
آمارهای رسمی و غیررسمی، یک واقعیت انکارناپذیر را نشان میدهد: اقبال کودکان و نوجوانان به بازیهای رایانهای بهصورت فزاینده و روبهرشد در حال افزایش است. بازی دیگر یک سرگرمی حاشیهای یا موقتی نیست؛ بلکه به یکی از اصلیترین زیستجهانهای نسل جدید تبدیل شده است. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این نیست که «آیا بازی مهم است یا نه؟» بلکه این است که این زیستجهان توسط چه کسی و با چه روایتی مدیریت میشود.
در جهان امروز، صنعت بازیهای رایانهای یک صنعت چندوجهی است؛ صنعتی که همزمان اقتصاد، فرهنگ، آموزش، هویت و حتی امنیت نرم را تحت تأثیر قرار میدهد. کشورهایی که این واقعیت را زودتر درک کردند، بهجای مواجهه سلبی با بازی، مسیر توسعه بومی، هدایت هوشمند و سیاستگذاری فعال را در پیش گرفتند. نتیجه آن، شکلگیری بازارهای قدرتمند داخلی، اشتغال گسترده برای جوانان خلاق و مهمتر از همه، تولید محتوایی متناسب با ارزشها و نیازهای بومی بود.
در ایران نیز جامعه هدف این صنعت، پیشاپیش شکل گرفته است. میلیونها کودک و نوجوان ایرانی هر روز ساعتهای قابلتوجهی را در فضای بازیهای دیجیتال سپری میکنند. نادیدهگرفتن این واقعیت، به معنای واگذاری کامل این میدان به محصولات وارداتی و روایتهای غیرایرانی است. خلأ سیاستگذاری، خود بهتنهایی یک تصمیم پرهزینه است.از این منظر، شکوفاسازی صنعت بازیهای رایانهای در کشور، یک انتخاب تجملی یا فرهنگی صرف نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی است. تحقق این هدف، بدون تقویت نهادهای تخصصی ممکن نخواهد بود. در این میان، بنیاد ملی بازیهای رایانهای نقشی کلیدی و غیرقابل جایگزین دارد. این نهاد، اگر از حمایت مؤثر برخوردار باشد، میتواند محور سیاستگذاری، تنظیمگری، حمایت از تولیدکنندگان داخلی و هدایت محتوایی این صنعت باشد.
حمایت از بنیاد ملی بازیهای رایانهای باید بهصورت مشخص در دستور کار دولت، مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای ذیربط قرار گیرد؛ حمایتی که صرفاً به بودجه محدود نشود، بلکه شامل ثبات در تصمیمگیری، اختیارات روشن، هماهنگی بینبخشی و پرهیز از نگاههای سلیقهای و مقطعی باشد. صنعت بازی، بیش از هر چیز، به اعتماد، پیشبینیپذیری و نگاه بلندمدت نیاز دارد.
نباید فراموش کرد که بازیهای رایانهای، تنها مصرفکننده وقت کودکان نیستند؛ بلکه میتوانند ابزار آموزش، تقویت مهارتهای شناختی، کار گروهی، حل مسئله و حتی انتقال مفاهیم هویتی و تاریخی باشند. اما این ظرفیت، زمانی بالفعل میشود که سیاستگذار بهجای رویکرد انفعالی، نقش هدایتگر و تسهیلگر را ایفا کند.در نهایت، آینده این میدان، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال شکلگیری است. یا با سرمایهگذاری هوشمند و حمایت نهادی، آن را به فرصتی برای رشد فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل میکنیم، یا با بیتوجهی، هزینههای اجتماعی و هویتی آن را در سالهای پیشرو پرداخت خواهیم کرد. صنعت بازیهای رایانهای، امروز مسئله کودکان است؛ فردا مسئله جامعه خواهد بود.