کد خبر: 1342403
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۲۰
نگاهی به فصل دوم سریال «وحشی» به کارگردانی هومن سیدی
درامی درباره انتخاب‌هایی که بی‌هزینه نیستند «وحشی» فصل دوم یکی از معدود تولیدات ایرانی این سال‌هاست که با هوش فرمی و پرهیز از اخلاق‌گرایی کلیشه‌ای و توجه به جزئیات شخصیت‌ها ساخته شده است. در حالی‌که بسیاری از سریال‌های پلتفرم‌های نمایش خانگی به سمت مصرفی شدن و سرعت‌زدگی رفته‌اند، «وحشی» فصل دوم با صبر و وسواس پیش می‌رود و از مخاطب می‌خواهد مشارکت کند، بفهمد و قضاوت کند. اگر قرار است سریال ایرانی در سطح جدی و جهانی حرف بزند، چنین تجربه‌هایی است که می‌تواند راه باز کند
ناصر سهرابی

جوان آنلاین: فصل دوم سریال «وحشی» به کارگردانی هومن سیدی تصویری جدید از مسائل و بحران‌های اجتماعی را پیش چشم مخاطب می‌گذارد و او را به چالش می‌کشاند. فصل دوم این سریال از همان قسمت‌های ابتدایی تکلیف خود را با مخاطب روشن می‌کند و نشان می‌دهد قرار نیست با سریالی ساده و دم‌دستی مواجه باشیم، بلکه با جهانی طرفیم که در آن مرز میان قربانی و مجرم، مظلوم و ظالم و حتی انسان و هیولا مدام جابه‌جا می‌شود. 

پختگی هومن سیدی 

هومن سیدی با تسلطی روزافزون بر ریتم بصری، چیدمان میزانسن و لحن روایی، فصل دوم را نه صرفاً ادامه فصل اول، بلکه بازنگری و بازتعریف آن بنا می‌کند. «وحشی» در فصل دوم به‌طرز محسوسی پخته‌تر، منسجم‌تر و از نظر شخصیت‌پردازی پیچیده‌تر شده؛ گویی سیدی فرصت داشته تا زمان بگیرد، نفس تازه کند و جهان شخصی‌اش را بی‌عجله و وسواس‌مندتر بسازد. 

داوود اشرف، محور اصلی سریال، در فصل دوم به مرحله‌ای از دگردیسی می‌رسد که دیگر نمی‌توان او را به‌سادگی با برچسب «شرور» یا «قربانی» فهمید. جامعه‌ای که داوود در آن زندگی می‌کند، با قواعد نانوشته و خشونتی نامرئی اداره می‌شود؛ جامعه‌ای که پیش از آنکه به فرد فرصت انتخاب بدهد، گناه و قضاوت را بر سرش فرود می‌آورد. داوود در فصل دوم سریال به دلیل مجموعه‌ای از فشار‌های روانی و اجتماعی به سمت هیولا شدن هل داده می‌شود؛ هیولایی که تماشایش نه ساده و سرگرم‌کننده، بلکه تلخ و تراژیک است. از این منظر، «وحشی» در فصل دوم سریالی درباره خشونت نیست و بیشتر سریالی درباره سازوکار تولید خشونت است. 

ارتقای کیفیت دراماتیک

در فصل دوم، لایه اخلاقی و گناه در متن به شکل پررنگ‌تری بازنمایی می‌شود. شخصیت‌ها در این فصل با انتخاب‌های دوگانه‌ای مواجهند که هر دو سوی آن تبعات دارد و هیچ انتخابی امکان «مصون ماندن» نمی‌دهد. داوود وقتی می‌خواهد از دروغ پرهیز کند آسیب می‌بیند، وقتی می‌خواهد راست بگوید آسیب می‌زند و وقتی تصمیم می‌گیرد سکوت کند باز هم فاجعه به شکل دیگری رخ می‌دهد. 

این الگوی تراژیک، فصل دوم را از یک سریال جنایی صرف بیرون می‌کشد و به قلمرو دراماتیکی نزدیک می‌کند که در آن گناه نه نتیجه کنش که نتیجه بودن است. این الگوی تراژیک، نسبت میان فصل اول و دوم را نیز روشن می‌کند؛ فصل اول ساختار بیرونی زندان را توصیف می‌کرد، فصل دوم زندان درونی و اجتماعی را، به همین دلیل روابط میان شخصیت‌ها پیچیده‌تر و کمتر قابل پیش‌بینی است؛ اعتماد شکننده‌تر است، وفاداری مبهم‌تر و عشق کارکردی‌تر. به بیان دقیق‌تر، فصل دوم روایتش را از سطح کنش‌ها به سطح انگیزه‌ها منتقل کرده و همین امر کیفیت دراماتیک اثر را ارتقا داده است. 

فیلمنامه در فصل دوم با وجود برخی کندی‌های قابل اشاره، در کلیت خود ساختارمندتر و هوشمندانه‌تر شده است. خطوط فرعی فصل اول که گاهی به‌خاطر تکثر شخصیت‌ها به حاشیه‌روی نزدیک می‌شد، در فصل دوم منطقی‌تر به هسته اصلی داستان متصل است. گفت‌و‌گو‌ها کوتاه‌تر، کارکردی‌تر و کمتر احساسی هستند. یکی از نقاط قوت فصل دوم در فیلمنامه، توانایی آن در خلق موقعیت‌های دوگانه اخلاقی است؛ موقعیت‌هایی که مخاطب را وادار می‌کند قضاوت نکند یا اگر کرد، نسبت به قضاوتش احساس گناه داشته باشد. این کیفیت در آثار نمایشی ایرانی امروز کمیاب است، زیرا اکثریت تولیدات هنوز به فرمول‌های آشنا، ساده‌سازی شخصیت‌ها و قطبی‌سازی اخلاقی وابسته‌اند. 

دقت در جزئیات

نقطه قابل ستایش دیگر، طراحی جزئیات است؛ جزئیاتی که خود را نه در جلوه‌های بیرونی، بلکه در تنش‌های خرد میان آدم‌ها، سکوت‌ها، نگاه‌ها و لحظه‌های گذرا آشکار می‌کنند، حتی اشیا و فضا‌ها در «وحشی» نقش دارند: خانه‌ها، اتاق‌ها، خیابان‌ها و خودرو‌ها در این سریال صرفاً لوکیشن نیستند، ظرف روح شخصیت‌ها هستند. این نگاه یادآور سینمای شخصیت‌محور معاصر است که در آن محیط بخشی از روایت است. در فصل دوم «وحشی»، موسیقی نیز کارکردی فرمی و رفتاری دارد نه تزئینی. موسیقی در لحظاتی که انتظار اوج عاطفی می‌رود تعمداً غایب است؛ سکوت جای آن را می‌گیرد و همین سکوت شدت صحنه را افزایش می‌دهد. در مقابل، موسیقی در نقاطی که خشونت ناگهانی یا تهدیدی پنهان در حال شکل‌گیری است، زیرپوستی و کم‌دامنه عمل می‌کند، نه برای تحریک احساسات مخاطب، بلکه برای تنظیم تنفس دراماتیک صحنه. این شکل استفاده از موسیقی، فصل دوم را از تله سانتیمانتالیسم دور نگه می‌دارد و به سمت روایت سردتر و بی‌طرف‌تری می‌برد که در آن تماشاگر باید خودش احساس کند نه اینکه موسیقی به او القا کند. 

اما بیش از همه، فصل دوم «وحشی» میدان قدرت‌نمایی کارگردانی هومن سیدی است. سیدی در سال‌های اخیر از فیلم‌های ابتدایی‌تر مستنداتش فاصله گرفته و لحن سینمایی شخصی‌تری پیدا کرده است که در «مغز‌های کوچک زنگ‌زده» به اوج اولیه‌اش رسید و در فیلم‌های بعدی‌اش کامل‌تر و پخته‌تر شد. 

فصل اول «وحشی» با وجود کیفیت بالا، هنوز رد تردید و احتیاط را روی خود داشت، اما فصل دوم با اعتمادبه‌نفس بیشتری ساخته شده است. سیدی در فصل دوم با جسارت بیشتری روی سکوت‌ها، مکث‌ها و جنس خشونت کار می‌کند و در میزانسن‌ها به سمت قدرت روایی رفته است. او از اغراق و توصیف مستقیم پرهیز می‌کند و به جای آن اجازه می‌دهد رفتار، برخورد و فضای موقعیت معنای خود را منتقل کند. 

ارتقای فصل اول سریال

مهم‌تر آنکه سیدی در این فصل توانسته است میان پرسونای کارگردان مؤلف و نیاز‌های رسانه سریال‌سازی تعادلی واقعی ایجاد کند؛ تعادلی که در فصل اول هنوز لرزان بود، به همین دلیل می‌توان گفت فصل دوم نه ادامه فصل اول که ارتقای آن است؛ ارتقایی در بیان، جهان‌بینی و اعتماد به مخاطب. در عین حال، بازی هومن سیدی در فصل دوم به عنوان فیزیک جدیدی از شخصیت‌پردازی قابل توجه است. او نقشی را بازی می‌کند که اگر ذره‌ای زیاده‌خواهی یا نمایشگری در آن وجود داشت، به ابتذال احساسات یا تیپ‌سازی می‌رسید، اما با کمترین میزان بازی و بیشترین تکیه بر نگاه و بدن شخصیت ساخته می‌شود. 

سیدی بازیگری نیست که بخواهد قاب را از آن خود کند بلکه حضورش فضای بازی دیگران را تیره‌تر و بی‌ثبات‌تر و همین کیفیت به کارکرد روایی نقش کمک می‌کند. شخصیت او در سریال نه تزئینی است و نه ضمیمه‌ای برای عزتی، بلکه توازن نیرو و تضاد روانی ایجاد می‌کند. 

از حیث بازیگری، بازیگران نقش دختر و پسر همراه با شخصیت داوود نیز واجد اهمیت هستند، زیرا بخشی از کارکرد اجتماعی روایت از مسیر همین دو نگاه کودکانه و نیمه‌معصوم منتقل می‌شود. سریال با انتخاب هوشمندانه، نه از کودکان برای احساسات‌فروشی استفاده و نه آنها را ابزار مظلوم‌نمایی کرده است. بازی دختر و پسر در مرز باریکی میان گیجی، ترس و وفاداری می‌گذرد و همین حضور، سایه روانی داستان را عمیق‌تر می‌کند. این نگاه باعث می‌شود خشونت سریال نه صرفاً خشونت فیزیکی بزرگسالان، بلکه خشونت ناپیدای اجتماعی علیه نسل بعدی باشد. 

«وحشی» فصل دوم یکی از معدود تولیدات ایرانی این سال‌هاست که با هوش فرمی و پرهیز از اخلاق‌گرایی کلیشه‌ای و توجه به جزئیات شخصیت‌ها ساخته شده است. در حالی‌که بسیاری از سریال‌های پلتفرم‌های نمایش خانگی به سمت مصرفی شدن و سرعت‌زدگی رفته‌اند، «وحشی» فصل دوم با صبر و وسواس پیش می‌رود و از مخاطب می‌خواهد مشارکت کند، بفهمد و قضاوت کند. اگر قرار است سریال ایرانی در سطح جدی و جهانی حرف بزند، چنین تجربه‌هایی است که می‌تواند راه باز کند.

برچسب ها: سریال ، کارگردان ، فیلم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار