کد خبر: 1341378
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۰
گفت‌و‌گوی «جوان» با برادر و مادر شهیدمجید جابرکاصد از شهدای مقاومت عراق
پیروزی ایران بر صهیونیست‌ها دعای ما در جنگ ۱۲ روزه بود داعش به ابوقریب حمله کرده بود و برادرم و دوستانش برای مقابله با داعش رفته بودند که براثر انفجار بمب بدنش قطعه‌قطعه شد و به شهادت رسید. پیکر برادرم پاره‌پاره بود و ما فقط بخشی از اعضای بدنش را پیدا کردیم و در تشییع باشکوه عشایر در وادی‌السلام نزدیک حرم مولای‌مان امیرالمؤمنین به خاک سپردیم؛ برادرم مجید آروزی شهادت داشت
 اشرف فصیحی‌دستجردی

 جوان آنلاین: شهید مجید جابرکاصد از شهدای جبهه مقاومت عراق بود که در مبارزه با نیرو‌های امریکایی و داعش دست به سلاح برد و ۱۰ سال قبل در مبارزه علیه داعش به شهادت رسید. گروه خبری مؤسسه حفظ آثار شهدای دستجرد در سفری به عراق با شماری از خانواده شهدای مقاومت دیدار کردند. از جمله خانواده شهیدمجید جابرکاصد که شرحی از زندگی و شهادت وی در گفت‌و‌گو با برادرش ابوالقاسم و مادرش در ادامه می‌آید. 

پدر ۶ فرزند

شهیدمجید جابرکاصد از جمله شهدای مقاومت بود و در حالی که صاحب یک پسر و پنج دختر بود در جبهه مقاومت حاضر شد و در مبارزه با داعش به شهادت رسید. دیداری با خانواده شهید در بصره عراق داشتیم. میزبان به گرمی پذیرای ما شد و از اینکه حلقه اتصال بین شهدای مقاومت اینگونه برقرار شده است، خرسند شدند. دانستیم شهادت نقطه اتصالی است که رزمندگان جبهه مقاومت و حامیان این جبهه را با هم پیوند می‌دهد و به استحکام این پیوند کمک می‌کند. بین خانواده جبهه مقاومت از ایران تا عراق، سوریه و لبنان این نام شهیدان و مجاهدت‌های آنهاست که مایه استحکام این جبهه شده است. نام سیدشهیدان مقاومت سیدحسن نصرالله، نام فرمانده جبهه مقاومت حاج‌قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس دیگر مرز نمی‌شناسد. از همین‌رو در خانه هر شهیدی از جبهه مقاومت که حاضر می‌شویم خودمان را متصل به این حلقه مقاومت می‌بینیم. مثل همین خانواده شهید مقاومت عراق مجید جابرکاصد که دهه‌های بسیاری علیه نظام سلطه مبارزه کرده و در این مسیر عضوی از خانواده‌شان را تقدیم راه خداوند کرده‌اند. 

برادر شهید

دوران سخت

برادر مجید، ابوالقاسم نام دارد و در شرحی از زندگی شهید می‌گوید: «ما در شهر ناصریه زندگی می‌کردیم. خانواده ما دوران رژیم بعث صدام با رژیم مخالف بودند و به دلیل فشار‌های بعث بسیاری از خانواده و بستگان ناچار به ترک کشور شدند و برای در امان ماندن از رژیم راهی ایران شدند. خانواده ما و خانواده‌های بسیاری از جمله شیعیان امیرالمؤمنین متحمل رنج‌های بسیاری شدند، به گونه‌ای که رژیم بعث به از هر فرصتی برای فشار بر مخالفان خود بهره می‌برد، با این حال در آن دوران خیلی سخت ما در عراق ماندیم و علیه رژیم مبارزه کردیم و همانطور که خداوند وعده داده است رژیم بعث هم بعد از جنایت‌های بسیاری که مرتکب شد ساقط گردید و صدام هم به سزای اعمالش که اعدام بود، رسید.»

جبهه مقاومت

اختناق دوران رژیم بعث صدام و حمله داعش به عراق از دوران تاریک است که در تاریخ عراق ثبت شده، با این حال این شهید مقاومت در اوج سختی‌ها دست از یاری رساندن به دیگران هم برنداشت. 

برادر شهید در شرحی مختصر در این‌باره می‌گوید: «برادر شهیدم مجید سال ۲۰۰۷ به ارتش ملحق شد و شش سال بعد از آن در جنگ با داعش به شهادت رسید. در زمان تسلط رژیم بعث ما در اختناق زندگی می‌کردیم و درس خواندن هم به راحتی ممکن نبود، خصوصاً اینکه ما عشایر بودیم و مدام مجبور به جابه‌جایی بودیم برای همین شرایط ادامه تحصیل یا دشوار بود یا ممکن نبود. برادرم مجید درسش را نیمه‌تمام رها کرد و آنگونه که گفتم به ارتش ملحق شد. او در کنار جهاد در راه خدا همراه دوستانش گروهی تشکیل داده بودند که بخشی از فرصت خود را صرف کمک به مردم و رفع مشکلات آنها می‌کردند. کمک رساندن به دیگران از مهم‌ترین خصلت‌های شهید بود و فرصت زیادی را هم در فعالیت‌های مسجد می‌گذراند. برادرم با وجود اینکه خودش صاحب همسر و فرزند بود و برای تأمین معاش زندگی‌اش با مشکلات مواجه بود، اما یاری‌رساندن به دیگران از خصلت‌های او بود برای همین در زمان فراغت یا مرخصی تلاش خود را متوجه کمک به دیگران می‌کرد. او و دوستانش افراد نیازمند را شناسایی و در حد توان برای رفع نیاز‌های آنها تلاش می‌کردند. یکی از موضوعاتی که باعث خوشحالی شهیدمان می‌شد دعای خیری بود که همان افراد بدرقه راهش می‌کردند. از اینکه باعث شادی و نشاط خانواده‌های نیازمند شده بود همیشه احساس خوبی داشت و دعا می‌کرد که رضایت خداوند را همیشه به همراه داشته باشد.»

همنشینی با شهدا

شهید مجید جابرکاصد بخشی از فعالیت‌های خود را هم در مبارزه با نیرو‌های امریکایی صرف کرد و همراه گروهی که همراه دوستانش تشکیل شده بود، برای بیرون راندن امریکایی‌ها از کشور مبارزه می‌کرد. 

برادر شهید ادامه می‌دهد: «رسول سعیدی از دوستان صمیمی مجید و رسول ایرانی بود و از فرماندهان نظامی که خودش هم در جبهه مقاومت به شهادت رسید. حاجی‌فرهان هم از دوستان دیگر مجید بود که قرابت زیادی با هم داشتند که مجید و سعید هر دو به شهادت رسیدند. آنها هم علیه داعش و هم علیه امریکایی‌ها مبارزه می‌کردند. ما مخالف حضور امریکایی‌ها در عراق بودیم و بردارم و دوستانم هم در همان مسیر حرکت می‌کردند و برای بیرون راندن امریکایی‌ها مبارزه می‌کردند. 

داعش همانگونه که جنایت‌هایش نشان داده است با قساوت زیادی مرتکب جنایت می‌شدند و جبهه مقاومت علیه آنها مبارزه کرد. روشن است که جنایت‌های داعش نیاز به معرفی ندارد و آنقدر شناعت در رفتارشان وجود دارد که برای همه مردم جهان شناخته شده است. برادرم مجید و همرزمان شهیدش ابتدا برای زنده‌ماندن دین خداوند و همینطور برای قطع‌کردن دست جنایتکاران از سرزمین‌های مقاومت علیه آنها مبارزه کردند. دوران فعالیت داعش دوران تاریکی در تاریخ است که هرگز فراموش نمی‌شود. آنها جنایت‌هایی در عراق و سوریه مرتکب شدند که هرگز فراموش نمی‌شود. امروز این جنایت‌ها در تاریخ ثبت شده است. جنایت‌هایی که با کمک و همراهی غرب صورت گرفت و سبب شد ملت‌های عراق و سوریه متحمل خسارت‌های بسیاری شوند.»

نحوه شهادت

نحوه شهادت شهید مقاومت با اینکه دلخراش است، اما شهادت او مایه افتخار جبهه مقاومت است. برادر شهید می‌گوید: «برادرم مجید براثر بمب‌گذاری به شهادت رسید. حادثه همانطور که اشاره کردم ۱۰ سال قبل اتفاق افتاد. آن زمان داعش به ابوقریب حمله کرده بود و برادرم و دوستانش برای مقابله با داعش رفته بودند که براثر انفجار بمب بدنش قطعه قطعه شد و به شهادت رسید. پیکر برادرم پاره‌پاره بود و ما فقط بخشی از اعضای بدنش را پیدا کردیم و در تشییع باشکوه عشایر در وادی‌السلام نزدیک حرم مولای‌مان امیرالمؤمنین به خاک سپردیم. برادرم مجید آروزی شهادت داشت. شهادت برای رزمندگان جبهه مقاومت آرزوست و مثل تکلیف الهی که در قران سفارش شده به آن عمل می‌کنند و برادرم هم در همین مسیر اسلام و قرآن علیه دشمنان خداوند مبارزه کرد و ثمره خون شهیدمان و شهیدان جبهه مقاومت به سقوط داعش منجر شد.»

جنگ ۱۲ روزه

برادر این شهید مقاومت از آرزویی می‌گوید که خون‌های زیادی بابت محقق آن ریخته شده است. «امیدواریم در مبارزه علیه استعمار شیعیان متحد باشند. شب‌های جنگ ۱۲ روزه که ایران به طرف اسرائیل موشک شلیک می‌کرد ما حرکت موشک‌ها را در آسمان عراق مشاهده می‌کردیم و تا صبح بیدار بودیم و برای پیروزی رزمندگان جبهه مقاومت ایران دعا می‌کردیم. وقتی از حمله ایران به اسرائیل مطلع شدیم همه خوشحال بودیم. انگار مراسم عروسی برقرار بود و همه به هم تبریک می‌گفتیم. آرزو داریم همه مسلمان‌ها متحد باشند. مثل بعضی شیعیان که مخالف شیعیان دیگر هستند نباشند. درست است که بین ما مرز وجود دارد، اما همه مسلمانیم و زیر پرچم امیرالمؤمنین هستیم و شیعه بودن برای‌مان افتخار است. ما افتخار می‌کنیم که در راه اسلام شهید تقدیم کرده‌ایم. شهیدان مظهر ایستادگی در مقابل ظلم و تجاوز به کشورمان هستند. شهیدمجید جابر شجاعانه برای دفاع از دین و میهنش ایستاد و مبارزه کرد. شهدای اسلام همگی دارای خصلت‌های مشترک هستند. حالا که به سیره زندگی آنها نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که همگی زندگی خود را در پیروی از قرآن و ائمه دنبال کردند و به آنچه در این باره توصیه شده بود، عمل کردند و خداوند هم پاداش پایمردی آنها در ایستادگی در راه خداوند را با شهادت نصیب‌شان کرد. البته هستند خانواده‌های بسیاری در عراق که مانند ما فرزندان‌شان را در این راه تقدیم کرده‌اند. خوشحال هستیم که زیر پرچم مولای‌مان هستیم. این درد برای شیعیان، مختص امروز نیست، بلکه سال‌هاست. از آن روزی که پیامبر دست مولای‌مان حضرت امیرالمؤمنین را در غدیر بالا بردند و به عنوان جانشین معرفی کردند، درد و سختی و رنج ما شیعیان شروع شد و تاکنون ادامه دارد. می‌بینید که در تمام جهان خیلی‌ها ضدشیعیان هستند آن زمان که داعش وارد خاک ما شد، خیلی از ایرانی‌ها اینجا شهید شدند که بزرگ‌ترین‌شان سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی بود. ایرانی‌ها مقابل اسرائیل هم ایستادند. تاکنون هیچ کشوری جرأت نکرده بود به اسرائیل حمله کند حتی یک موشک هم به طرفش پرتاب نکرده بود، ولی ایران با این کارش برای ما افتخار و سربلندی به همراه آورد و این باعث سرافرازی ماست.»

وصیت شهید

برادر شهید به وصیت او هم اشاره‌ای دارد و می‌گوید: «وصیت برادر شهیدم به برادرانش و رفقایش این بود که تا می‌توانید به مردم کمک کنید. مثلاً من مکانیکی دارم اگر جایی ماشینی را خراب دیدم یا راننده‌ای پولی همراه ندارد من ماشینش را تعمیر می‌کنم. چون برادرم اینگونه خواسته است؛ این وصیت شهیدمان است. در قسمتی از وصیتنامه شهیدمان آمده است که در همه جا به مراجع رجوع کنید و ببینید آنها چه می‌گویند و هرگز خود را جلوتر از مراجع نبینید و حرکت نکنید. به همدیگر احترام بگذارید. برای دین اسلام خود را فدا کنید.»

مادر شهید

مادر شهید می‌گوید: «درست است که دلم از شهادت پسرم سوخت، اما او مانند همان رزمندگانی بود که در راه دفاع از اسلام جان خود را فدا کرد. این آرامش را به من می‌دهد که فرزندمان را در مسیر اسلام تقدیم کرده‌ایم. جوانان زیادی از عراق در راه دفاع از دین به شهادت رسیدند و پسرم هم همچون آنهاست و همه آنها هم مثل فرزندان من هستند. مسیری که همه شهدا طی می‌کنند و خون‌هایی که در این مسیر داده می‌شود، برای زنده‌نگه داشتن اسلام است و امروز برای ما هم افتخاری است که فرزندی از خودم را برای زنده نگهداشتن اسلام تقدیم کرده‌ام. امیدوارم که شفاعت شهدای اسلام نصیب ما شود و خداوند همواره پشتیبان جبهه مقاومت باشد تا ان‌شاءالله نظام سلطه ساقط شود. ختم از مؤسسه نشر آثار شهدای دستجرد هم تشکر می‌کنیم و به شما خوشامد می‌گوییم. اینجا عراق کشور دوم شما نیست، کشور شماست، خانه خود شماست و خوشحال شدیم که شما را دیدیم و با شما صحبت کردیم و از شما متشکریم.»

برچسب ها: شهدای مقاومت ، بصره ، عراق
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار