جنگ رمضان اگرچه حوادث تلخ و ناگواری، چون شهادت رهبر عزیز انقلاب، فرماندهان و مردم را به دنبال داشت؛ اما در عوض هم توان پاسخ شدید و کوبنده نیروهای نظامی ما را به رخ کشید و هم با رقم زدن مدیریت هوشمند تنگه هرمز، به دنیا نشان داد که ثبات اقتصاد جهانی بدون امنیت ایران بیمعناست.
اما این جنگ یک روی خوش دیگر هم داشت و آن هم نشان دادن وسعت همبستگی و اتحاد میان اقشار مختلف مردم در زمان تجاوز بیگانگان است. نمود بارز این همبستگی را میتوان در «پویش جانفدا» دید. پویشی که تاکنون بیش از ۲۹میلیون نفر در آن ثبتنام کردهاند و این رقم همچنان رو به رشد است.
مردم با مشارکت میلیونی در این پویش، نشان دادند که مانند همیشه پای کار کشور و انقلاب ایستادهاند. این میزان مشارکت، به نیروهای نظامی این پیام را داد که مردم در این جنگ تحمیلی، پشتیبان آنان هستند. بخش اقتصادی دولت هم نباید به سادگی از پیامهای این پویش گذر کند و لازم است برنامه مدونی در حوزههای اقتصادی به ویژه توسعه امنیتساز و بازدارنده ترسیم کند تا از این نعمت به خوبی استفاده شود.
اندیشکده حکمرانی هوشمند به وزارت امور اقتصادی و دارایی پیشنهاد میکند بر مبنای همین پویش جانفدا که یکی از مصادیق حکمرانی خوب و مشارکت مردم به شمار میرود و بر اساس شعار سال «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی»، تدوین سازوکاری برای تأمین مالی جمعی یا جمعسپاری (Crowd funding) را برای تأمین مالی پروژههای بسیار بزرگ و امنیتساز با تجمیع سرمایههای خرد، راکد و غیرمولد مردم تسریع کند.
این ابزار تأمین مالی که امروز به یکی از بخشهای جداییناپذیر اقتصاد جهانی تبدیل شده، از پیشینه طولانی برخوردار است و قبلاً امتحان خود را در اجرای پروژههای مهم و درآمدزا برای مردم پس داده است. کانال سوئز در مصر یکی از همین نمونههاست. این پروژه پس از سالها معطلی به دلیل عدم همکاری کشور فرانسه، با همین روش و تجمیع سرمایههای مردمی به بهرهبرداری رسید و باعث شد این سرمایهها به یک پروژه مهم ملی در سطح جهان و سودآور برای مردم این کشور و تمامی بهرهبرداران از آن تزریق شود.
در کشور ما فرصتها و کلانپروژههای متعددی وجود دارد که ابزار تأمین مالی جمعی با نگاه به پویش جانفدا میتواند نتایج درخشانی در آنها رقم بزند و منافع خوبی هم به مشارکتکنندگان برساند. مثلاً ما در بندر چابهار سالهاست معطل سرمایهگذار خارجی (همان کشور میزبان ناوشکن دنا) که اتفاقاً ارتباطات خوبی هم با رژیم صهیونیستی دارد، هستیم و با ادامه رویکرد فعلی، احتمال دنبالهدار شدن این معطلی طی سالهای آینده دور از ذهن نیست. با توجه به سرمایه بیش از ۹ هزار همتی مردم در کشور، آیا امکان جمعسپاری مالی مشابه آنچه در کانال سوئز اجرا شد، برای توسعه بندر چابهار، مسیرهای ترانزیتی شمال به جنوب، زیرساختهای تولید برق نوین و... در ایران وجود ندارد؟
بخش انرژی کشور، یکی دیگر از فرصتهایی است که میتوان با تأمین مالی جمعی، نتایج مطلوبی در آن رقم زد. امروز ابزار تأمین مالی جمعی تا حد بسیار زیادی میتواند به توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی و تبدیل نیروگاههای حرارتی به سیکل ترکیبی و ایجاد ارزش افزوده برای سرمایهگذاران کمک کند. استفاده از ابزار جمعسپاری مالی در پروژههای جذاب انرژی میتواند علاوه بر تأمین نیاز داخلی و رفع ناترازی، امکان ارزآوری هم برای کشور فراهم کند.
بخش حملونقل هم میتواند در این برنامهریزی دیده شود. مثلاً میتوان با سرمایههای خرد و راکد مردم، ناوگان حملونقل را نوسازی و سهم کشور از ترانزیت بینالمللی را افزایش داد. در کنار این موضوع، اگر مسیرهای کریدوری از جمله کریدور شمال- جنوب و مسیر شرقی- غربی و بنادر مهم از جمله بندر اقیانوسی چابهار را با استفاده از همین ابزار به قدری توسعه دهیم که منافع جهان مانند آنچه در تنگه هرمز رقم خورد، به این مسیرها و امنیت ایران گره بخورد؛ هم مشارکت مردم در تأمین امنیت کشور رقم خورده و هم آنان از منافع اقتصادی این توسعه امنیتساز بهرهمند شدهاند.
موضوع مشارکت جمعی در بخش مسکن هم قابل طرح است. این بخش به شدت تشنه سرمایههای مردمی است. وزارت اقتصاد در این بخش مسئولیت مستقیمی ندارد، اما سیاستهای این وزارتخانه در رابطه با ابزارهای تأمین مالی جمعی یا صدور مجوزهایی برای ایجاد آن ازسوی بخش خصوصی، میتواند شرایط را برای ورود بخشی از ۹هزار همت نقدینگی مردمی به اقتصاد مسکن فراهم کند تا هم بحران مسکن و اجاره در کشور تعدیل شده و هم سرمایهگذاران خرد و مردمی از به جریان انداختن سرمایههای اندک خود منتفع شوند.
وزارت اقتصاد یک شرکت به نام «شرکت فروش اموال مازاد بانکها» در ذیل خود دارد که این شرکت تاکنون نتوانسته چندان موفق عمل کند. یکی از دلایل عدم موفقیت این شرکت، رقمهای بالای اموال به فروش گذاشته شده است. در این بخش هم سیاستهای مالی مبتنی بر جمعسپاری میتواند راهگشا باشد و این اموال با تجمیع سرمایهها به فروش رسیده و عملاً مولدسازی حاصل شود.
در پایان، پویش جانفدا و حضور مداوم مردم در میادین و خیابانها، ثابت کرده که مردم پای کار انقلاب ایستادهاند و آمادهاند به هر طریقی در راستای دفاع از کشور و انقلاب مشارکت کنند. امروز با توجه به انسجام و همبستگی ویژه در بین آحاد ملت، این مشارکت را میتوان به صورت واریز مبالغی برای توسعه هرچه بیشتر صنایع تهاجمی و مدافع اقتصاد ایران، چون موشک، پهپاد و... تعریف کرد و حتی فراتر از آن، با جمعسپاری مالی، سازوکاری تعریف کرد تا این مبالغ به سمت توسعه امنیتساز رفته و البته منافع آن به صورت درآمد، به مردم بازگردد