خطر ریزگردهای نمکی تأکید کرد که پیامدهای این بحران، نهتنها گلستان، بلکه استانهای همجوار را نیز تحتتأثیر قرار میدهد.
این صحبتها و هشدارها، آشوراده را به شاخصی برای سنجش رویکرد دولت تبدیل کرده است و باید پرسید: «آیا دولت میتواند همزمان حفاظت و بهرهبرداری عقلانی را پیش ببرد، یا این پرونده نیز به فهرست پروژههای نیمهتمام دو دهه اخیر افزوده خواهد شد؟»
ضمن اینکه نماینده ولیفقیه در گلستان با اشاره به پروژههای نیمهتمام در استان گلستان یادآور شد: «پتروشیمی یکی از مهمترین پروژههای اقتصادی است که بیش از ۹۰هزارنفر از مردم این استان سهامدار بوده و در دولت شهید رئیسی تمام مشکلات این پروژه عظیم با هماهنگی سهقوه قضائیه، مجریه و مقننه حل شده و روی ریل اجرا قرار دارد که با اجرای اقدامات نهایی گره کور آن باز خواهد شد.»
آیتالله نورمفیدی افزود: «خط راهآهن گلستان به ترکمنستان در دولت گذشته مطرح شد و اقدامات اولیه مانند ریلگذاری ۷۰۰ کیلومتری در کشور ترکمنستان، ۱۴۰کیلومتر از سمت داغستان و ۸۰کیلومتر در ایران و شمال گلستان اجرا شد و قرار بود با برقی شدن این ریل سالانه ۱۰میلیونتن بار جابهجا شود، اما پیشنهاد میشود به جای اتصال این خط، ادامه خط ریلی اینچهبرون به آزادشهر پیگیری شود تا در سالهای آینده اتصال این ریل به شاهرود یا مشهد مقدس به نتیجه برسد.»
نامتوازن و مطالبات انباشته
سفر رئیسجمهور به گلستان، فقط درباره محیطزیست نبود. بحران خلیج و آشوراده، بر بستری از مشکلات اجتماعی و اقتصادی مزمن شکل گرفته است؛ مسائلی که در دیدار دکتر پزشکیان با نمایندگان استان در مجلس، بیپرده مطرح شد. نماینده مردم غرب گلستان، از نرخ بیکاری ۲۳درصدی گمیشان بهعنوان یک زنگ خطر یاد کرد و راهکار را در فعالسازی بازارچه مشترک مرزی ایران و ترکمنستان دانست. ایری گفت: «راهاندازی این بازارچه میتواند تحرک اقتصادی قابل توجهی در منطقه ایجاد کند.»
او همچنین از بلاتکلیفی بیمارستان گمیشان انتقاد کرد و گفت که برای تکمیل این پروژه، ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز است؛ رقمی که در مقایسه با هزینههای اجتماعی ناشی از نبود خدمات درمانی، چندان بزرگ به نظر نمیرسد.
مشکلات شرق استان را هم نماینده مردم گنبدکاووس با تصویری تکاندهنده از بیآبی ارائه داد و گفت: «پس از گذشت ۴۷سال از عمر انقلاب، ۱۴روستای گنبدکاووس هنوز با تانکرهای دوران دفاعمقدس آبرسانی میشوند. این وضعیت توهین به مردم است.» حکیم آقآرکاکلی با تأکید بر نقش راهبردی مرزهای گلستان، یادآور شد که امنیت پایدار، بدون رفاه اجتماعی، ناقص خواهد بود. وی همچنین خواستار آغاز عملیات احداث کریدور ترانزیتی شمال–جنوب از مسیر اینچهبرون شد؛ پروژهای که میتواند گلستان را از بنبست جغرافیایی خارج کند.
شنیدهشدن صدا، آغاز راه است
در ادامه حضور رئیسجمهور در استان گلستان و دیدارها و گفتوگوهایش، دبیر مجمع نمایندگان گلستان، ریشه بسیاری از مشکلات را در خامفروشی محصولات کشاورزی عنوان کرد.
عبدالغفور امانزاده با بیان اینکه مشکلات را باید در سطح کلانتر ببینیم، گفت: «گلستان یکی از غنیترین زیستبومهای کشاورزی کشور را دارد، اما نبود صنایع تبدیلی و زنجیره ارزش، مانع توسعه شده است. این کمبودها، پیوند مستقیمی میان بحران محیطزیست و اقتصاد ایجاد میکند، یعنی بدون آب و اقلیم پایدار، کشاورزی هم آیندهای نخواهد داشت.»
حالا این صحبتها یک پرسش کلیدی را پیش روی دولت گذاشته و آن هم اینکه آیا گلستان، سهم عادلانه خود از توسعه ملی را دریافت کرده است؟
سفر رئیسجمهور به گلستان، دستکم یک دستاورد روشن داشت و اینکه صدای آشوراده و خلیج گرگان شنیده شد؛ صدایی که نه فقط بهعنوان دغدغهای محلی، بلکه بهعنوان هشداری ملی و نالهای که سالها به گوش میرسید، اما بیتفاوت از کنارش میگذشتند. اما شنیدهشدن، پایان کار نیست. خلیج گرگان با زمان رقابت میکند و آشوراده در مرز بازگشتناپذیری قرار دارد. تصمیمهای امروز دولت، تعیین خواهد کرد و نشان میدهد این سفر، نقطه عطف احیای شمال گلستان میشود یا فقط به فهرست هشدارهای ثبتشده قبلی اضافه خواهد شد.