کد خبر: 1196656
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۲ - ۰۶:۲۰
«سرهنگ ثریا» ایده بکر و اجرای ناموفق زمانی که فیلم در حد یک ایده باقی بماند و کارگردان نتواند مسیر جدی و منطقی برای ایجاد درام تدارک ببیند، به طور عادی در دام تکرار یک موقعیت درجا می‌زند

جوان آنلاین: زمانی که فیلم در حد یک ایده باقی بماند و کارگردان نتواند مسیر جدی و منطقی برای ایجاد درام تدارک ببیند، به طور عادی در دام تکرار یک موقعیت درجا می‌زند. ایده هر قدر هم که جذابیت محتوایی داشته باشد در این چرخه توان حرکت ندارد، با احساسات‌گرایی، با گریه و آه و ناله درام شکل نمی‌گیرد و این می‌تواند ضعف جدی یک فیلم باشد که باعث تلف‌شدن ایده می‌شود.
«سرهنگ ثریا» تنها چیزی که دارد این است که به دلیل اهمیت سوژه می‌تواند برای مخاطب برانگیزاننده باشد، اما آیا این برای تبدیل‌شدن به یک فیلم کافی است؟ سؤال جدی این است که این فیلم تا چه حد می‌تواند سینمایی باشد و برای مخاطب امروز کارکرد داشته باشد؟ سرهنگ ثریا با مختصات و قواعد درام فاصله زیادی دارد؛ فیلمی شلوغ و مغشوش که فیلمنامه در آن احساس نمی‌شود، هر چه که هست تأکید بر احساسات است، به همین جهت نمی‌تواند مخاطب را با خود همراه کند چراکه اولین فیلم لیلی عاج در یک موقعیت تکراری درجا می‌زند و فیلم را بازیگرانش به زور جلو می‌برند، به خصوص بار اصلی فیلم بر دوش ژاله صامتی است و او با شیون و زاری جهانِ ایستای فیلم را شلوغ کرده است تا حفره‌های فیلمنامه مشخص نشود. بیایید به این فکر کنیم که اگر سرهنگ ثریا کوتاه یا نیمه‌بلند ساخته می‌شد، اتفاقی برای آن رخ می‌داد؟ پاسخ قطعاً خیر است، سرهنگ ثریا اثری کوتاه است که کش آمده و این کش آمدن باعث شده جهان فیلم از دقیقه ۱۰ به بعد متقاعدکننده نباشد. به نظر می‌رسد فیلمساز تحت تأثیر موضوع بکرش بوده است؛ خانواده‌هایی که می‌خواهند فرزندان خود را در اردوگاه اشرف ملاقات کنند و این اجازه به آن‌ها داده نمی‌شود. قصه واقعی است و قطعاً تأثیرگذار، اما در زبان سینما تأثیرگذاری باید با دکوپاژ و میزانسن متقاعدکننده پیوند بخورد ولی در این فیلم خبری از سینما نیست و آنچه هست، حاصل تلاش تدوینگر است. وقتی در فیلم متمرکز می‌شویم، ازدیاد نما‌ها مشخص می‌شود و این از نابلدی فیلمساز می‌آید؛ فیلمسازی که تجربه نمایشی دارد و فکر کرده سینما هم‌سن تئاتر است و تکرار یک موقعیت و درجا زدن یک موضوع که اساساً می‌تواند کارکرد نمایشنامه رادیویی داشته باشد، فیلم می‌سازد. در چنین شرایطی فیلم نمی‌تواند باورپذیر باشد و تنها خودش را در یک موقعیت ایستا تکرار می‌کند و این تکرار چطور می‌تواند مخاطب را تحت تأثیر ایده بکرش قرار دهد؟ سرهنگ ثریا حتی نمی‌تواند قصه‌اش را گسترش بدهد چراکه جهان فیلم در دور تکرار است و هر لحظه یک موقعیت فقط بازسازی می‌شود. گریه و زاری برای دیدن فرزندان و خانواده یک مقطع احساسی است و فیلمساز در آن متوقف مانده و از آن عبور نکرده است. فیلمساز می‌توانست با فیلمنامه‌ای منسجم و قصه‌ای که کارکرد سینمایی دارد، این سوژه کارنشده را با روایتی جذاب ارائه کند، اما انگار برای او سینما اولویت نبوده و تنها سعی کرده است از یک سوژه واقعی به موقعیتی سوزناک برسد. آیا شیون و زاری و دوری خانواده از فرزندان به تنهایی می‌تواند برای مخاطب، سینما بسازد؟ سوژه خوب زمانی می‌تواند سینمایی باشد که بستر‌سازی مناسبی شکل بگیرد، اما لیلی عاج به هیچ وجه نتوانسته است در مسیر سینما گام بردارد، این گونه از آثار باید با نگرش منسجم‌تری روایت‌کننده یک موضوع واقعی باشند، موضوع «سرهنگ ثریا» این قابلیت را دارد که تبدیل به سریال شود، اما وقتی این فیلم را روی پرده سینما می‌بینیم، معلوم می‌شود که کاستی‌های فراوانی دارد و هر چقدر که فیلم جلو می‌رود بر بار کاستی‌ها افزوده می‌شود، بازی ژاله صامتی تنها نکته مهم فیلم است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار