زلزله بم فقط یک فاجعه طبیعی نبود؛ زخمی عمیق بر حافظه جمعی ایرانیان بود که هنوز داغ آن تازه است جوان آنلاین: زلزله بم فقط یک فاجعه طبیعی نبود؛ زخمی عمیق بر حافظه جمعی ایرانیان بود که هنوز داغ آن تازه است. فیلم «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی، به جای بازتولید اندوه یا بهرهبرداری احساسی از این فاجعه، به سراغ پرسشی اساسی میرود؛ در ۱۲ ساعت نخست یک بحران ملی، مسئولیت واقعی چگونه معنا پیدا میکند؟
فیلمی درباره زلزله بم
زلزله بم از آن دست وقایعی است که با گذشت سالها، نهتنها فراموش نشده، بلکه هر بار یادآوریاش، زخمی قدیمی را تازه میکند. هزاران جان از دسترفته، شهری ویران و مردمی که در بهت و فقدان رها شدند، اما در کنار این داغ بزرگ، یک واقعیت دیگر هم وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شدهاست: ۱۲ ساعت اولیه پس از زلزله؛ ساعاتی که نه رسانهها هنوز رسیدهبودند، نه ساختارهای رسمی بهطور کامل فعال شدهبودند و نه تصویر روشنی از ابعاد فاجعه وجود داشت. «احمد» دقیقاً در همین بازه زمانی نفس میکشد.
فیلم سینمایی «احمد» آگاهانه از بازسازی کامل فاجعه یا نمایش گسترده ویرانی پرهیز میکند. این یک انتخاب مهم است. ربیعی میداند که بازنمایی رنج، اگر به فهم منجر نشود، خیلی زود به مصرف احساسی بدل میشود؛ بنابراین تمرکز فیلم نه بر «فاجعه»، بلکه بر مدیریت بحران در لحظه فقدان قطعیت است؛ جایی که تصمیم، پیش از دستورالعمل شکل میگیرد.
در این چارچوب، حضور سردار احمد کاظمی در زلزله بم، نه بهعنوان یک چهره اسطورهای، بلکه به عنوان یک فرمانده میدانی تصویر میشود؛ فرماندهای که در شرایط آشفتگی، مسئولیت را به تعویق نمیاندازد. فیلم نشان میدهد که مدیریت بحران، پیش از آنکه به ساختار وابسته باشد، به «حضور» وابسته است؛ حضوری که بهموقع، مؤثر و تصمیممحور است.
قهرمانی به نام احمد کاظمی
امیرعباس ربیعی در مقام کارگردان، آگاهانه از دام قهرمانسازیهای رایج فاصله میگیرد. احمد کاظمی در فیلم، نه خطابه میخواند و نه مرکز قاب را تصاحب میکند. او بیشتر شنونده است تا گوینده، بیشتر تصمیمگیر است تا فرماندهنده. این تصویر، دقیقاً در تضاد با روایتهای اغراقشدهای است که معمولاً از چنین شخصیتهایی ارائه میشود. «احمد» میخواهد نشان دهد که در بحران، کارآمدی مهمتر از دیدهشدن است.
از منظر کارگردانی، فیلم بر منطق «زمان واقعی» استوار است. ریتم آرام، اما پیوسته، حس تعلیق ناشی از بیخبری و فشار تصمیمگیری را منتقل میکند. این ریتم، کاملاً با ماهیت ۱۲ ساعت اول پس از زلزله همخوان است؛ ساعاتی که هر تصمیم میتواند به نجات جانها منجر شود یا بر حجم فاجعه بیفزاید. اینجا دیگر جایی برای اغراقهای سینمایی نیست.
بازی تینو صالحی در نقش احمد کاظمی، یکی از نقاط اتکای فیلم است. صالحی بهجای شبیهسازی بیرونی یا تقلید رفتاری، بر «وضعیت» تمرکز کردهاست. احمدِ فیلم، انسانی است که بار تصمیمها را به دوش میکشد، نه قهرمانی که قرار است تحسین شود. سکوتها، مکثها و نگاههای حسابشده، به مراتب بیشتر از دیالوگها شخصیت را میسازند. این نوع بازی، با فضای مدیریت بحران همخوان است؛ جایی که احساسات شخصی باید مهار شوند.
دیگر بازیگران فیلم، از جمله توماج دانشبهزادی، علی صادقیزاده، مینا شفیعی، مهیار شاپوری، عماد درویشی و حامد مهربانی، در نقش نیروهایی ظاهر میشوند که هر کدام بخشی از پازل مدیریت بحرانند. فیلم به درستی از تیپسازی پرهیز میکند و نشان میدهد که بحران، محصول یک فرد نیست، بلکه نتیجه تعامل و تصمیم جمعی است.
جهانبینی «احمد» را باید در نگاهش به مدیریت بحران جستوجو کرد. فیلم بهصراحت نشان میدهد که بحران، جایی برای شعار نیست. در ۱۲ ساعت نخست زلزله بم، نه فرصت هماهنگیهای رسمی وجود دارد و نه مجال اختلافنظرهای فرسایشی. آنچه اهمیت دارد، تشخیص اولویتها، سرعت عمل و مسئولیتپذیری است. این نگاه، فیلم را از سطح یک روایت تاریخی فراتر میبرد و به آن بُعدی معاصر میدهد.
نگاه استراتژیک فیلم
در اینجاست که «احمد» خط خود را با سینمای خنثی امروز روشن میکند. سینمایی که معمولاً از ورود به چنین موقعیتهایی پرهیز میکند، چون قضاوتپذیر است. «احمد»، اما میپذیرد که روایت بحران، بدون موضع ممکن نیست. بیموضعی در چنین شرایطی، بهمعنای حذف مسئولیت است؛ چیزی که فیلم آگاهانه با آن مرزبندی میکند. نگاه استراتژیک فیلم نیز در همین انتخاب زمانی و روایی قابلمشاهده است. تمرکز بر ۱۲ ساعت اولیه، تمرکزی هوشمندانه است، چراکه این بازه، هم فشرده است، هم تعیینکننده و هم کمتر روایت شده. فیلم با این انتخاب، بهجای بازگویی مکررات، به سراغ نقطهای میرود که فهم آن، برای امروز هم کاربرد دارد.
ساخت چنین فیلمی در ایران، آن هم درباره زلزله بم که هنوز داغ آن بر دلها نشسته، کار سادهای نیست. خطر سقوط به سانتیمانتالیسم، شعارزدگی یا سوءبرداشت همواره وجود دارد. «احمد» با کنترل احساسات و تمرکز بر عقلانیت، از این دامها عبور میکند؛ هر چند بهایش را با فاصله گرفتن از ذائقه تماشاگر هیجانطلب میپردازد.
در نهایت، «احمد» فیلمی است که بهجای مصرف اندوه، به فهم مسئولیت میرسد. فیلمی درباره زلزله بم، نه برای گریه، بلکه برای فکر کردن. اثری که نشان میدهد در دل فاجعه، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تصمیم درست در زمان درست است؛ و این دقیقاً همان چیزی است که سینمای امروز، بیش از هر زمان دیگر، به آن نیاز دارد.