کد خبر: 1197722
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۱
کتک خوردن سینمای انقلاب اسلامی
گوشه رینگ نشست‌های «بر سینمای ایران چه گذشت»! حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی! اخیراً تدارک‌دهنده و میزبان سلسله میزگرد‌هایی با عنوان «بر سینمای ایران چه گذشت» بود.

جوان آنلاین: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی! اخیراً تدارک‌دهنده و میزبان سلسله میزگرد‌هایی با عنوان «بر سینمای ایران چه گذشت» بود. نشست‌هایی که هر بار با حضور چهار سینماگر پیشکسوت برگزار و مباحث مختلفی درباره تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی در آن مطرح شد. چند نکته درباره این جلسات حائز اهمیت است؛ اول اینکه همانطور که قابل‌پیش‌بینی بود این سلسله جلسات به عنوان جریان‌شناسی سینمای انقلاب اسلامی قرار است تبدیل به مستند شود و احتمالاً در دسترس علاقه‌مندان (بخوانید نسل نوجوان، جوان و دانشجو) به عنوان یک منبع یا رفرنس قرار بگیرد، اما نکته اصلی اینکه در این سلسله جلسات ترکیب میهمان‌ها طوری چیده شده‌بود که اغلب طرفداران یک جریان فکری میدان‌دار آن بودند و به بیان نظرات خود می‌پرداختند و جای خالی تفکر حامی سینمای انقلاب اسلامی که شهید آوینی در دهه ۶۰ پرچمدار آن بود، به شدت احساس می‌شد. عجیب اینکه حوزه هنری حتی مجری این سلسله جلسات را از میان افرادی انتخاب کرده‌بود که نسبتی با تفکر سینمای انقلاب اسلامی ندارند و به طور عادی سمت و سوی بحث‌ها طوری مدیریت شد که گویی دهه ۶۰ نه دوران شکوفایی سینما، بلکه دوران بگیر و ببند و خفقان برای سینما بوده‌است! در حالی که با تمام ایرادات و کمبود‌ها اساساً سینما در ایران با انقلاب اسلامی دچار زایش و تحول و دگرگونی به سود فرهنگ شد و درخشش سینمای ایران در جهان در این دهه شکل گرفت.
برای مثال در آخرین نشست در کنار امیر قادری، مجری برنامه که در سایت متعلق به خود همواره از دهه ۶۰ با پسوند بسته یاد می‌کند، علیرضا رئیسیان، فریدون جیرانی و سیدضیاء هاشمی و اکبر حر در کنار سید محمد حسینی قرار دارند. در واقع سینمای انقلاب در این ترکیب تنها یک نماینده دارد و طبیعی است که در تقسیم زمان و نوع مدیریت جلسه یک در برابر چهار ترکیبی است که غلبه با یک طرز تفکر خواهد‌بود.
حسینی خود در این جلسه تلویحاً به نسبت نابرابر و غیرعادلانه این جلسات اشاره می‌کند: «برخی مباحث البته در این نشست‌ها مطرح شد که می‌شد بحث و گفت‌وگوی جدی‌تری درباره آن‌ها شکل بگیرد، مانند نظر آقای گلمکانی درباره اینکه سینما همواره در ایران یواشکی بوده‌است؛ این نظری است که جا داشت بر سر آن مباحثه جدی‌تری شکل بگیرد؛ مستندی هم که بهانه شکل‌گیری این نشست‌ها بود، از منظری به تاریخ سینمای ایران پرداخته‌بود که به نظرم زاویه نگاهش نواقص بسیاری داشت. منظورم از نواقص هم جا‌های خالی و نقطه‌چین‌های زیاد در روایت است؛ یعنی به ضعف مستند اشاره نمی‌کنم، بلکه به نقص روایت آن اشاره دارم. وقتی شما اتاق ۱۲ متری را با فرش ۱۰ متری، می‌پوشانید، می‌گوییم این کار نقص دارد، اما اگر یک فرش ۱۲ متری پاره در آن پهن کنید، می‌گوییم این کار ایراد دارد و معیوب است. مستندی که ما با آن سروکار داشتیم، از این منظر روایتش ناقص بود.»
در جلسه‌ای دیگر فریدون جیرانی، ابوالحسن داودی، مهدی مسعود‌شاهی و هوشنگ گلمکانی حضور دارند و باز سویه مدیریت مجری به شکلی است که فرصتی برای طرح خدمات انقلاب اسلامی به سینما مطرح نمی‌شود و باز هم تلویحاً انقلاب در مظان اتهام است. در این نشست‌ها از محسن مخملباف و خشونت‌های او علیه فیلم «برزخی‌ها» سخن به میان می‌آید، اما هیچ اشاره‌ای به جریان سیاسی پشتیبان او در دفتر نخست‌وزیری و افرادی، چون سید محمد خاتمی در روزنامه کیهان نمی‌شود. گویی مخملباف نماینده تفکر انقلابی بوده‌است، در حالی که انقلابی‌ها مقابل صف‌بندی مغرضانه مخملباف در آن ایام قرار می‌گیرند. اینگونه گزارش دادن از تاریخ سینما و مستندسازی از آن برای نسل‌های آینده می‌تواند یک شیطنت باشد که عجیب است نهادی، چون حوزه هنری آن را به این نحو ناقص مدیریت کرده‌است. اساساً سخن گفتن از سینمای پس از انقلاب اسلامی بدون اشاره به نظریات مترقی شهید آوینی، نقش بی‌بدیل سینمای دفاع مقدس، حضور با نشاط زنان مقابل و پشت دوربین و عزتمندی این قشر و فضای بازی که برای حضور بانوان ایجاد شد و ایران را به صدر کشور‌هایی تبدیل کرد که زنان در آن نقشی غیرقابل کتمان دارند، نمی‌تواند کاملاً عادلانه و منصفانه باشد. باید گفت نشست‌هایی که با عنوان «چه بر سر سینما گذشت» از سوی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار و دست آخر مستندسازی شد و به دلیل ناقص و یکطرفه بودن طرح مباحث، جفایی به سینمای انقلاب اسلامی بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار