فیلم سینمایی «جانشین» دومین تجربه کارگردانی مهدی شامحمدی پس از «مجنون» است جوان آنلاین: فیلم سینمایی «جانشین» دومین تجربه کارگردانی مهدی شامحمدی پس از «مجنون» است؛ فیلمی که اینبار سراغ پرترهای از شهید حسین املاکی، معاون لشکر قدس گیلان و از فرماندهان شاخص جبهه غرب میرود؛ چهرهای که به «همت گیلان» شهرت داشت و نقش مؤثری در حفظ و تثبیت جبهه غرب در سالهای میانی جنگ ایفا کرد.
«جانشین» از حیث انتخاب سوژه، در ادامه موج پرترههای دفاع مقدس سالهای اخیر قرار میگیرد، اما در بافت جشنوارهای امسال که تنوع ژانری بیشتری نسبت به دورههای قبل دیده میشود، بهعنوان یک اثر پرترهمحور دفاع مقدسی، واجد توجه است. فیلم با یک نمای معرّف بسیار خوب آغاز میشود؛ نمایی که در کوتاهترین زمان، هم موقعیت جغرافیایی (کردستان سال ۱۳۶۶) را تثبیت میکند و هم تصویری رفتاری از شخصیت اصلی ارائه میدهد. واکنش شهید املاکی به یک دختربچه، در دل فضایی خشن و ناامن، شناختی اولیه از منش کاراکتر به مخاطب میدهد. حضور پنج انسان به دار آویختهشده، بهدرستی خفقان حاکم بر شهر و میزان خشونت را القا میکند و همزمان ما را وارد بستر یک عملیات سری میکند که املاکی به همراه کیارش درگیر آن هستند.
این شروع، دقیق، موجز و از حیث میزانسن و قاببندی، حسابشده است، اما مشکل از جایی آغاز میشود که فیلم در ادامه، توان انتخاب و تمرکز روایی خود را از دست میدهد. «جانشین» بهوضوح با فیلمنامهای شلخته مواجه است، گویی کارگردان تصمیم گرفته هرآنچه از زندگی، خاطرات و وجوه شخصیتی شهید املاکی میداند، بدون اولویتبندی و انتخاب، به تصویر بکشد.
نتیجه، انباشت خردهروایتهایی است که نهتنها به پیشبرد درام کمک نمیکنند، بلکه ایده محوری فیلم را هم دفن میکنند.
در حالی که فیلم یک ایده مرکزی بالقوه بسیار جذاب در اختیار دارد: فرماندهی که پس از درگیری با منافقین، در بحبوحه یک عملیات شناسایی حساس، دچار فراموشی مقطعی میشود؛ عملیاتی که جز خودش و همراهش ناصر (که مفقود شده) کسی از جزئیات آن خبر ندارد. این موقعیت میتوانست به تنهایی ستون فقرات درام باشد؛ چالشی همزمان بیرونی و درونی که فرمانده را در وضعیت تعلیق و بحران قرار میدهد، اما این ایده، در ازدحام سکانسهای زائد و روایتهای پراکنده، بیاثر میشود.
از منظر کارگردانی نیز با ناپیوستگی مواجهیم. فیلم دچار اضافهگویی است و سکانسهای متعددی دارد که حذف آنها لطمهای به روایت نمیزند. «جانشین» میتوانست در مدتزمانی کوتاهتر، منسجمتر و مؤثرتر روایت شود.
جلوههای ویژه مربوط به صحنههای عملیاتی، اگرچه پرزحمت و قابل احترام، اما فاقد تمایز بصری هستند، بهگونهای که حذف یا جایگزینی آنها، تأثیر معناداری بر هویت فیلم نمیگذارد و این برای یک اثر سینمایی دفاع مقدس، یک ضعف محسوب میشود.
در بخش بازیها، آرمان درویش در نقش شهید املاکی، با توجه به تفاوت این نقش و پیچیدگیهای روانی آن، بازی قابل قبولی ارائه میدهد و تا حد زیادی شخصیت را باورپذیر میکند.
شکیب شجره در نقش فرامرز نیز فارغ از ضعف لهجه، از تواناییهای بازیگری خود برای جانبخشی به رابطه رفاقتی با املاکی استفاده میکند؛ رابطهای که میتوانست به یکی از نقاط دراماتیک فیلم تبدیل شود، اما پرداخت عمیقتری پیدا نمیکند.
در مقابل، ناترازی محسوسی میان بازیگران وجود دارد و بسیاری از نقشهای فرعی، بهویژه در حلقه اطراف املاکی، فاقد کیفیت بازیگری لازم هستند. مسئله لهجه گیلکی نیز یکی از ضعفهای جدی فیلم است؛ ضعفی که با توجه به تجربههای متعدد مخاطب سینما و تلویزیون در این زمینه، قابل چشمپوشی نیست.
با اینهمه، «جانشین» یک نکته قابلتوجه دارد که آن را از بسیاری از پرترههای سالهای گذشته متمایز میکند؛ نمایش صریح وجوه مذهبی و انقلابی شخصیت. برخلاف آثاری که فرماندهان شهید را در قالب چهرههایی خنثی، سکولار یا صرفاً ملیگرا بازنمایی میکردند، فیلم نشان میدهد رضایت امامخمینی، در کنار رضایت مردم و خدا، برای شهید املاکی معیار انگیزهبخشی است.
تصویر نماز خواندن او یکی از وجوه مذهبی و هویت اعتقادی شخصیت است و این، یکی از معدود انتخابهای آگاهانه و قابل دفاع فیلم است. در مجموع، «جانشین» فیلمی است با سوژهای ارزشمند و شروعی دقیق که به رغم تجربه نسبتاً موفق کارگردانش در «مجنون»، فرصت تبدیل شدن به یک پرتره ماندگار را از دست میدهد.